GhoolAbad logo
مقاله‌ها
غول آباد؛ دانش‌نامهٔ مردمی یزد
user
مهمان گرامی، خوش آمدید! - قلعه -
addressغول آباد / مقاله‌ها / معرفی گنجینهٔ اسناد خاندان گودرز مهربان در مجموعهٔ کامران نجف زاده

معرفی گنجینهٔ اسناد خاندان گودرز مهربان در مجموعهٔ کامران نجف زاده

w
کامران نجف زادهwriter کامران نجف زاده

«کامران نجف زاده» در خرداد ۱۳۴۷ در «تهران» به دنیا آمد. او از نوجوانی عکاسی می‌کرد. سپس به تحصیل در رشتهٔ «پرستاری» در «دانشگاه علوم پزشکی ایران» پرداخت و در سال ۱۳۷۱ موفق به کسب درجهٔ کارشناسی پرستاری شد. او بعدتر برای مقطع کارشناسی ارشد، تحصیل در رشتهٔ «مرمت و حفاظت اشیای تاریخی» را پی گرفت.

«نجف زاده» از سال ۱۳۸۰ شروع به جمع‌آوری عکس‌های تاریخی کرد و همزمان به پژوهش در تکنیک و تاریخ عکس‌ها و همچنین به مطالعهٔ شیوه‌های مرمت و نگهداری عکس می‌پرداخت. او دوره‌هایی را نیز در خارج از کشور گذراند و با تلفیق دانسته‌ها با ابداعاتش، مخازنی علمی و اصولی برای نگهداری عکس‌ها طراحی و اجرا کرد.

امروز «مجموعهٔ کامران» بیش از صد هزار قطعه عکس تاریخی دارد. پایگاه‌‌های اینترنتی این مجموعه، از منابع غنی و دست اول عکس‌های تاریخی ایران است. از «کامران نجف زاده» مقاله‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌هایی به چاپ رسیده است. وی تا کنون ده نمایشگاه در داخل برگزار کرده و با چند نمایشگاه خارجی نیز همکاری کرده است.

email email site telegram telegram facebook instagram :
r
i
t
er
تصویرzoomimage
کامران نجف زاده
کامران نجف زاده، مجموعه‌دار بزرگ عکس‌های تاریخی و عضو هیات مدیرهٔ انجمن مجموعه‌داران ایران.

۱- مجموعهٔ کامران نجف زاده

۱-۱- زندگی‌نامهٔ مجموعه‌دار

«کامران نجف زاده» در خرداد ۱۳۴۷ در «تهران» به دنیا آمد. پنج سال بیشتر نداشت که با هدیه گرفتن چند قطعه تمبر از پدر، عشق به مجموعه‌داری در دلش افتاد. همزمان با دوران مدرسه به هنر نیز گرایش داشت و از نوجوانی عکاسی می‌کرد. سپس به تحصیل در رشتهٔ «پرستاری» در «دانشگاه علوم پزشکی ایران» پرداخت و در سال ۱۳۷۱ موفق به کسب درجهٔ کارشناسی پرستاری شد. او بعدتر برای مقطع کارشناسی ارشد، تحصیل در رشتهٔ «مرمت و حفاظت اشیای تاریخی» را پی گرفت.

کشش او به هنر عکاسی و علاقه‌ای که به تاریخ این هنر داشت، او را در جوانی، شیفتهٔ عکس‌های قدیمی کرد. در آغاز او شیفتهٔ حس نوستالژی و ارزش هنری و تکنیکی این عکس‌ها بود؛ ولی خیلی زود به ارزش تاریخی و سندیت این عکس‌ها هم پی برد. او دیگر در کنار بررسی هنری و تکنیکی عکس‌هایی که در موزه‌ها، آلبوم‌های خانوادگی و عتیقه‌فروشی‌ها می‌دید، بر جزییات، موضوعات و روایات تاریخی هر عکس نیز تامل می‌کرد.

او دیگر به عکس‌های تاریخی، همچون اسناد ملی نگاه می‌کرد. عشقش به میهن و بیمی که از پراکندگی و نابودی این اسناد تاریخی داشت، سبب شد تا احساس مسیولیت کرده و نقشی را برای خود در حفظ و مرمت این میراث ملی تعیین کند. برای این منظور، از سال ۱۳۸۰ تصمیم به گردآوری عکس‌های تاریخی ایران گرفت.

تصویرzoomimageimage
مجموعهٔ عکس‌های تاریخی
مجموعهٔ کامران، از بزرگترین مجموعه‌های عکس‌های تاریخی در ایران است. کار این مجموعه، یافتن، خریدن، پژوهیدن، مرمت و نگهداری، دیجیتالی کردن و ارایهٔ عکس‌های تاریخی است.
Andrzej Sowa

۲-۱- تاریخچهٔ مجموعه

این مجموعه، با خرید اولین عکس تاریخی در سال ۱۳۸۰ توسط «کامران نجف زاده» متولد شد. روز به روز، تعداد عکس‌ها بیشتر می‌شد و نگهداری آنها نیاز به چاره‌جویی داشت. برای همین، او در کنار پژوهش در تاریخ عکاسی و تاریخ ایران، دربارهٔ مرمت و آرشیو کردن عکس‌ها نیز مطالعه می‌کرد. او در این زمینه، دوره‌هایی را در خارج از کشور گذراند و تحصیل در رشته‌ای مرتبط را پی گرفت. او با تلفیق این دانسته‌ها با ابداعات و تجارب شخصی خود، مخازنی اصولی برای حفظ عکس‌ها در بهترین شرایط محیطی، طراحی و اجرا کرد.

همهٔ هزینه‌های خریداری، مرمت و نگهداری این مجموعه، از آغاز تا اکنون، با همت بلند او تامین شده است. البته در این راه افرادی فرهنگ دوست که حسن نیت او را دریافته و نگهداری اصولی عکس‌هایش را دیده‌اند، عکس‌های تاریخی خود را برای حفاظت و ماندگاری در تاریخ به این مجموعه اهدا کرده‌اند. پایگاه اینترنتی این مجموعه با عنوان «مجموعهٔ کامران» در سال ۱۳۸۵ گشایش یافت.

امروز، «مجموعهٔ کامران نجف زاده» بدون احتساب عکس‌های دیجیتال، شامل بیش از صد هزار قطعه عکس است. این عکس‌ها در قالب‌های گوناگون کاغذ، شیشه، نگاتیو، اسلاید و کارت پستال می‌باشد. از دورترین زمان‌ها در تاریخ عکاسی و از مشهورترین عکاسان تاریخ ایران، در این مجموعه عکس وجود دارد. برخی از عکس‌های تاریخی این مجموعه نیز مربوط به خارج از ایران است.

آرزوی متعالی و هدف غایی «کامران نجف زاده» برای این مجموعهٔ گرانسنگ ملی که با عشق گردآوری شده، تاسیس نهادی تخصصی و موزه‌ای خصوصی برای عکس‌های تاریخی ایران است تا در کنار نمایش عمومی و دایمی عکس‌ها، مرکزی برای پژوهش در تاریخ عکاسی و همکاری هر چه بیشتر با پژوهشگران تاریخی باشد.

تصویرzoomlink
خاندان گودرز مهربان
عکس خانوادگی ارباب گودرز مهربان رستم ایرانی، واقف کاروانسرای گودرز برای تاسیس بیمارستان انگلیسی‌ها.
مجموعهٔ کامران

۲- گنجینهٔ اسناد خاندان گودرز مهربان

«مجموعهٔ کامران نجف زاده» علاوه بر عکس که تمرکز اصلی آن است، اسناد دیگری را نیز در بر می‌گیرد؛ چرا که گاه اسناد به صورت گنجینه‌ای خریداری می‌شود و در هر گنجینه، علاوه بر عکس، اسناد دیگری نیز هست. یکی از گنجینه‌های این مجموعه، گنجینهٔ اسناد خاندان «گودرز مهربان» در یزد می‌باشد که بسیار باارزش است.

در این گنجینه، نزدیک به ۲۰ عکس تاریخی وجود دارد که تعدادی از آنها چاپی و تعدادی هم عکس‌های خانوادگی‌ برداشته شده در آتلیهٔ «آنتوان سوریوگین» (۱) است. یکی از عکس‌های این گنجینه را «میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل» -روزنامه‌نگار و مشروطه‌خواه نامی- به فردی از این خاندان تقدیم کرده؛ همچنین عکسی از «احمد شاه قاجار» نیز در میان عکس‌ها است. وجود چنین ارتباطاتی در این خاندان، بسیار جالب توجه است.

این گنجینه، پر از اسناد نوشتاری چاپی و خطی نیز هست. بیشتر اسناد خطی این گنجینه، دربارهٔ املاک زرتشتیان در یزد می‌باشد. از اسناد خطی نفیس آن می‌توان به قبالهٔ ازدواجی که روی کرباس نوشته شده و یا اسنادی از «انجمن ناصری زرتشتیان یزد» اشاره کرد. از دیگر اقلام این گنجینه، لیبل‌های تجاری چای است.

زندگی‌نامهٔ مفصل و حتی چهرهٔ «ارباب گودرز مهربان رستم ایرانی» (۲) برای ما ناشناخته است. البته می‌دانیم که این تاجر بزرگ یزدی، شهروند «هند»، ساکن «بمبیی» و از سران «پارسیان هند» بوده؛ (۳) و برای گذران دوران پایانی عمر خود به یزد بازگشته است. شاید «مهربان گودرز» با نام هندی «مستر وای» (۴) که خود نیز از تاجران بزرگ یزد و «بمبیی» بوده و ویرانه‌های خانهٔ باشکوهش هنوز در محلهٔ «گازرگاه» باقی است، پسر وی باشد. (۵)

نام و یادی از چهار برادر «ارباب گودرز» با نام‌های اربابان «رستم»، «رشید»، «کیخسرو» و «خسرو» که همه از تاجران سرشناس و خیران بزرگ بوده‌اند نیز در تاریخ یزد باقی است. معروف‌ترین اثر خیر ایشان، تاسیس «مدرسهٔ کیخسروی» در سال ۱۲۶۸ ه.ش توسط «ارباب کیخسرو مهربان رستم» است. (۶)

از گنجینهٔ اسناد خاندان «گودرز مهربان»، چند سند گزینش شده است که در دنباله، معرفی و فهرست می‌گردد:

تصویرzoomlink
سردر کاروانسرای گودرز
عکس دسته جمعی در سردر کاروانسرای گودرز مهربان در محلهٔ گازرگاه یزد در سال ۱۲۷۷ ه.ش.
مجموعهٔ کامران

۱-۲- عکس‌های بیمارستان مرسلین یزد

در گنجینهٔ اسناد این خاندان، برگه‌ای چاپی با سه عکس نویافت و باارزش به چشم می‌خورد. در پایین این برگه و در توضیح این سه عکس به انگلیسی نوشته است: ”تبلیغ طبی در یزد“ (۷). لازم است تا پیش از معرفی و بررسی این عکس‌ها که مربوط به «گودرز مهربان» و «بیمارستان مرسلین یزد» است، تا آنجا که منابع اجازه می‌دهند، قدری به زندگی‌نامهٔ این تاجر و تاریخچهٔ این بیمارستان بپردازیم.

از کار‌های خیر «گودرز مهربان» روایت‌هایی در منابع به جای مانده است: ”در سال ۱۲۶۸ خورشیدی، «بیمارستان مهر» به همت شادروان «گودرز مهر» در کوی «گازرگاه» در خیابان «سلمان فارسی» یزد بر پا گردید که برای مداوای بیماران زیر نظر «دکتر کلمن» اداره می‌شد.“ (۸) این مطب و دوا‌خانه که در مقیاسی کوچک و آزمایشی بود، توسط مبلغان «اصفهان» راه‌اندازی شد و پرسنل آن مقیم یزد نبودند. (۹)

«جامعهٔ مبلغان کلیسا» (۱۰) کار خود را در یزد به طور رسمی از اول سال ۱۲۷۷ ه.ش با ورود «دکتر هنری وایت» (۱۱) از «اصفهان» آغاز کرد. پس از چند ماه، ”هنگامی که هیات مسیحی «انگلیس» در یزد برای بر پا ساختن بیمارستان خود، احتیاج به زمین پیدا کردند، یک بازرگان توانمند زرتشتی به نام «گودرز مهربان» قدم پیش نهاد و کاروانسرای بزرگی را با تمام متعلقاتش، از جمله منزلی در مجاور آن به هیات بخشید. بخش درمانی کار مبلغان به خصوص مورد تایید و پشتیبانی پارسیان است.

ساختمان خاص این توقفگاه موقتی کاروان‌ها به نحوی شگفت، با استفاده‌ای که اینک بیمارستان می‌خواست از آن بکند، متناسب از آب در آمد. حیاط اصلی را که زمانی جای خران و اسبان و قاطران و شتران بود، تبدیل به باغچهٔ قشنگی کردند و حجره‌های قدیمی ساربانان و چارواداران را به اطاق‌ها و بخش‌هایی برای اقدامات خیرخواهانهٔ بیمارستان مبدل ساختند.“ (۱۲)

این بیمارستان پس از مرمت و تجهیز، بسیار پیشرفته و کامل شد و شامل بخش‌هایی چون درمانگاه، دارو‌خانه، بخش‌های بستری، بخش زنان، بخش ترک اعتیاد، اطاق‌ عمل، تاریک‌خانه، اطاق کالبد‌شکافی و کلیسایی کوچک بود. این بیمارستان مدرن برای بیش از چهار دهه، مرکز خدمات بهداشتی و درمانی در یزد و حومهٔ آن بود. (۱۳)

از دیگر کار‌های خیر این تاجر سخی، ساخت «دبستان پسرانهٔ گودرزی» در «اله آباد رستاق» در سال ۱۲۸۰ ه.ش است. «ناپیر مالکوم» (۱۴) -کشیش مقیم در یزد- در کتاب خود که در سال ۱۹۰۵ م (۱۲۸۴ ه.ش) در «لندن» به چاپ رسانده از وی با پیشوند «فقید» یاد کرده است. (۱۵) بنابراین تا پیش از فوریهٔ ۱۹۰۴ م (بهمن ۱۲۸۲ ه.ش) که او یزد را ترک کرده، «گودرز مهربان» درگذشته بوده است.

تصویرzoomlink
حیاط کاروانسرای گودرز
نمای داخلی و حیاط ویران کاروانسرای گودرز پیش از مرمت و تاسیس بیمارستان مرسلین در سال ۱۲۷۷ ه.ش.
مجموعهٔ کامران

اکنون به معرفی این عکس‌های سه‌گانه می‌پردازیم. می‌دانیم که هیات‌های مبلغ «کلیسای انگلستان» در سراسر جهان، موظف به ارسال مرتب گزارش عملکرد خود به «لندن» بودند. این برگه نیز گزارشی تصویری از عملکرد بخش درمانی هیات مبلغان یزد در تابستان سال ۱۲۷۷ ه.ش است. عکس نخست، مربوط به خانوادهٔ «گودرز مهربان» است که احتمالاً در روز وقف کاروانسرا یا در دیدار هیات انگلیسی از او گرفته شده است.

عکس دوم، عکسی دسته جمعی در جلوی سردر این کاروانسرا است که مردان و کودکانی که اغلب زرتشتی اند در آن حضور دارند. عکس سوم، مربوط به محوطهٔ داخلی این کاروانسرا است که وضع اولیه و ویران آن را پیش از مرمت و تبدیل شدن به بیمارستان نمایش می‌دهد. گروهی از مردان یا چارواداران که در ورودی کاروانسرا اطراق کرده‌اند نیز در این عکس به چشم می‌خورند. شاید این دو عکس اخیر مربوط به اولین بازدید هیات انگلیسی از این کاروانسرا و یا روز تحویل گرفتن آن باشد. پیدا شدن این سه عکس برای تاریخ یزد بسیار مغتنم است.

این کاروانسرا پس از تحویل داده شدن به هیات انگلیسی، با سرمایهٔ زرتشتیان و مسلمانان و مسیحیان، بازسازی و تجهیز شد و در سال ۱۸۹۹ م (۱۲۷۸ ه.ش) گشایش یافت. این بیمارستان تا اوایل دههٔ ۱۳۲۰ ه.ش دایر بود و نخستین و تنها بیمارستان مدرن یزد به شمار می‌آمد. ”پس از برچیده شدن کار آن، «مدرسهٔ تدین» در آن عمارت مستقر شد.“ (۱۶) بعدها از دوران «پهلوی» این عمارت، اقامتگاه کرد‌های اخراجی از «عراق» شد. (۱۷)

امروز این عمارت در حالت نیمه ویران و بدون کاربری است. سردر آن هنوز به همان حالت قدیم است؛ ولی کتیبهٔ مرمرین آن که رویش عبارت ”مریض‌خانهٔ مرسلین انگلیس، سنهٔ ۱۸۹۹“ منقور بود در دههٔ ۱۳۸۰ دزدیده شد. (۱۸) «بیمارستان گودرز» کنونی که در سال ۱۳۲۷ ه.ش گشایش یافته است، اثر خیر خاندان زرتشتی دیگری به نام «گودرز شاهجهان» است.

۲-۲- اسناد خطی املاک زرتشتیان

از میان اسناد خطی این گنجینه، سه سند برای نمونه گزینش شده است که به ترتیب تاریخشان فهرست می‌گردد. سند اول و دوم مربوط به غصب و تصرف باغ‌های زرتشتیان در محلهٔ «تل» یزد می‌باشد. سند باارزش سومی مربوط به جلسهٔ بررسی وقف‌نامه و تعیین تکلیف املاک وقفی زرتشتیان در «انجمن ناصری زرتشتیان یزد» است. به امید خدا در آینده، هر کدام از این اسناد، جداگانه در مقاله‌ای بازخوانی و بررسی خواهند شد.

تصویرzoomimage
اسناد خطی خاندان گودرز
سه نمونه از اسناد خطی گنجینهٔ خاندان گودرز مربوط به املاک زرتشتیان در یزد. این اسناد در متن مقاله به ترتیب زمانی و از راست به چپ فهرست شده‌اند.
مجموعهٔ کامران +

سند ۱- استشهادنامهٔ خلع ید و رفع تصرف عدوانی زمین کل‌انداز مربوط به باغ یکی از زرتشتیان در محلهٔ «تل» یزد از «استاد کاظم کج‌کوب» و ورثهٔ مرحوم برادرش و صلح با ایشان / ۹ جمادی الثانی ۱۲۶۴ ه.ق (۲۳ اردیبهشت ۱۲۲۷ ه.ش)

سند ۲- استشهادنامهٔ غصب باغ وقفی «شیرمرد نوزر» زرتشتی در محلهٔ «تل» یزد توسط «آ سید حسین کرمانی» / ۲۷ ذی‌القعده ۱۲۷۶ ه.ق (۲۶ خرداد ۱۲۳۹ ه.ش)

سند ۳- صورت جلسهٔ «انجمن ناصری زرتشتیان یزد» دربارهٔ تعیین تکلیف ۵ فقره اعیان موقوفهٔ «رستم مهربان منوچهر» و «اورمزدیار شاهزاد» در محلهٔ «ملایان» با حضور مدعیان و متولی / ۲۲ رجب ۱۳۱۵ ه.ق (۲۷ آذر ۱۲۷۶ ه.ش)

تصویرzoomimage
کارت پستال کلیسای جامع چستر
کارت پستال ارسالی سارا از انگلستان به ایران.
مجموعهٔ کامران +

۳-۲- کارت پستالی از انگلستان

سند جالب توجه دیگری که در این گنجینه موجود است، کارت پستالی است با نمای سردر غربی «کلیسای جامع چستر» که «سارا» آن را در تاریخ ۸ اوت ۱۹۳۲ م (۱۷ مرداد ۱۳۱۱ ه.ش) از «چستر» برای دوستش «دوشیزه مایور» که از کارکنان «بیمارستان مرسلین شیراز» بوده، پست کرده است. «سارا» که چند روزی را در آن شهر گذرانده بوده، از زیبایی و هوای خوب آن شهر برای دوستش نوشته و در پایان برای او آرزوی سلامتی کرده است.

این کارت پستال پس از کمتر از یک ماه، در تاریخ ۳ سپتامبر ۱۹۳۲ م (۱۲ شهریور ۱۳۱۱ ه.ش) وارد پست‌خانهٔ «شیراز» شده، ولی از آنجایی که گویا در آن هنگام «دوشیزه مایور» به یزد منتقل شده بوده، کلمهٔ «شیراز» را خط زده‌اند و عبارت ”یزد، مریض‌خانه“ را به جای آن نوشته‌اند و کارت پستال را به یزد ارسال کرده‌اند. مشخص نیست این کارت پستال چگونه به این گنجینه راه یافته است. متن نامهٔ آن چنین است:

“Miss G. I. Maore; CMS Hospital, Shiraz, Persia
Chester, Aug[ust] 8th, [19]32
Dear Miss Moare,
I am spending a few days here. It is lovely weather. Chester is a beautiful city.
Hope you are well. With love, from Sarah.”

۳- سخن پایانی

اسناد تاریخی، روایتگران تاریخ هستند. بدون وجود آنها ما بدون تاریخ خواهیم ماند و ملت بدون تاریخ، ملتی بی‌ریشه و بی‌عبرت خواهد بود. اینجا است که ارزش کار مجموعه‌داران مشخص می‌شود. آنها با عشق و خون جگر و همت عالی، برگ برگ کتاب تاریخ صد پاره شدهٔ میهن را یافته و آن را از به یغما رفتن و نابودی می‌رهانند.

تصویرzoomimage
مریض‌خانهٔ مرسلین یزد
نقاشی بسیار باارزش از حیاط بیمارستان مرسلین یزد پس از مرمت کاروانسرای گودرز در حوالی سال ۱۲۸۵ ه.ش.
Children of Persia; Urania Latham; 1911

همین چند سندی که در این مقاله معرفی شد، راوی حکایت‌های تاریخی فراوانی از دیار یزد هستند. داستان همزیستی ادیان و اقوام در یزد شنیدنی است. سخاوت و بلند نظری زرتشتیان و خدماتشان به این دیار مثال زدنی است. زحمات کارکنان مسیحی نهاد‌های خدماتی «کلیسای انگلستان» که از شهرهای سرسبز و آباد خود برای خدمت‌رسانی به دورافتاده‌ترین نقاط جهان می‌رفته‌اند نیز درخور آفرین و سپاس است.

fo
footnote پانوشت

(1) Antoin Sevruguin
(۲) در گذشته، تاجران و سران زرتشتی با پیشوند «ارباب» خوانده می‌شدند. نام کامل افراد در یزد قدیم از پیشوند، نام شخص، نام یک یا دو جد پدری و پسوند جغرافیایی محل تولد او تشکیل می‌شد. این شیوهٔ اسم‌خوانی، تنها ویژهٔ زرتشتیان نبود و هنوز هم در روستا‌ها جاری است؛ مثلاً «حاجی محمد حسن کریم تفتی».
(3) The Church Missionary intelligencer; Vol. 51; P. 701
(4) Mr. Wye
(۵) گنج‌نامه؛ جلد ۱۴، خانه‌های یزد؛ ص ۱۸۸
(۶) تاریخچهٔ اله آباد رستاق شهرستان یزد؛ نوشتهٔ اردشیر خدارحم مرزبان اله آبادی، خاضع
(7) Medical Mission at Yezd
(۸) خاطرات رستم شاپور مهر؛ جلد ۳، پارسیان و پنج دهه فرهنگ و تمدن؛ نوشتهٔ شهریار هیربد؛ ص ۱۳۱
(9) General introduction and guide to the Church Missionary Society archive; Written by Rosemary Keen
(10) CMS: Church Missionary Society
(11) Dr. Henry White
(۱۲) سفرنامهٔ جکسن، ایران در حال و گذشته؛ نوشتهٔ آبراهام ویلیامز جکسن؛ ترجمهٔ منوچهر امیری و فریدون بدره‌ای؛ ص ۴۲۶ و ۴۲۷
(۱۳) بیمارستان مرسلین، نخستین بیمارستان مدرن یزد؛ نوشتهٔ محمد مهدی جاودانی
(14) Napier Malcolm
(۱۵) سفرنامهٔ یزد، پنج سال در شهری ایرانی؛ نوشتهٔ ناپیر مالکوم؛ ترجمهٔ علی محمد طرفداری؛ ص ۲۱۵
(۱۶) یادگارهای یزد؛ جلد ۲؛ نوشتهٔ ایرج افشار؛ ص۸۰۳
(۱۷) گفتهٔ ایاز
(۱۸) گفتهٔ وحید ذوالفقاری
ot
no
tes
co
comment دیدگاه شما دربارهٔ این مقاله چیست؟

avatar۱- جا‌های ستاره‌دار را پر کنید.
۲- نام شما نمایش داده می‌شود.
۳- رایانامهٔ شما کامل نمایش داده نمی‌شود.
۴- چهرک ماه شما از پایگاه Gravatar دریافت می‌شود.
۵- متن دیدگاه شما از ۱۰ تا ۱۰۰۰ حرف داشته باشد.
۶- دیدگاه خصوصی شما هرگز منتشر نمی‌شود.
۷- راه‌های تماس با نویسنده در قاب هر نویسنده آمده است.
۸- می‌توانید در دم، با ورود یا با ارسال رایانامه، دیدگاه‌هایتان را ویرایش یا پاک کنید.
{
}
mm
ent
co
avatarcomment پدر مادر پدرم بنام هاشم بابای محله بوده و با اسب پیشواز دسته محمدآباد می رفته که می آمده اند حسینیه [بزرگ] گازرگاه (یا میرچخماق؟) سینه بزنند. او و ننه جان مادر مادر پدرم و جون جون مادر ننه جان و بچه هایشان بی بی و نازی و ملوک رو قبر آخوند, نزدیک تل کله-منار بوده اند. خانه پدری ننه جان اول کوچه سرازیری حسینیه گازرگاه بوده.

در دهه پنجاه هم پدر مادرم که پیشنماز مسجد میرچخماق و برخوردار و غریب بوده کنار همین حسینیه خانه قدیمی بزرگی میخرد.



date ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
name وحید ذوالفقاری
mm
ent
co
avatarcomment تا 6-سالگی کوچه مرتاضیه می نشستیم ولی از نرگس و آغاچرخی و سعیدک و مرزاواقر و مرتاضیه و حسنک و حسنکو و نوظهور و مطی و شش دختریا و اکبر دیونه و بی بی سادات و ابوالقاسم و... کمابیش خاطره هایی از گازرگا در ذهن دارم. یکی از خاطراتم هم ظهر تابستانیست که بیخودی از دور خونه کردکا را با بچه ها سنگباران کردیم. ما در آنزمان به این کاروانسرا و سپس مریضخانه خونه کردکا میگفتیم چون کردهای آواره عراقی را در خود جا داده بود. بعد هم که در سال 57 رفتیم صفاییه, یک خونه کردا هم آنجا بود. نمیدانم چه کار کرده بودم که یکبار هم جلوی خانه اشان بچه-کردکا ریختند بر سرم و مویم را کشیدند. یک تخم مرغ را هم یاد میدهم که پس از مدتها از روی بام خانه جلوی اینجا بزمین انداخته بودند و کوچه را "گند برداشته بود"! شاید کار "ایاز"ی باشد که شما نقل قولی از او کرده اید!



date ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
name وحید ذوالفقاری
mm
ent
co
avatarcomment او

بسیار عالی.

- یک کامران نجف زاده خبرنگار سیما در امریکا هم داریم!

- بیشتر اسناد زرتشتیان در بازار یزد و تهران و... دزدی است. اخیرا من مجموعه ای را که سه میلیون و خورده ای خریده بودم و متعلق به خانواده مهربان گودرز (نه گودرز مهربان) و دکتر مهر و... بود را با پیدا شدن صاحب مسترد کردم و پولم هم از شیشه ایها دستگیرم نشد. اگر چه کار اینها زشتترین کارهاست, از جهتی هم بزرگترین خدمت فرهنگی میکنند که اسناد و کتب را از نابودی نجات میدهند! در این مجموعه کهنترین عکس از غار شاپور و اسناد زندگی تجاری یک زرتشتی یزدی در لندن 1880 و خدمت یکیشان در سفارت ایران در ژاپن در دوره رضاشاه و 600 نگاتیو و... بود. یک مجموعه هم بتازگی خریدم که کیخسرو رستم شاهجهان در حدود جنگ نخست جهانی در فرانسه زندگی تجاری داشته و... نیز اسناد ملا بهرام گشتاسب عضو انجمن ناصری (گشتاسب پور), و همچنین بنیانگذار مدرسه کیخسروی را بتازگی خریده ام. کاش یک کمک پیدا می شد که لااقل بخشی از کاغذها را هم او بخرد.

- از نقل قولتان سپاسگزارم ولی من سالی بر آن سنگ کوچک ندیدم.

- شاهزاد درست خوانده شده؟

وحید ذوالفقاری



date ۲۰ بهمن ۱۳۹۶
name وحید ذوالفقاری
email vahid...@yahoo.com
mm
ent
co
avatarcomment سلام.

بسیار جامع و عالی؛

با سپاس فراوان



date ۲۰ بهمن ۱۳۹۶
name امیر مرتضی #۳
email ami...@gmail.com
mm
ent
s
QR codeshare همرسانی پیوند
email twitter
h
a
re