GhoolAbad logo
مقاله‌ها
غول آباد؛ دانش‌نامهٔ مردمی یزد
user
مهمان گرامی، خوش آمدید! - قلعه -
addressغول آباد / مقاله‌ها / گزارش سفری در ایران - یزد

گزارش سفری در ایران - یزد

w
Henry Bathurst Vaughanwriter Henry Bathurst Vaughan

«Henry Bathurst Vaughan» was born on February 27, 1858 in «Britain». At youth, he joined the British Indian army in «Bengal» region as an infantry soldier. As well as being a soldier, he was also a painter artist.

At the age of 30, when he was lieutenant in the intelligence branch, he was sent to a secret mission in Persia. During the year of 1888, he had a long journey through Iran from south to north, and gathered information about the country. Then he printed its confidential report, entitled «Report of a journey through Persia», in «Kolkata» in 1890.

In the year of 1900, when he was lieutenant colonel, he went to another mission in «China». Then he published its account, entitled «St. George and the Chinese dragon», in «London» in 1901. Later, he became colonel. Finally, «Colonel Vaughan» died on December 3, 1934. Some of his oil paintings remain at galleries or collections.
r
i
t
er
متن
این گزارش محرمانه توسط «هنری بسرست وان»، هنرمندی نقاش و مامور مخفی ارتش «بریتانیا» در «هند»، نوشته شده است. او برای شناسایی ایران، از تاریخ ۲۲ آذر ۱۲۶۶ تا ۱۲ شهریور ۱۲۶۷، جنوب تا شمال این کشور را پیمود. مهم‌ترین شهری که او در ماموریتش، بیشترین توقف و تجسس را در آن داشت، یزد بود. او از تاریخ ۱۳ اسفند ۱۲۶۶ تا ۱۱ فروردین ۱۲۶۷ را در این شهر گذراند.

«وان» در یزد مهمان «اردشیر مهربان»، تاجر تحصیل‌کردهٔ زرتشتی، بود و در خانه باغ او اقامت داشت. «ادوارد براون»، خاور‌شناس بریتانیایی، که یک ماه پس از «وان» به یزد آمد نیز در همین خانه باغ ساکن بوده است. «براون» در کتابش می‌نویسد: ”معلوم شد که یک ماه قبل از این، این خانه محل سکونت یک انگلیسی دیگر موسوم به «ستوان وگان» بوده.“ ”باغ مزبور در جنوب شهر و کنار دشت قرار داشت.“ ”بعد‌ها، من و «ستوان وگان» نزد دولت خودمان اقدام نمودیم که یکی از زرتشتی‌های یزد را به سمت نمایندهٔ خود در آن شهر انتخاب کند.“ (۱)

ارزشمند‌ترین بخش این گزارش، دو طراحی از شهر یزد است. طراحی نخست، به نظر مربوط به دروازهٔ «شاهی» و باروی «لب خندق» است. (۲) طراحی دوم مربوط به دورنمای شهر است. متن این گزارش نظامی نیز شامل اطلاعات فراوان، ارزشمند و دست اولی دربارهٔ تاریخ یزد است. باری، از دههٔ ۱۲۷۰، رفته رفته حضور افراد و نهاد‌های انگلیسی در یزد افزایش یافت و سبب کاهش نفوذ «روسیه» در این شهر شد.
تصویرzoomimageimageimage
دروازه و باروی یزد
منظرهٔ دروازهٔ اصلی غرب یزد و حصار کهن شهر. خط‌های نقطه‌چین، استحکامات داخلی بارو را نشان می‌دهد.
Henry Bathurst Vaughan

۱- مقدمه

یزد، شهری است با درازای حدوداً ۲ مایل (۳٫۲ ک.م) در راستای شمال غرب به جنوب شرق و با پهنای ۱٫۲۵ مایل (۲ ک.م). این شهر تقریباً تمامش با گل یا خشت خام ساخته شده است. البته چند تایی از خانه‌های عالی مردم و همچنین برخی از مساجد و دیگر بنا‌های عمومی با آجر پخته روکار شده‌اند.

۲- شهر‌سازی

۱-۲- برج و بارو

دور تا دور بخش داخل حصار یا همان شهر باستانی یزد، باروی گلی بلندی است با برج‌هایی که در فاصله‌های حدوداً ۵۰ یاردی (۴۶ متری) از هم قرار دارند. جلوی این باروی بلند، دیوار کوتاه دیگری با ارتفاع حدوداً ۹ فوت (۲٫۷ متر) از سطح زمین ساخته شده است که امکان استقرار دومین لایهٔ آتش را برای مدافعان شهر فراهم می‌کند. جلوی این دیوار گلی کوتاه‌تر، خندقی با دیواره‌های تقریباً عمودی با پهنا و ژرفای حدوداً ۲۰ فوت (۶٫۱ متر) حفر شده است.

نقاط آسیب‌پذیر این سیستم، توسط برج‌های اضافه و گردی که در جلوی بارو ساخته شده‌اند، محافظت می‌شود. این برج‌های جدا‌افتاده به وسیلهٔ پل‌هایی قوسی با سازهٔ اصلی ارتباط دارند. خندق شهر در این گونه نقاط، پهن‌تر می‌شود تا این برج‌ها را هم در بر بگیرد و همچنان بتواند از سرتاسر برج و بارو با پهنایی یکسان حفاظت کند.

۲-۲- قلعهٔ حکومتی

حاکم در قلعه‌ای مستحکم و محصور که درون حصار شهر است اقامت دارد. قلعهٔ حکومتی، یگانه بخشی از پدافند دفاعی شهر است که امروز قابل استفاده است و در وضعیتی ویران و به درد نخور نیست. این قلعه، ساختاری همانند بقیهٔ حصار شهر دارد و مانند آن از دیواری با ارتفاع تقریبی ۳۰ تا ۴۰ فوت (۹ تا ۱۲ متر) درست شده است. پایهٔ این دیوار‌ها در حدود ۸ فوت (۲٫۴ متر) قطر دارد. این دیوار‌ها هر چه به سمت بالا‌تر می‌روند به تدریج باریک‌تر می‌شوند تا آنجا که در قسمت کنگره‌ها، ضخامتشان از ۱ فوت (۳۰ س.م) تجاوز نمی‌کند.

تصویرzoom
قلعه و حصار یزد
نمایی از دروازهٔ پشتی قلعهٔ حکومتی یزد و بخشی از حصار قدیم شهر در دوران قاجار.

قلعهٔ حکومتی، دو دروازهٔ ورودی دارد که یکی در سمت شمال غربی و دیگری در سمت جنوب شرقی واقع شده است. جلوی هر دو دروازهٔ قلعه، پل تک قوسی و ثابتی برای عبور از خندق قلعه ساخته شده است.

۳-۲- بافت شهری

از وضع حصار شهر کاملاً مشخص است که سالیان درازی است که دیگر از آن استفاده نمی‌شود. محله‌های داخل حصار، انباشته از انبوه خانه‌ها شده و بین خانه‌ها، کوچه‌های باریک و پر پیچ و خمی ایجاد شده است. برخی از این کوچه‌ها مسقف اند و ساباط‌هایشان چنان کوتاه است که غیر ممکن است اسب‌سواری بتواند از درونشان بگذرد. در بسیاری از بخش‌های بارو، تمام ساختار‌های داخلی آن ریزش کرده است و فقط یک ردیف سوراخ تیر‌انداز در ارتفاع ۱۵ یا ۱۶ فوتی (۴٫۶ یا ۴٫۹ متری) از زمین بر حصار باقی مانده است که البته کاملاً غیر قابل استفاده است.

داخل حصار شهر، «مسجد جمعه» نیز قرار دارد. این مسجد، بنایی باستانی است. مناره‌های سر به فلک کشیدهٔ آن، اولین چیزی است که هنگام نگاه کردن به شهر از دور، جلب نظر می‌کند. شماری از بازار‌های غیر منتظم شهر، در سمت جنوب غربی شهر پیچ و تاب خورده‌اند، و به بیرون و درون حصار رفت و برگشت دارند. از آنجایی که این بازار‌ها مسقف اند، مشکل می‌توان گفت که هر کدام از این بازار‌ها آیا داخل حصار اند یا خارج از حصار.

تصویر
دورنمای یزد
دورنمای شهر یزد، طراحی شده از پشت بام خانه باغ اردشیر مهربان، یکی از تاجران زرتشتی یزد. چوب در این شهر کمیاب است و بام خانه‌ها با خشت خام و به صورت گنبد‌های کوچک ساخته می‌شود. برج‌های چهار‌گوش بلند با سوراخ‌های باز و کشیده، بادگیر‌هایی هستند که در طی فصل گرم، فضا‌های زیرین و زیرزمینی را خنک می‌کنند و بلند‌ترین آنها ۱۳۰ فوت (۴۰ متر) ارتفاع دارد. از این زاویه، پشت قلعهٔ حکومتی که حاکم در آن اقامت دارد معلوم است که در طرح با هاشور‌های تیره، در بالای برج و دیوار پیش زمینه نمایان است. بخش عظیمی از شهر در قسمت چپ طرح قرار دارد و طراحی نشده است. نوشته‌ها از چپ به راست: بادگیر سفید باغ دولت آباد، یکی از برج‌های گمرک، مسجد جمعه، حصار قدیم شهر، قلعهٔ حکومتی، سیم تلگراف یزد به کرمان، دروازهٔ پشتی قلعه.
Henry Bathurst Vaughan

۳- حکومت

۱-۳- قشون

یزد هیچ قشونی ندارد. البته ۵۰۰ قره سوار برای دستگیری راهزنان در ولایت یزد در نظر گرفته شده است؛ ولی آنها هیچ تشکیلات و آرایش نظامی‌ای ندارند و تسلیحات آنها فقط و فقط تفنگ است.

۲-۳- ارتباطات

یزد یک تلگراف‌خانهٔ دولتی دارد که خطی تک سیم از آنجا به «شیراز» و «کرمان» کشیده شده است. این شهر، پست‌خانه‌ای هم دارد که با سیستم پست اروپایی کار می‌کند. نامه‌های پستی از اینجا به طور هفتگی به «بندر عباس» و «بوشهر» ارسال می‌شود.

تصویرzoomimage
عماد الدوله
شاهزاده عماد الدوله که پس از استعفای تحمیلی ظل السلطان از نواحی جنوب ایران، در سال ۱۲۶۷ حاکم یزد بود.
یزد‌نامه، جلد ۲

۳-۳- حکومت

ولایت یزد سابقاً تحت حکمرانی «شیراز» بود؛ اما اکنون در سال ۱۸۸۸ م (۱۲۶۷ ه.ش) یزد، ولایتی مستقل است و مستقیماً تحت فرمان حکومت مرکزی در «تهران» قرار دارد. یزد، افزون بر یک نفر حاکم اصلی، یک نفر هم نایب الحکومه دارد.

حکومت یزد از نوع اقطاعی است. مثلاً حاکم پیشین (۳)، این ولایت را با پرداخت ۲۵۰٬۰۰۰ تومان به مقاطعه گرفته بوده و برای همان سال، گمرکات یزد را نیز به مبلغ ۴۷٬۰۰۰ تومان اجاره کرده بوده است.

۴- جمعیت

جمعیت شهر یزد حدود ۶۵٬۰۰۰ نفر است که با احتساب «تفت» و آبادی‌های مجاور شهر به حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر می‌رسد. از این تعداد، ۶٬۰۰۰ نفر زرتشتی و ۹۰۰ نفر یهودی هستند. از زمان آخرین قحطی در سال ۱۸۷۰ م (۱۲۴۹ ه.ش)، جمعیت یزد پیوسته در حال افزایش است.

۱-۴- زرتشتیان

زرتشتیان یزد، چهار آتشکده دارند که البته از ترس اینکه مبادا مسلمانان به آتشکده‌ها هتک حرمت کنند، آنها را با احتیاط در خانه‌های شخصی خود پنهان نگاه داشته‌اند. زرتشتیان در طول دوران، رفته رفته از محله‌های اصلی و مهم شهر بیرون رانده شده‌اند؛ تا اینکه امروز، فقط حومهٔ جنوب شرقی شهر و برخی از روستا‌های مجاور برای سکونتشان باقی مانده است.

زرتشتیان به خاطر دینشان بسیار مورد آزار و اذیت مسلمانان قرار دارند. مثلاً آنها حق ندارند لباسی به غیر از رنگ خاکی بپوشند. همچنین آنها در هیچ کدام از خیابان‌های اصلی شهر مجاز به سوار بودن بر مرکب نیستند. در دوره‌های آشوب و نا‌آرامی نیز زرتشتیان همیشه اولین قربانی هستند. موبد بزرگ یا «دستور» و همچنین رهبر غیر مذهبی یا «کلانتر» آنها نیز در همین شهر اقامت دارند.

تصویرzoomimageimage
یهودیان یزد
خاخام اعظم در وسط، به همراه دو تن دیگر از یهودیان، در باغ یکی از پزشکان اروپایی در یزد در سال ۱۲۸۱.
A. Hume-Griffith

۲-۴- یهودیان

یهودیان نیز مورد آزار و اذیت هستند. همهٔ آنها صرف نظر از میزان ثروتمندی و جایگاه اجتماعی‌ای که دارند، مجبور به نصب وصله‌ای بر روی لباسشان هستند تا از این طریق از بقیهٔ ساکنان شهر متمایز باشند.

۵- اقلیم

آب و هوای یزد بسیار سالم و عموماً خشک و فرح‌بخش است. در طول سرد‌ترین ماه سال، یعنی دسامبر (آذر و دی)، دما بین ۳۰ تا ۳۷ درجهٔ فارنهایت (۱- تا ۳ درجهٔ سانتی گراد) در نوسان است؛ اما اوایل ماه ژوین (اواسط خرداد)، دما تا ۹۰ درجهٔ فارنهایت (۳۲ درجهٔ سانتی گراد) افزایش می‌یابد که بیشینهٔ دمای سالیانه در این شهر است. (۴)

۱-۵- آب

آب یزد، سالم و برای رفع نیاز‌های اهالی و همچنین آبیاری باغ‌های فراوان شهر کافی است. این آب از حوالی کوهپایه‌های «شیر کوه» به دست می‌آید و به وسیلهٔ قنات‌ها به شهر آورده می‌شود. عمق مادر چاه این قنات‌ها از ۱۰۰ فوت (۳۰ متر) هست تا اعماقی بالا‌تر. رشته‌های قنات از سمت جنوب و جنوب غرب به شهر وارد می‌شوند.

تصویرzoomimage
ماکت قنات
نمایی از ماکت قنات در موزهٔ آب یزد. برچسب‌ها از چپ به راست: آب‌انبار، ورودی آب‌انبار، پایاب مسجد، گودال باغچهٔ خانه، سرداب خانه.
حسین قایم مقامی

گفته می‌شود که یزد دستکم ۷۰ رشته قنات دارد. قطع کامل شبکهٔ آبرسانی به این شهر، دشوار است؛ چرا که برخی از این قنات‌ها در اعماق بسیار زیادی در زیر زمین در جریان اند و با همین عمق زیاد از زیر شهر رد می‌شوند تا آب را به آبادی‌هایی در شمال شهر برسانند. این جریان‌های زیرزمینی عمیق، از طریق دالان‌هایی زیرزمینی که با راه پله‌هایی طولانی به سمت پایین می‌روند، از شهر قابل دسترسی هستند.

تصویرzoomimageimage
میدان خان یزد
نمایی از میدان خان یزد در سال ۱۲۸۱. این میدان به نام میدان آب نیز خوانده می‌شد و از مراکز خرید و فروش و تفریح مردم بود.
M. E. Hume-Griffith

۶- اقتصاد

۱-۶- آذوقه

باید دانست که یزد مرکز تجاری و بازرگانی‌ای است که وسط یک بیابان بی‌حاصل قرار دارد و آذوقهٔ کافی برای مصرف ساکنان خودش را هم ندارد. از همین رو، دام گوسفندی از «شیراز» و غلات از «اصفهان» به شهر وارد می‌شود. تنها در طول ماه‌های اکتبر، نوامبر و دسامبر (فصل پاییز) است که شهر یزد می‌تواند با غلات تولیدی خود در حومه و حوالی، یک جوری سر کند. برای تامین آذوقهٔ هر گونه اطراق ارتشی بزرگ در اینجا باید از پیش تدارک ویژه‌ای دید.

۲-۶- نرخ‌های بازار

جدول پیش رو، صورت قیمت فعلی اجناس در بازار است. ۱ من یزد یا به عبارتی ۱ من شاه برابر است با ۱۳ پوند انگلیس (۵٫۹ ک.گ) و ۱ روپیهٔ هند معادل ۲٫۵ قران (۵) می‌باشد.

جدول
محصولبها (هر من به قران)محصولبها (هر من به قران)
گندم۱.۷۵برنج۴
روغن گاو۱۲شیر۰.۲۵
پنیر۴گوشت گوسفند۴
شکر۵.۷۵علوفهٔ خرد شده۴
جو۱.۲۵سوخت (هیزم)۰.۲
صورت قیمت‌های اجناس در بازار یزد در سال ۱۲۶۷.

۳-۶- حمل و نقل

سابق بر این، ۵۰٬۰۰۰ شتر در شهر وجود داشت؛ اما از وقتی که مالیات ۲ تومانی برای هر شتر وضع شده است، تعداد شتر‌ها در شهر به حدود ۱۵٬۰۰۰ نفر کاهش پیدا کرده است. البته برای جایگزینی این کاهش ۳۵٬۰۰۰ نفری شتر، قاطر و الاغ به تعداد کافی در شهر وجود دارد. در یزد، تعداد قاطر‌ها از الاغ‌ها بیشتر است؛ ولی اسب کمیاب است. مردم یزد اسب‌سوار نیستند؛ آنها ترجیح می‌دهند به جای اسب، سوار خر بشوند.

نقشهreloadzoom
موقعیت سوق الجیشی محمد آباد نسبت به یزد.

۷- دفاع

۱-۷- میدان‌های اردو‌زنی

بین «محمد آباد» و یزد، مناطق خوبی برای اردو زدن ارتشی بزرگ وجود دارد. این مناطق، هم آبی فراوان دارد و هم زمینی سنگریزه‌ای و شنزار.

۲-۷- مقر‌های دفاعی

نزدیک‌ترین مقری که می‌توان از آنجا در برابر ارتشی از جنوب، از شهر دفاع کرد، «محمد آباد» است. موقعیت شهر یزد که در کف دشت واقع شده و ذات شهر‌سازی نا‌منتظم و پراکندهٔ‌ آن، مانع از آن است که بتوان از نقطه‌ای نزدیک‌تر به شهر، از آن دفاع کرد.

۸- بازرگانی

از وقتی که تلگراف‌خانه و پست‌خانه در یزد به راه افتاده، این شهر تبدیل به یک مرکز مهم بازرگانی شده است.

تصویرzoom
میدان خان یزد
کاروانی بازرگانی در حال وارد کردن مال التجاره به میدان خان یزد در اواخر دورهٔ قاجار.
یزدنگار / مستند رضا شاه

۱-۸- واردات

کالا‌های وارداتی به یزد شامل همه قسم کالای هندی و همچنین انگلیسی می‌باشد؛ از جمله: ریسمان، منسوجات، چیت گلدار، شکر، شکر سفید، ورق مس، شمش قلع، سرب، آهن، چاشنی‌ها، چینی آلات، بلور آلات، ادویه‌جات، چای سبز، چای هندی و چای «سنگاپور».

این کالا‌های وارداتی، عمدتاً از «بمبیی» و از راه «بندر عباس» به یزد می‌آید؛ و پس از برداشتن مقداری کافی از آنها برای مصرف محلی، مابقی آنها دوباره از یزد راهی شهر‌های زیر می‌گردد: «تهران»، «مشهد»، «کاشان»، «سبزوار»، «بیرجند»، «تون» (۶) و «طبس».

۲-۸- صادرات

صادرات یزد شامل تریاک، پنبه، پشم، روناس، زیرهٔ سبز، بادام، گردو، پسته و ... است. یزد، مرکز تجارت تریاک است. از یزد سالیانه حدود ۲٬۰۰۰ صندوق تریاک از راه «بندر عباس» به «بمبیی» صادر می‌شود و از آنجا به «چین» فرستاده می‌شود. تمام این تریاک‌ها محصول یزد نیست؛ بلکه تولید بسیاری از مناطق دیگر کشور مثل «سمنان»، «بجستان» و «گناباد» می‌باشد.

نقشهreloadzoom
بخشی از نقشهٔ بازرگانی یزد در دورهٔ قاجار. سفید: یزد؛ قرمز: مقاصد پخش کالا‌های وارداتی از هند؛ بنفش: مبادی جمع‌آوری تریاک برای صادرات به هند؛ خاکستری: مراکز ارسال منسوجات تولیدی شهر؛ سیاه: بندر عباس و راه‌های سه‌گانهٔ آن؛ زرد: بمبیی و راه دریایی آن.

۳-۸- مسیر‌های تجاری

اکثر واردات و صادرات یزد از راه «بندر عباس» می‌آید و می‌رود. یزد و «بندر عباس» از طریق سه راه با هم مرتبط اند. اولین راه که بسیار هم مشهور است، راهی است که از «کرمان» می‌گذرد؛ راه دوم، راهی است که از «سیرجان» رد می‌شود؛ و سومین راه، مسیری است که از «هرات خوره» (۷)، «نیریز»، «قطرویه» و «تنگ زاغ» می‌گذرد.

۴-۸- تولیدات محلی

کالای تولیدی اصلی یزد، چادر یا همان پوششی است که بانوان در بیرون از منزل می‌پوشند. این کالا عمدتاً به «اصفهان» و «شیراز» فرستاده می‌شود.

تصویرzoomimageimage
سماور ذغالی مسوار روسی
چند نمونه از سماور‌های ذغالی روسی که در دوران قاجار به ایران وارد می‌شد. این سماور‌ها را مسوار می‌گفتند چون از آلیاژ مس و روی یا همان برنج ساخته می‌شدند.
photomaster

۵-۸- وضع کنونی تجارت

باید پذیرفت که امروز حجم تجارت کالا‌های انگلیسی در یزد رو به کاهش است. کالا‌های انگلیسی کم کم دارند جای خودشان را در بازار به کالا‌های روسی می‌دهند؛ به ویژه در مورد چیت گلدار که به خاطر کیفیت بهتر و نقش‌های عامه‌پسند‌ترش، مردم نوع روسی آن را بیشتر می‌پسندند. چیت گلدار روسی، رنگش ثابت است؛ ولی چیت انگلیسی این چنین نیست. در مورد شکر اما مردم هنوز شکر انگلیسی را بیشتر می‌پسندند، چون بهتر از شکر روسی است.

در حال حاضر، چندین تبعهٔ روسی ارمنی در یزد اقامت دارند که در کار خرید پشم و دیگر پیشه‌ها هستند. اگر چه این مردان، فقط خرده تاجر بازار هستند، ولی بی‌شک آنها بازار را هم تحت نظر دارند و اطلاعات بازار، مثلاً اینکه چه قسم کالا‌هایی اینجا بیشتر مورد تقاضا است را برای دوستانشان می‌فرستند. بدون شک این افراد، هر گونه اطلاعات قابل توجه دیگری در هر زمینه‌ای را نیز به دولت متبوعشان مخابره می‌کنند.

چنین می‌نماید که روس‌ها نسبت به ما، شناخت بهتری از علایق و سلایق و نیاز‌های ایرانیان دارند؛ پس بی‌دلیل نیست که آنها بهتر توانسته‌اند مطابق میل بازار ایران رفتار کنند.

تصویرzoomlink
خاندان گودرز مهربان
ارباب گودرز مهربان رستم ایرانی، تاجر بزرگ چای و نیکوکار برجستهٔ زرتشتی در یزد در سال ۱۲۷۷. وی پیش از سالمندی در بمبیی سکونت داشت و از همین رو شهروند بریتانیا بود.
مجموعهٔ کامران

۶-۸- شهروندان بریتانیا

در یزد، حدود ۱۵ نفر هستند، چه مسلمان و چه زرتشتی، که به خاطر اقامتی که در «هند» داشته‌اند، شهروندی «بریتانیا» را دارند. کل حجم تجارت کالا‌های انگلیسی و حجم زیادی از کل تجارتی که از مسیر «بندر عباس» می‌گذرد، در دست همین افراد است.

در میان این تاجران، چندین نفرشان تحصیلات عالی دارند؛ برای نمونه «اردشیر مهربان ایرانی» که از دانشکده‌ای در «هند»، لیسانسی در یکی از رشته‌های علوم انسانی دارد و تاثیر هنگفتی بر یزد گذاشته است. این دسته از افراد، آمادهٔ وفاداری به دولت «بریتانیا» هستند.

این تجار به سبب نا‌امنی‌های جانی و مالی، جرات نمی‌کنند بیش از یک چهارم دارایی‌اشان را در تجارت سرمایه‌گذاری کنند. دولت «بریتانیا» تا به امروز از هر گونه حمایت و دفاعی از حقوق این مردان امتناع کرده است. در نتیجه آنها در معرض خشونت، اخاذی و آزار و اذیت هستند؛ به ویژه زرتشتیان که اغلب جانشان هم در خطر است و گاه شده که سر همین موضوع، آن را از دست داده‌اند. نیمی از تجارت با «بمبیی» از طریق همین زرتشتیان صورت می‌گیرد.

البته باید بگویم که تاجران مسلمان هم همچون تاجران زرتشتی، نیازمند محافظت و حمایت هستند؛ چون داستان از این قرار است که در ایران وقتی تاجری ثروتمند شد، همواره حاکم تا آنجا که بتواند او را تیغ می‌زند و اموالش را با زور تصاحب می‌کند.

چند تن از این تاجران هم متعلق به فرقهٔ بابی‌ها هستند. آنها در دوران طولانی اقامتشان در «هند» آموخته‌اند که با دیگر آیین‌ها با مدارا و بردباری رفتار کنند. همین رفتارشان سبب شده نفرت جماعت بیکار و خیلی متعصب شهر بیشتر برانگیخته شود. این جماعت افراطی که از حسادت، ثروت این تاجران را نمی‌توانند ببینند، چهار چشمی در کمین نشسته‌اند تا در اولین فرصتی که دست دهد، صدمات بدی به آنها وارد کنند.

تصویرzoomimage
خانوادهٔ کنسول انگلیس
عکس خانوادگی کنسول بریتانیا در یزد در دورهٔ مشروطیت.
مشروطیت در یزد

۷-۸- توسعهٔ تجارت با بریتانیا

اگر با تاسیس نمایندگی محلی در یزد و یا با تحت حمایت گرفتن این تاجران توسط یکی از نمایندگی‌های «بریتانیا» در ایران، امکان حمایت و پشتیبانی و همچنین مراقبت از امنیت و سود تجارت آنها فراهم بشود، تاثیر شگفت‌انگیزی روی حجم تجارت ایران با «بریتانیا» خواهد گذاشت.

در این صورت، این تاجران خواهند توانست حدود چهار برابر سرمایه‌ای که اکنون در تجارت می‌گذارند را پای کار بیاورند. زرتشتیان یزد نیز خواهند توانست شرکت‌ها و تجارت‌خانه‌هایی تشکیل دهند و نمایندگی‌های خارج از کشور و موسسه‌های بانکی تاسیس کنند، و کالا‌های تولید «انگلستان» را برای مصرف داخلی و همچنین مصرف خارجی، با حجم بسیار بیشتری از آنچه امروز هست، وارد و صادر کنند.

در نتیجهٔ این اقدامات، قطعاً سهم اقتصاد «انگلستان» در این نواحی، در رتبهٔ نخست قرار خواهد گرفت.

تصویرzoomimage
میرزا سید محمد تقی شیرازی
حاج میرزا سید محمد تقی شیرازی، وکیل الدولهٔ روسیه در یزد که در سال ۱۲۶۷ به این سمت منصوب شد.
یزد در اسناد امین الضرب

۸-۸- آیندهٔ تجارت با بریتانیا

در زمان نگارش این نوشتار، فرمان آزاد‌سازی کشتی‌رانی در «رود کارون» صادر گردید؛ (۸) و خبر دیگر اینکه «حاجی میرزا محمد تقی» در مقام نمایندهٔ «روسیه» در یزد گماشته شد.

آزاد‌سازی کشتی‌رانی در «رود کارون»، تاثیری روی تجارت یزد نخواهد گذاشت. برای توسعهٔ تجارت یزد، گام‌های دیگری نیز باید برداشته شود. اولین گام باید انتصاب بی‌درنگ نماینده‌ای برای این شهر باشد. در این صورت، بقیهٔ کار‌ها خودش یکی پس از دیگری درست خواهد شد.

با این انتصاب، تاجران احساس امنیت خواهند کرد، و همچنین طبق رسم این کشور، می‌توان با همت خود تاجران، دست به اقداماتی برای بهبود‌سازی راه‌های ارتباطی با «خلیج فارس» زد؛ با کار‌هایی همچون: هموار کردن جاده‌ها، ساختن آب‌انبار‌ها، احداث کاروان‌سرا‌ها و حفر چاه‌ها در هر کجا که لازم باشد.

تصویرzoomimageimage
ادوارد گرانویل براون
پروفسور ادوارد گرانویل براون، خاور‌شناس نامی بریتانیایی و استاد دانشگاه کمبریج، در لباس ایرانی.
Palmer Clarke

۹- متنی از ادوارد براون

متن پیوست شده در پایین، نوشتهٔ «آقای ا. گ. براون» (۹) است. این انسان شریف که تا همین اواخر داشت در ایران مسافرت می‌کرد، درخواست راهنمایی من را دربارهٔ این شهر با مهربانی پذیرفت و این متن را از میان دفتر خاطرات خود استخراج کرد و در اختیار من قرار داد. این نوشته با موضوع بحث ما مرتبط است و بسیار جالب توجه می‌باشد: (۱۰)

”یزد، شهری بسیار معروف است و بار‌ها مورد بازدید و توصیف قرار گرفته است. با این حساب، من صرفاً چندین نکته و برداشتی که طی ۲۰ روز اقامتم در آن شهر دریافته‌ام را خواهم گفت.

۱- حاکم یزد، «عماد الدوله»، مردی بسیار خوب و کاردان است.

۲- حقیقتاً یزد یکی از پر‌رونق‌ترین و ثروتمند‌ترین شهر‌های ایران است. تعداد فقرای حقیقی در یزد، بسیار کمتر از تقریباً هر شهر دیگری در ایران است.

۳- بسیاری از تاجران یزد، مهارت، صداقت و جسارت هنگفتی در کارشان دارند. آنها ارتباطات گسترده‌ای نه تنها با سراسر ایران، بلکه با «هند» و «چین» و «بیروت» دارند. حتی برخی از آنها تسلط فراوانی بر بازار پایتخت دارند. آنها به سبب ارتباطشان با «هند»، به ویژه در مورد تاجران زرتشتی که بسیاری از ایشان خودشان زمانی در «بمبیی» بوده‌اند، از صمیم قلب عاشق انگلیسی‌ها هستند و شکوهشان را می‌ستایند.

بسیاری از تاجران یزد این آرزوی بزرگ را ابراز می‌کردند که کاش روزی در ایران هم راه آهنی کشیده شود تا یزد را به «خلیج» وصل کند. آنها از من می‌پرسیدند که هزینهٔ این کار احتمالاً چقدر خواهد شد. عین همین خواستهٔ مردمی در «کرمان» هم رواج داشت.

آن دسته از تاجران یزد که تحت حمایت یا شهروند «بریتانیا» هستند، بی‌نهایت به این مسیله افتخار می‌کنند و بسیاری از تاجرانی که چنین نیستند، مشتاق اند که اگر شدنی باشد، شهروند «بریتانیا» بشوند.

تصویرzoomimageimage
انجمن ناصری یزد
انجمن ناصری یزد به ریاست اردشیر مهربان رستم ایرانی در سال ۱۲۸۱. همهٔ ۲۸ عضو آن انجمن، انتخابی و افتخاری بودند و هدف آن دفاع از حقوق اجتماعی زرتشتیان بود.
Arnold Henry Savage

۴- در بین زرتشتیان، چند نفری انگلیسی بلد اند؛ به ویژه تاجر بلند پایهٔ آنها «اردشیر مهربان» که از هر لحاظ، مردی بسیار نیکو و ستودنی است. در میان تاجران مسلمان، دارا‌ترین و توانمند‌ترینشان، «حاجی میرزا محمد تقی» است و همچنین یکی از بستگانش «حاجی لیجید میرزا» (۱۱) که اصالتاً اهل «شیراز» می‌باشد. این دو نیز مردانی بسیار مهربان و شریف هستند. یکی از پسران «حاجی میرزا محمد تقی»، جوانی است ۳۰ ساله یا کمی بزرگ‌تر با نام «حاجی میرزا محمد» که اندکی انگلیسی می‌داند.

۵- امروز وضع زرتشتیان، بهتر از سابق شده است؛ اما آنها هنوز هم محکوم به اجرای قوانینی ذله‌کننده هستند. آنها اغلب مورد اهانت و رفتار ظالمانه قرار می‌گیرند، بدون آنکه بتوانند جبران کنند یا خسارتی بگیرند.“

ادوارد گ. براون، فوق لیسانس علوم انسانی، لیسانس پزشکی و جراحی،
عضو دانشکدهٔ پمبروک، کمبریج (۱۲)

نقشهreloadzoom
خط قرمز، مسیر تقریبی خط آهن امروزی، و خط‌های آبی، مسیر‌های پیشنهادی مولف برای اتصال یزد به خلیج فارس است. سفید: یزد؛ سیاه: بندر عباس؛ خاکستری: بندر مغویه؛ قرمز: بافق؛ آبی: نیریز.

۱۰- سخن پایانی

در مورد احداث راه آهن، من نیز متوجه شده‌ام که مردم به این موضوع بسیار علاقه‌مند هستند. تنها این نکات را در این رابطه می‌توانم پیشنهاد کنم:

”بخش آغازین این خط آهن، یعنی از یزد تا «نیریز»، با موانع کمی روبرو است و تنها با کمی دشواری می‌تواند کشیده شود؛ چرا که علی رغم ارتفاع بسیار زیاد این مسیر از سطح دریا، شیب آن بسیار کم است و بخش اعظم آن از دشتی هموار می‌گذرد.

می‌دانیم که از آنجا به بعد، یعنی بین «نیریز» تا «خلیج فارس»، کشور بسیار کوهستانی می‌شود. بهترین مسیری که مستقیماً بخواهد به سمت جنوب برود، احتمالاً مسیر «داراب»، «لار» و «بندر مغویه» است که گفته می‌شود راه کاروانروی خوبی هم دارد. اما به اعتقاد من، بهترین راه، مسیری است که از «نیریز» در جهت جنوب شرق و به سمت «بندر عباس» می‌رود. در این مسیر، خط آهن باید موازی جهت کلی رشته کوه‌های منطقه کشیده شود و سپس از یکی از مسیر‌های آسانی که در امتداد دره‌ها و ساحل رود‌ها احتمالاً پیدا خواهد شد به «بندر عباس» برسد.“

از مطالبی که پیشتر در همین نوشتار دربارهٔ اهمیت اقتصادی یزد گفته‌ام، سود‌آور بودن یا نبودن اجرای این پروژهٔ بزرگ کاملاً واضح و به راحتی قابل برآورد کردن است.

fo
footnote پانوشت

(۱) یک سال در میان ایرانیان؛ نوشتهٔ ادوارد براون؛ ترجمهٔ ذبیح الله منصوری؛ ص ۵۳۱، ۵۳۴ و ۵۵۱
(۲) مهندس نجمه نادری
(۳) «مصطفی قلی خان عرب» ملقب به «سهام السلطنه» که در سال ۱۲۶۶ حاکم یزد بود.
(۴) طبق ۶۵ سال آمار هوا‌شناسی از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۹۶، بیشینهٔ دمای سالیانهٔ یزد معمولاً در تیر ماه رخ می‌دهد و بین ۴۱ تا ۴۶ با میانگین ۴۴ درجهٔ سانتی گراد می‌باشد.
(۵) «قران»، واحد پول ایران در دوران «قاجار» بود که در سال ۱۳۱۱ با «ریال» جایگزین شد.
(۶) «تون» نام قدیم «فردوس» در استان «خراسان جنوبی» است که تا سال ۱۳۰۸ به آن نام خوانده می‌شد.
(۷) در زمان‌های گذشته که ایران دو شهر «هرات» داشت، شهری که امروز در استان یزد است با نام «هرات خوره» خوانده می‌شد تا با شهری که امروز در «افغانستان» است متمایز باشد.
(۸) «ناصر الدین شاه» در تاریخ ۹ آبان ۱۲۶۷ فرمان آزاد‌سازی کشتی‌رانی در «رود کارون» را صادر کرد که «انگلستان» را خشنود و «روسیه» را خشمگین ساخت. طبق این فرمان، ”کشتی‌های بخاری تجاری عموم دول ... {می‌توانستند} در «رود کارون» از «محمره» (خرمشهر) الی «سد اهواز» به حمل و نقل مال التجاره مشغول باشند.“
(9) Edward Granville Browne
(۱۰) خاطرات شنیدنی «ادوارد براون» از ایران و به ویژه یزد را از کتاب «یک سال در میان ایرانیان» با ترجمهٔ «ذبیح الله منصوری» مطالعه بفرمایید.
(11) Haji Leyjid Mirza?
(12) Pembroke college, Cambridge
ot
no
tes
re
Report of a journey through Persiaresource Report of a journey through Persia

«Report of a journey through Persia», was written and illustrated by «Henry Bathurst Vaughan» of the «Bengal» infantry for the intelligence branch of British army in «India», and printed in «Kolkata» in 1890.

This confidential book contains his military report about cities, villages and routes of Persia. His journey through Iran began on December 13, 1887 in «Bandar Lengeh», and ended on September 2, 1888 in «Bandar Gaz».

This report also includes twenty-six large illustrations, many of which are topographical views of the landscapes and villages. There are numerous other small illustrations included within the text. All the illustrations were sketched by the author.
sou
rce
co
comment دیدگاه شما دربارهٔ این مقاله چیست؟

avatar۱- جا‌های ستاره‌دار را پر کنید.
۲- نام شما نمایش داده می‌شود.
۳- رایانامهٔ شما کامل نمایش داده نمی‌شود.
۴- چهرک ماه شما از پایگاه Gravatar دریافت می‌شود.
۵- متن دیدگاه شما از ۱۰ تا ۱۰۰۰ حرف داشته باشد.
۶- دیدگاه خصوصی شما هرگز منتشر نمی‌شود.
۷- راه‌های تماس با نویسنده در قاب هر نویسنده آمده است.
۸- می‌توانید در دم، با ورود یا با ارسال رایانامه، دیدگاه‌هایتان را ویرایش یا پاک کنید.
{
}
mm
ent
co
avatarcomment سلام.

بسیار جامع، دقیق و عالی؛

با سپاس فراوان



date ۶ مهر ۱۳۹۷
name امیر مرتضی #۳
email ami...@gmail.com
mm
ent
s
QR codeshare همرسانی پیوند
email twitter
h
a
re