خلاصه: توصيف خانه و شهر هاي اصيل در ايران و نقش کاهگل در شکل دادن به خانه و شهر ايراني و همچنين تعريف و بررسي ماده، ترکيبات، ويژگي ها و مصارف کاهگل در بنا ها. کلمات کليدي: کاهگل، خانه ايراني، شهر ايراني.
مجله: هنر و مردم دوره چاپ: از 1329 تا 1357 مدير مسئول: خدابنده لو سردبير: عنايت الله خجسته، بيژن سمندر، هيئت تحريريه ناشر: اداره روابط بين الملل و انتشارات اداره کل هنر هاي زيبا، اداره کل روابط فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر دوره: 3 شماره: 35، شهريور 1344 ه.ش. (2524 ش.ش.) نويسنده: محمد رضا مقتدر
محمدرضا مقتدر از معماران صاحب نام و معاصر ايران.
پوشش کاهگلي سقف تيمچه امين الدوله در بازار کاشان.
بر روي سرزمين ايران، شهر هاي اصيلي وجود دارد که از قرن ها پيش بنا شده، امروزه به پا ايستاده و هر کدام به تنهايي، شاهد نبوغ معماري اقوام اين سرزمين است. معماران ايراني بر اساس احتياجات قوم خود، با توجه به مسايل اجتماعي و خصوصيات جغرافيايي و به منظور هاي معيني، ساختمان هايي بنا کردند که نبوغ معماري آنان و مجموع اين بنا ها در هر کدام از شهر هاي ايراني، قابل ستايش است. به کار بردن مقياس هاي انساني توام با لطايف فکر و ذوق معماران در ريختن طرح هاي ساختمان ها و نيز سادگي مصالح، سيماي شهر ايراني را خوشايند و دلپذير نموده است.
براي بنا نهادن، معماران مصالحي را گرد آوردند که با امکانات و خصوصيات اين سرزمين تطبيق مي نمود و سادگي و زيبايي آنها به اغلب شهر هاي ايران شخصيت مشترکي داد؛ به طوري که امروزه مي توان هر کدام از آنها را به عنوان نمونه شهر ايراني بررسي نمود. آشنايي اقوام به مصالح و راه هاي مختلف استفاده از آنها در معماري، امري است که سال ها به طول مي انجامد و تجربه ها و نتايج به آن چاشني مي زند. انسان، پير شدن مصالح را نظاره مي کند و آنهايي را انتخاب مي نمايد که بر اثر گذشت زمان گزندي نديده و ماده آن زيباتر و اصيل تر شود. به اين ترتيب، قسمتي از زيبايي و اصالت شهر هاي ايراني مرهون مصالحي است که در ساختمان بنا هاي آن به کار رفته است.
نماي کاهگلي کوچه اي خاکي در کرمان.
شهر ها اغلب با خشت خام، گچ و کاهگل بنا شده و اين مصالح ساده با افکار احساسي، در قالب تناسبات دلپذير ترکيب شده است. کاشي، چوب و يا سنگ مصالحي است که معماران از آنها براي تزيين بيشتري کمک گرفته اند. شهر ايراني براي مردم اين سرزمين، با خصوصيات معيني و با يک معماري موزون، اصيل و تناسبات زيبا بنا شده است.
بر روي فلات ايران، بر روي چشم انداز شهر ها، بام هاي کاهگلي ميان آدميان و حرارت خورشيد حفاظ مي شود. بادگير ها شهر را تهويه مي کند. نورگير ها به تالار ها و هشتي ها سايه روشن ملايمي مي دهد و حياط هايي گود که اطاق ها آنها را دور مي زند يک حوض سنگي و چند درخت را در ميان گرفته و به زندگي ايراني لطافت مي بخشد. در ميان وزن حجم هاي کاهگلي، بام هاي گنبدي و بادگير هاي سر به آسمان کشيده، پوشش دالان ها و تيمچه هاي بازاري، حسينيه ها و بالاخره گنبد و مناره هاي مسجد جامع و مساجد ديگر و بقعه ها به چشم مي خورد.
تاريخ شروع مصرف کاهگل را در تمدن ايران نمي توان دقيقاً تعيين نمود لکن وجود آن در قديمترين آثار معماري فلات، دليلي است بر اينکه اين ماده با زندگي اقوام سرزمين ايران از ابتدا آميخته شده و شناسايي و استفاده از آن طي قرون، نسل به نسل به ما رسيده است.
براي آسايش قوم ايراني، معماران، شهر ها را با قشري از کاهگل پوشانيدند و از ميان اين پوشش، سبزي شاخه هاي درختان از حياط ها بيرون آمد. رنگ دلنشين کاهگل نه تنها زيبايي فوق العاده اي به شهر ايراني داده بلکه به زندگي مردم روشني و رنگ بخصوصي پاشيده است. اين خمير در سرزمين ما به صورت يکي از مصالح اساسي در انواع معماري مختلف به کار رفت و با دست آدميان و با نيت خوش بر روي همه شهر هاي ايراني کشيده شد و زندگي در شرايط اقليمي بهتري زير حمايت آن ادامه يافت.
ترکيب ماده کاهگل از ابتدا تا امروز يکسان بوده و شامل دو ماده ساده است:
پوشش کاهگل سقف حسينيه اي در محمديه نايين در اصفهان.
1- ماده اول کاه است که پس از دروي گندم و خشک شدن و کوبيدن و با کمک چهارشاخ به هوا پرت شدن، با جزيي نسيم از دانه هاي گندم جدا شده، آرام بر روي زمين مي ريزد. سپس آن را جمع آوري نموده و براي مصرف هاي مختلفي انباشته مي کنند. به اين ترتيب، در اغلب نقاط ايران، کاه به آساني و ارزاني به دست مي آيد. الياف آن، ماده گل را به هم مي کشد و گل را مسلح مي کند؛ همان طور که آهن، بتون را.
2- ماده دوم گِل است که حتي المقدور براي ساختن آن، از خاک رس استفاده مي کنند. قبل از اينکه خاک را آب بدهند، آن را با کاه به خوبي مخلوط مي کنند و به شکل تپه کوچکي در مي آورند. ميان آن را گود مي کنند و داخل آن به نرمي آب مي ريزند. خاک و کاه را با آب مي اندازند تا در آب گل، زردي کاه نمودار شود. سپس خمير را مالش مي دهند و به تدريج کاهگل ساخته مي شود.
با وجود اينکه ساختن اين خمير در نهايت سادگي انجام مي شود معهذا چگونگي مخلوط و مقدار هر کدام از مواد امري حساس است. با کمبود کاه، ماده کاهگل ترک بر مي دارد. با کمبود مقدار خاک، الياف کاه مانع رواني آب باران مي شوند. کاهگلي که براي پوشش بام ها ساخته مي شود، کاه کمتري دارد و در عوض به خمير آن، خاک شني از شن چاه مي افزايند تا در مقابل باران به جاي کاه، قشر کاهگل را تقويت نمايد و در مورد کاهگلي که براي پوشش ديوار تهيه مي شود، کاه بيشتري به مخلوط اضافه مي کنند تا متن کاهگل صاف تر شود و نيز ترک بر ندارد. با به کار بردن خاک رس سرخ تري، کاهگل، رنگ سرخي به خود مي گيرد و متن آن براي گرفتن نقوشي از گچ آماده مي شود.
پوشش کاهگل در داخل هشتي منزلي در کاشان با فرم هاي گچبري.
قشر کاهگل عايق است؛ گرما و سرما از آن عبور نمي کند؛ باران در پوشش هاي گنبدي و سقف هاي طاقي آن نشست نمي کند؛ همهمه کوچه ها و بازار ها در آن گم مي شود و لازم به توضيح نيست که گرد آمدن خواص اين چند عايق در يک ماده به ندرت ديده شده است.
کاهگل ارزان است. کاه در اغلب شهر هاي ايران به فراواني يافت مي شود. قيمت خروار آن ناچيز است؛ و با اين مقدار، کاه، سطوح بزرگي از اندود گل را مسلح مي کند. کاهگل را هر کس مي تواند بسازد و ماواي خود را با آن بپوشاند و حفظ کند. اندود کاهگل آسان کشيده مي شود. آدمي با يک دست خمير آن را بر مي دارد و بر روي سطح دلخواه پهن مي کند. در اين مورد حتي به کار بردن ماله در کشيدن آن روي سطوح، نشاني از امکانات صاحبخانه است.
کاهگل مانند خمير نرمي بر هر حجمي پوشانيده مي شود و در اين مورد، معماران حداکثر استفاده را نموده و توانسته اند براي شهر هاي ايراني ميراث ارزنده اي از حجم هاي جالب به جا گذارند. گرچه کاهگل به سهولت و ارزاني به دست مي آيد لکن به علت خواص فوق العاده اي که نيز دارد، به صورت متن شهر هاي ايراني در آمده و به بنايي قدم گذاشته است؛ به کلبه بي بضاعتان يا اعيان نشين ها، به کوره ها، به بازار ها، به حمام ها، به تکيه ها و بالاخره به مسجد ها. و همه اين ساختمان هاي شهر، با کوچه هايي که ميان ديوار هاي کاهگلي مي دود به هم مربوط مي شود.
قسمتي از پوشش کاهگل سقف سالن مرکزي ساختماني در کاشان.
معماران تيزهوش، از گرمي رنگ کاهگل براي متن تزيينات ديواري داخل بنا نيز استفاده کرده اند. ديوار حياط هاي داخلي را از بهترين خمير سرخ فام پوشانيده و بر آن با خطوط برجسته گچ، نقش هاي هندسي انداخته اند و يا آن را به داخل هشتي هاي ورودي کشيده و بر آن نقش هاي تصويري ساخته اند. رنگ کاهگل، نور شديد و گاه زننده آفتاب سرزمين ما را براي ساکنان آن مطبوع نموده و در گرماي فصل تابستان با برگشت دادن اشعه خورشيد و حرارت آن از روي بام ها و يا ديوار هاي کاهگلي، دما را به حداقل رسانيده است.
با وجود اينکه کاهگل ماده فشرده اي نيست، استقامت و دوام آن قابل ستايش است. تنها در مناطقي که باران هاي فصلي شديد ببارد، ناچار هر چند سال يک بار، اندود تازه اي از کاهگل بر روي اندود سابق مي کشند. به اين ترتيب، تعمير و تقويت آن امر ساده ايست و احتياج به تخصصي ندارد. اين تعمير براي پوشش ديوار ها کمتر اتفاق مي افتد. کاهگل سال ها بر روي ديوار مي ماند به طوريکه اندود بنا هاي رها شده قرون گذشته هنوز بر جاست.
ابرقو، ابرکو يا ابرکوه يکي از شهرستان هاي يزد، نمونه شهر کاهگلي ايراني.
و اما امروز ...
امروز تهران مانند کليه شهر هاي پر جمعيت جديد و بدون برنامه دنيا به ناچار قيافه بي شخصيتي به خود گرفته است. ايجاد ساختمان هاي عظيم فلزي و بتون آرمه تمدن دنياي غرب، مانند سالن هاي سينما، هتل ها، فرودگاه ها و غيره با عث هجوم تکنيک هاي مختلف ساختماني غربي شد و طبعاً مصالح معماري قوم ما که با تجربه، زيبايي و شخصيت همراه بود در اين پايتخت به مصالح خشک و سرد تکنيک هاي نا آشنا تبديل گرديد.
جاي خوشوقتي بسيار است که اغلب شهر هاي بزرگ ايران و کليه شهر هاي کوچک و دهات از اين موهبت برخوردار نشده و اگر قدمي از تهران بيرون بگذاريم، مي بينيم که هنوز در گوشه و کنار کوچه ها و بازار ها، تپه هايي از کاهگل مقدس کنار زندگي مردم براي خدمت به ساختمان و ماواي آنان انتظار مي کشد.
کاهگل هنوز در زمره مصالح مورد استفاده اکثر ساکنين مملکت ماست و با ديدن ساختمان هاي غريب پايتخت که هر کدام نمونه اي از فکر شلوغ دوره ما و نيز هجوم مصالح جديد است، شهر آرام کاهگلي، زيبا تر و درخشنده تر و عزيز تر جلوه مي کند.
ماهنامه هنر و مردم بهمن سال 1329 اداره کل هنرهاي زيباي کشور در وزارت فرهنگ تشکيل يافت. يکي از ادارات تابعه اين اداره کل، اداره روابط بين الملل و انتشارات، با هدف شناساندن فرهنگ و تمدن و هنرمندان کشور، در آبان ماه ســـال 1341 اقــــدام به چــاپ نشريه اي ماهانه با موضوعات هـنري، فرهنگي و ادبي به نام «هنر و مردم» بــه مدير مسئولي آقاي دکتر خدابنده لو و سردبيري آقاي عنايت الله خجسته بـه قيمت 6 ريال نمود. محل دفتر نشريه ابتدا در تهران، خيابان دانشکده، شماره 76 بود و در دي ماه 1341 به تهران، خيابان حقوقي، شماره 182 منتقل گرديد. آذر ماه 1343 اداره روابط بين الملل و انتشارات به اداره کل روابط فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر تغيير نام داد و از شماره 133 (آبان ماه 1352)، آقاي بيژن سمندر به عنوان سردبير نشريه تعيين و از شماره 168 (مهر ماه 1355)، سردبير آن هيئت تحريريه گرديد. آخرين شماره اين نشريه (شماره 193) مربوط به آبان و آذر سال 1357است. وجود عبارت «هنر برتر از گوهر آمد پديد» بر روي جلد تمامي شماره هاي نشريه، حاکي از قدر و ارزش هنر و جايگاه آن در ميان ايرانيان است. شماره اول اين نشريه در 24 صفحه در چاپخانه سازمان سمعي و بصري هنرهاي زيباي کشور چاپ و نشر گرديده و سر مقاله شماره اول آن با عــنوان «سخني با شـما دربــاره مجله اي بـه نام هنر و مردم» بود که با اين عبارات آغاز گرديده: «هيئت تحريريه مجله هنر و مردم افتخار دارند که نخستين ثمره زحمات خود را بدين وسيله تقديم خوانندگان عزيز مي نمايند. کمال کوشش ما همواره بر اين بوده و خواهد بود که بين شما از يکسو و هنر و هنرمند از سوي ديگر تفاهم بوجود آوريم و ....» اولين مقاله از شماره اول اين نشريه با عنوان «غياث نقش بند، نقاشي توانا، شـاعري خــوش قريحه و بافنده اي چيره دست» به قلم يحيي ذکاء به رشته تحرير در آمد و آخرين مقاله از اين نشريه که در شــماره 193 بــه چاپ رسيده است، نوشته مهدي پرتوي آملي و تحت عنوان «در ريشه هاي تاريخي امثال و حکم» مي باشد. اين نشريه با هدف بالا بردن سطح هنري کشور و آشکار ساختن زواياي تازه اي از روح بزرگ و قريحه و ذوق سرشار ايراني، مستحکم ساختن قوميت و مليت اصيل ايراني، آشنا سازي افراد با هنرهاي زيباي کشور و نيز حمايت از هنرمندان و هنر ملي ايران چاپ و منتشر مي گرديد.