بادگیر پدیده ای زیبا و سهل ممتنع در معماری اصیل ایرانی
اندازه نوشته:
ریز
میانه
بزرگ
خلاصه: نویسنده در این مقاله به بادگیر و چگونگی ساختمان و کار آن می پردازد و مجرا، دهانه و ترک های بادگیر و نحوه تنظیم باد را بررسی می کند. جدای این بحث ها فرضیه ای را برای تکامل نسل های بادگیر ارایه می دهد بدین تسلسل که بادگیر های یک سویه، چند سویه؛ چندسویه تیغه دار و دو اشکوبه ای.
کلمات کلیدی: بادگیر، نحوه کار و ساختمان بادگیر، بادگیر یک سویه، بادگیر چند سویه، بادگیر تیغه دار، بادگیر دو اشکوبه ای یا دو طبقه ای، دهانه، ترک و مجرای بادگیر، خانه آقازاده ابرقو، یزد.
کتاب: یزدنامه
نگارش و گردآوری: ایرج افشار
ناشر: انتشارات فرهنگ ایران زمین
گنجینه ارمغان: محمد طاهری
سال: 1371
جلد: 1
نویسنده این مقاله: سید محمد تقی مصطفوی
سید محمد تقی مصطفوی استاد سید محمدتقی مصطفوی در سال 1285 ه.ش. دیده به جهان گشود و پس از پایان تحصیلات دبیرستان به استخدام وزارت معارف درآمد و شغل معلمی را بر گزید. ضمن اشتغال به کار معلمی، در مدرسه عالی حقوق به تحصیلات خود ادامه داد و در سال 1307 فارغ التحصیل گردید. در سال 1310 به علت علاقه فراوانی که به باستان شناسی داشت، شغل شریف معلمی را رها کرد و با سمت بازرس فنی به شعبه عتیقات وزارت معارف منتقل شد و به علت شایستگش های فراوان، در سال 1316 به ریاست کل اداره عتیقات رسید. در سال 1316 با طراحی فرانسویان، موزه ملی ایران آغاز به کار کرد و آندره گدار، باستانشناس فرانسوی، ریاست آن را بر عهده گرفت. پس از گدار و سلیمان سپهبدی، ریاست موزه ملی به محمد تقی مصطفوی که در آن زمان سابقه طولانی ای در تشکیلات باستان شناسی ایران و سابقه فراوانی در تحقیقات و مدیریت فرهنگی داشت و به همراه هیات های خارجی کار کرده بود واگذار شد. در میان مدیران موزه ملی از ابتدا تا کنون، نام وی جزو شاخص ترین آنها می باشد. او پس از آندره گدار، رییس اداره کل باستان شناسی ایران بود و تا سال 1337 که بازنشسته شد، در راس تشکیلات باستانشناسی ایران قرار داشت. در زمان سرپرستی مصطفوی، چند موزه جدید در شهرستان ها راه اندازی شد مانند موزه پارس در شیراز، موزه قزوین و موزه چهلستون در اصفهان. استاد محمد تقی مصطفوی از کسانی بود که برای باستان شناسی اهمیت خاصی قایل بود. اگرچه برخی، باستان شناسی را در انحصار خارجیان می دانستند، اما او با عشق و علاقه ثابت کرد که ایرانیان هم می توانند در این زمینه از مهارت های کافی بهره مند باشند و در این زمینه به تحقیق و پژوهش بپردازند. ایشان مطالعات، تحقیقات، ترجمه ها و تالیفات گسترده ای در زمینه تاریخ و فرهنگ و معماری و باستان شناسی دارد. از تالیفات ایشان می توان به کتاب امانتداری خاک که به شرح کشفیات و آثار فرهنگی تخت جمشید اختصاص دارد، اقلیم پارس، نگاهی به هنر و معماری ایران، هگمتانه، مجموعه مقالات و ... اشاره کرد. تالیفات وی با گذشت چند دهه از چاپ هنوز تازگی خود را حفظ کرده و مطالب آن در افزایش علم باستان شناسی نقشی اساسی را داراست. وی متخصص باستان شناسی هخامنشی و عهد سلجوقی به عنوان دو دوره مهم تاریخی ایران بود. او همزمان با دوره مهمی از کاوش های تخت جمشید به همراه هرتسفلد و کرفتر بود و در جریان پیدا شدن الواح زرین و سیمین در آپادانا، جزو هیئت کاوش بود. ترجمه از زبان فرانسه نیز از تخصص های دیگر ایشان بود. تخصص دیگر وی خواندن خط میخی مشکل بود به نحوی که حدود 90% از کتیبه هایی را که در کتاب های گدار آمده است را ایشان خوانده اند. ایشان همچنین از بازوان علمی هیئت حامیان مسجد جامع کبیر یزد تحت نظارت حاج سید علی محمد وزیری بود که این هیئت با کمک های مردمی به زیبایی به احیای این مسجد باشکوه پرداختند. شادروان سید محمدتقی مصطفوی مردی با ایمان و از امانت و صداقت برخوردار بود که در شناسایی و معرفی آثار باستانی کشور، نهایت درستی و دلسوزی را به کار می برد. او در حفظ و مرمت آثار باستانی و معرفی آنها، سهم بسزایی داشته است. در اواخر سال 1355 از سوی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه تهران به پاس خدمات گرانبهایش، درجه دکترای افتخاری به وی اعطا گردید. استاد پس از سال ها فعالیت در باستانشناسی ایران و حفظ و حراست کتیبه های ایران باستان سرانجام در 19 تیر ماه 1359 چشم از این جهان فرو بست.
بدین وسیله از دوست دانشمندم آقای مهندس کریم پیرنیا که توجه این بنده را به آنچه در کتاب نامبرده درباره بادگیر نوشته شده که حاوی اطلاعات بس مفید و مستند است جلب نمودند عرض سپاسگزاری کامل می نمایم.
از جمله پدیده های چشمگیر در ساختمان های روزگاران گذشته ایران «بادگیر» است که مخصوصاً در شهر ها و آبادی های کرانه های کویر و دشت و هامون های بادخیز، بر فراز ساختمان ها دیده می شود و برخی اشخاص آنرا بیش از فایده تهویه، از جنبه تزیینی مهم می پندارند؛ ولی حقیقت این است که در عین زیبایی و زینت بخشودن به ساختمان، نقش بس موثر و ارزنده در چگونگی تهویه فضای درونی ساختمان ها و خنک کردن سرداب ها و آب انبار ها دارد.
معماران و استادکاران امور ساختمانی ایران، همانگونه که از عامل سرمای زمستان های سخت، به وسیله ایجاد دیوار های بلند یخچال بهره می گرفتند و با یخ بستن آب وانباشتن یخ در چال های گود و بزرگ، ثمره سرمای زمستان را به صورت این ماده بلورین به دست می آوردند تا هنگام تابستان و شدت گرما در اختیار مردم تشنه و گرمازده بگذارند، و همچنین با تعبیه آسیا های بادی بزرگ یا آسباد ها که پره های بلند متعدد قایم دارد در نواحی شرق خراسان، نیروی باد را عیناً و بدون هیچگونه تغیر و تبدیل به سنگ رویین آسیا منتقل می کردند و درنتیجه توام با وزش باد، آسیا های متعدد ناحیه خواف و خرگرد و زوزن و دیگر بخش های جنوب شرقی و جنوب خراسان به گردش در می آمد، (1)۞ عامل باد را نیز با استادی و هوشمندی فراوان برای تعدیل گرمای درون تالار ها و سرداب ها و گوارا نمودن آب آب انبار ها و مصنعه ها به خدمت می گرفتند.
چگونگی استفاده از عامل باد در بادگیر ها بدین ترتیب است که بنا های برج مانند باریک و بلند چهار پهلو یا احیاناً هشت پهلو بر فراز بام ساختمان احداث می کنند و قسمت بالای بنای نامبرده را در چهار سمت، گشاده و باز می گذارند. بالای دهانه های چهارگانه یا احیانا هشت گانه، رو به آسمان، بسته است ولی پایین آن به طرف داخل بنا تا درون ساختمان یا آب انبار یا سرداب باز و آزاد است. در عین حال داخل بنای برج مانند را به وسیله تیغه ها و پره های آجری مورب به چهار قسمت تقسیم می کنند؛ به طوریکه در فضای بالای بنای نامبرده، باد از هر سو بوزد، به درون دهانه همان سو وارد می گردد و بر اثر اینکه تیغه ها و پره های مورب و مجرا ها (2)۞ در داخل بادگیر رو به پایین ادامه دارد، کشش باد هم به سمت پایین ادامه پیدا می کند و باد از هوای آزاد بالا به درون ساختمان می رسد و از سوی دیگر هوا بیرون می رود و این امر باعث وزش باد و جابجا گشتن هوای فضای داخل ساختمان می شود.
با مختصر بررسی بادگیر ها در بنا های گوناگون می توان دریافت که بادگیر های موجود کنونی در مرحله های نخستین، به صورت ساده تر از آنچه اکنون مورد اطلاع و آشنایی است ساخته می شد؛ بدین معنی که هر بادگیر تنها از یک سو دارای دهانه ای باز در بالا بود و موضوع تقسیم بندی داخل بادگیر و ترتیب پره در میان نمی آمد بلکه تمام فضای درون بادگیر همچون یک هواکش، یکسره بود. برای تهویه فضای داخل آب انبار، بر فراز آن دو یا سه یا چهار بادگیر احداث می کردند و هر بادگیر رو به یک جانب، دارای دهانه باز و سه طرف دیگر آن بسته بود و دهانه باز در هر بادگیر در جهتی غیر از جهت باز سایر بادگیر ها قرار داشت و در نتیجه از هر جانب که باد می وزید، وزش و جریان باد از یک یا دو بادگیر، به فضای درون بنا راه می یافت و طبعاً در قبال وزش باد به داخل بنا به همان اندازه، هوای درونی ساختمان از دو یا سه بادگیر دیگر به بیرون سوق داده می شد و بدین ترتیب هوای داخل ساختمان تعویض می گردید. استادان معمار، چنین بادگیر هایی را به اصطلاح، «بده و بستان» می نامند. (3)۞
با ملاحظه و بررسی بادگیر های موجود در بنا های دوران های مختلف تاریخی می توان باور داشت که قدیمی ترین و ابتدایی ترین بادگیر های باقی مانده با دهانه های یک جانبه حداقل از دوران صفویه (4)۞ بر جا مانده است؛ ولی پیشینه احداث بادگیر به چند سده پیش از دوران صفویه می رسد؛ چنانچه در کتاب «تاریخ جدید یزد» تالیف احمد بن حسین بن علی الکاتب از آثار نیمه دوم سده نهم هجری (5)۞ ضمن شرح بنا های شاهان آل مظفر و تیموریان که در سده های هشتم و نهم هجری در یزد ساخته و پرداخته شده است، مکرر به احداث بادگیر های رفیع اشاره رفته است. گهگاه در اشعاری هم که به مناسبت ایجاد ساختمان هایی در آن زمان سروده اند و در همان کتاب مندرج است ذکر بادگیر به میان می آید. (6)۞
سمت راست: مقطع عمودی بادگیر چهارسویه؛ سمت چپ: مقطع افقی بادگیر چهارسویه؛ این بادگیر ها نقش چهار بادگیر را ایفا می کنند و با ورود باد از یک سو و وارد شدن به ساختمان، هوا از سو های دیگر خارج می شود.
پس از این مرحله، وضع بادگیر ها تکامل مختصری پدا کرد و آن بدین صورت بوده است که هر بادگیر در بالا از چهار سو دارای دهانه باز بود و تیغه های مورب عمودی و متقاطع در طول بادگیر احداث می کردند و در نتیجه، هر بادگیر نقش چهار بادگیر را که در هر سمت دهانه ای داشته باشد ایفا می نمود.
کمی پس از زمان احداث بادگیر های یک طرفه، باز از همان دوران صفویه، بادگیر های مرحله دوم که هر بادگیر در هر سمت دارای دهانه ای بوده است را می توان ملاحظه و بررسی نمود.
مرحله بعدی چنین بود که در دهانه های چهار سوی هر بادگیر، تیغه های عمودی متعدد و موازی یکدیگر ترتیب می دادند و این عمل از طرفی موجب تنظیم بهتر فشار باد و از طرف دیگر به زیبایی نمای بادگیر منجر می گشت.
پس از دوره صفویه و به احتمال بیشتر از زمان فتحعلی شاه قاجار، بادگیر های زیبا که هر جانب آن به وسیله پره هایی چند تقسیم بندی شده و هیئت و ترکیب تزیینی قابل توجه داشتند معمول گردید.
آخرین مرحله تکامل بادگیر ها را باید بادگیر دو مرتبه ای یا دو اشکوبه ای دانست و آن بدین گونه است که یک بادگیر بزرگ با دهانه و تیغه ها و پره های معمولی در هر چهار سمت، احداث می کردند و قسمت وسط آنرا جدا از هر چهار سمت، به صورت مستقل، به ارتفاع بیشتری بالا می بردند و در حقیقت بادگیر باریکی از وسط بادگیر ستبر و بزرگ، به جانب آسمان به ارتفاع یکی دو متر یا بیشتر، افزون از سایر قسمت های بادگیر بر می افراشتند؛ به طوریکه اگر فرضاً تیغه های بادگیر مرکزی فرو می ریخت، آسیبی به بادگیر بزرگ چهارپهلوی آن وارد نمی آمد و همچنین چنانکه هر بخش بادگیر بزرگ لطمه ای می دید به بادگیر باریک مرکزی ارتباطی پیدا نمی کرد.
عکس قدیمی و جدید بادگیر دو اشکوبه ای یا دو طبقه ای خانه آقا زاده در ابرقو در یزد؛ قدمت بنا مربوط به دوران قاجار می باشد.
یکی از مشخص ترین و زیباترین چنین بادگیر هایی را نگارنده در ابرقو بر فراز صفه تالار خانه ای به نام خانه آقازاده دیدم.
حوضخانه عمارت مثمن، هشتی یا دیوانخانه باغ دولت آباد در یزد مربوط به اواخر دوره افشار و اوایل زندیه؛ اطاق زیر بادگیر در یکی از اطاق های دور این حوض خانه قرار دارد؛ با بستن در آن اطاق جلوی باد را می گرفته اند و با باز یا بسته نمودن سایر در ها باد را به اطاقی که مد نظر بوده می رسانده اند؛ زیر خود بادگیر هم حوضی قرار دارد.
عکاس: محمد مصباحیان، سید محمد حسین علایی یزدی
4- مجرای بادگیر، رسیدن باد به ساختمان و چگونگی تنظیم آن ۩
اکنون به ذکر این نکته بپردازیم که محل رسیدن باد از راه بادگیر به درون بنا را چگونه ترتیب می دادند.
برای بهره مندی از نسیم و وزش باد، به طور کلی دهانه هایی ساده در کنار سقف یا در محل مناسبی از دیوار احداث می شد؛ چنانکه در خانه ها و سرداب ها و آب انبار ها و کاروانسرا های داخل و خارج شهر های کنار کویر اینگونه دهانه ها در محل پیوستگی بادگیر به کنار پوشش گنبد در سقف شاه نشین یا بدنه دیوار وجود دارد. در مسجد آقا در شهر کاشان (7)۞، بر بدنه افقی بالای قسمت وسط محراب، روزنه ای به اندازه یک طاقچه کوچک وجود دارد که بادگیر بدان منتهی می گردد و از آنجا باد به درون محراب می وزد.
در زیرزمین های بزرگ خانه های قدیم، جلوی دهانه محل وزیدن باد به درون زیرزمین، غالباً پنجره های مشبک کاشی نصب می نمودند و بدین وسیله چنین دهانه و روزنه ای را از صورت ساده و ناهماهنگ با ازاره (8)۞ و قسمت های دیگر زیرزمین، بیرون می آوردند.
در بعضی خانه های بزرگ، در محل ارتباط سرداب یا اطاق به بادگیر، دریچه چوبی یا پنجره کاشی مشبک ترتیب می دادند و چنانکه باد به صورت نسیم می وزید پنجره مشبک طبعاً بهتر و مفیدتر بود و در صورتیکه شدت وزش باد بیش از حد اعتدال باشد، دریچه و در مناسب تر است که بتوان آنرا باز و بسته نمود.
بنای استانداری یزد (9)۞، سرای قدیمی خوش طرح و زیبا و استواری است که حوضخانه بزرگی دارد و بادگیر آن به یکی از اطاق های گوشه حوضخانه مربوط می شود. اطاق نامبرده مانند اطاق های گوشه های دیگر حوضخانه دارای در و پیکر چوبی است که هنگام لزوم باز و بسته می شود. شدت بادی که از بادگیر به درون اطاق زیر آن می وزد آنچنان زیاد است که عموماً مجبور هستند در آن اطاق که رو به حوضخانه است را ببندند و یقیناً نظیر چنین بادگیر و اطاق و سرداب هایی در خانه های دیگر یزد و سایر شهر ها و آبادی های کنار کویر وجود دارد.
بادگیر دو طبقه ای بلند و زیبای ابرقو، بر فراز شاه نشین تالار بزرگ پایین آن، در خانه معروف به خانه آقازاده قرار دارد. کیفیت ارتباط آن با فضای تالار بدین گونه است که بر سقف شاه نشین، دریچه های چهاگوش متعدد ترتیب داده اند و هر دریچه درست زیر یکی از مجرا ها یا کانال های بادگیر واقع شده است و طبعاً دریچه های مرکزی به مجرا های بادگیر وسط که به شرح سابق الذکر، یک طبقه از بادگیر ستبر پیرامون آن بلندتر است مربوط می گردد و دریچه ها طوری است که به وسیله یک چوب بلند با قلاب انتهای آن می توان چفت و بست هر دریچه را باز نمود و بدین طریق هر موقع و هر اندازه بخواهند، راه وزش باد را به درون تالار می گشایند و هنگامی هم که هوا مساعد نباشد و نیازی به وزش باد احساس نگردد به وسیله همان چوب و قلاب آن، همگی دریچه ها را می بندند. طبعاً در چنین وضعی پشت هر دریچه خاشاک و مواد زایدی که داخل بادگیر می شود جمع می گردد که گاهگاه ضمن باز کردن دریچه ها، به نحو مناسب آنها را می زدایند و پاکیزه می کنند.
ترک ها و دهانه بادگیر دو اشکوبه ای و کلاه فرنگی خانه آقا زاده در ابرقو در استان یزد.
آخرین نکته ای که مناسب می بینم درباره بادگیر بدان اشاره نمایم، توجه به قسمت بالای بادگیر است یعنی همانجایی که ترک ها و دهانه های آنرا احداث می کنند.
شاید برخی چنن پندارند که ترتیب محل بالای بادگیر برای احداث دهانه های آن بستگی به نظر استاد سازنده یا صاحب آن دارد و کاری سهل و ساده بوده و تابع قاعده مشخصی نیست؛ ولی حقیقت امر این است که این، امری است ممتنع؛ بدین معنی که اگر بدون در نظر گرفتن چگونگی وزش باد هر محل، دهانه های بادگیر ساخته شود، نه تنها نتیجه مطلوب به دست نمی آید بلکه تنها خاک و غبار و خاشاک از راه بادگیر به درون ساختمان فرو می ریزد، بدون اینکه اثری از نظر تهویه یا خنک کردن هوا داشته باشد.
همانطور که استادان آشنا به فن احداث قنات می دانند کدام زمین را برای کندن مادرچاه قنات برگزینند، استادان سازنده بادگیر هم به وسیله بالا رفتن از نردبام های دوطرفه بلند و به کار بردن لاله های گوش خود جهت احساس و آزمایش چگونگی وزش باد و نسیم هوا در بالای محلی که مورد نظرشان هست، بلندی لازم را جهت انجام منظور در می یابند و بادگیر را به گونه ای می سازند که دهانه های بالای آن در همان جایگاه و همان بلندی احداث گردد.
در روزگار کنونی، با فراهم بودن وسایل تهویه امروزی، تبعاً چنین بادگیر هایی به صورت سابق، به ویژه در شهر ها، مورد پیدا نمی کند ولی با پیروی از آنچه در گذشته برای ترتیب گذرگاه های باد در درون ساختمان ها انجام می گرفت، می توان مجرای تهویه را به وضعی پنهان و ناپیدا در دل دیوار ها پیش بینی نمود و از احداث مجرا های فلزی نازیبا بر جبهه ساختمان ها احتراز کرد.
پاورقی:
(1)۩ درباره اینگونه آسیا های بادی مقاله تحقیقی درخور ستایشی زیر عنوان «آسباد های خواف» به خامه آقای بقراط نادری همراه با نقشه های فنی دقیق و روشن، ترسیم آقای مهندس داریوش اعظم در شماره صد و هفتاد و هفتم و صد و هفتاد و هشتم، سال پانزدهم، تیر و مرداد 1356، مجله هنر و مردم انتشار یافته است که برای علاقه مندان بدینگونه پژوهش ها بسیار ارزنده و شایسته توجه فراوان است.
(3)۩ پژوهنده و دانشمند گرامی آقای مهندس کریم پیرنیا در مقاله ممتنع و فشرده ای که زیر عنوان «بادگیر وخیشخان» در مجله باستان شناسی و هنر ایران، شماره چهارم، پاییز و زمستان 1348 نگاشته اند، در مورد بادگیر های یک جهتی نظری مرقوم داشته اند که با آنچه نگارنده به شرح بالا به عرض علاقه مندان می رساند تطبیق نمی کند. نگارنده با توجه به اینکه اینگونه بادگیر ها بر فراز باز یک بنا هر کدام رو به یک سمت مغایر با سمت باز بادگیر های دیگر، دارای دهانه است، نسبت به آنچه نگاشته ام به تصور درست بودن نظر خویش باقی هستم.
(6)۩ این کتاب گرانقدر و ارزنده، نخستین بار در سال 1317 خورشیدی از روی نسخه خطی کتابخانه ملک که با مساعدت شادروان نفیسی به اختیار اداره فرهنگ یزد گذارده شده بود، به یادگار انجام ساختمان دبیرستان ایرانشهر یزد و گشایش آن، به هزینه آن اداره چاپ و منتشر گردید و بار دیگر ضمن انتشارات فرهنگ ایران زمین، سلسله متون و تحقیقات، شماره 10 به کوشش آقای ایرج افشار در چاپخانه دانشگاه تهران به سال 1345 خورشیدی به صورتی آراسته تر چاپ شده و انتشار یافته است.
(7)۩ مربوط به سال های 1260 تا 1266 هجری قمری، برابر با 1223 تا 1229 هجری خورشیدی برابر با 1844 تا 1850 میلادی
(8)۩ = ع. (به کسر همزه) به معنی پایین دیوار و آنچه به پایین دیوار بمالند از سیمان یا ساروج و امثال آن
(9)۩ محل سابق فرمانداری و محل کنونی سازمان میراث فرهنگی این شهر تاریخی
کتاب یزدنامه در این کتاب مجموعه ای از مقالات و نوشته های مرتبط با یزد توسط ایرج افشار گرد آوری شده است. جلد اول این کتاب در 8 فصل نگاشته شده است. در فصل یزد نما مقاله «یزد در شعر فارسی» که گزیده ای از اشعار علی بقا زاده (بقا)، محمدعلی ریاضی، مهربان خانی، عبدالحسین جلالیان و باقر دهقانی است و مقاله «یزدنما» اثر ایرج افشار قرار دارد. فصل کتاب شناسی شامل دو مقاله «تواریخ یزد» و «کتاب شناسی یزد» از ایرج افشار است. در فصل متون پیشینه سه مقاله «بخشی از منتخب التواریخ معینی» به تصحیح ژان اوپن، «بخشی از جلد دوم جامع مفیدی» به کوشش ایرج افشار و «تاریخ یزد در تذکره جلالی عبدالغفور طاهری» به کوشش ایرج افشار آمده است. در فصل پژوهش های تاریخی مقالات «کاکویان یزد» اثر ا. بوسورث با ترجمه پرویز اذکایی، «یادداشت هایی درباره کاکویان و اتابکان» اثر ایرج افشار، «دروازه های نهصد و سی ساله» اثر جواد مجتهد زاده صهبا و عباس اقبال، «رشید الدین فضل الله همدانی وزیر و یزد» نوشته ایرج افشار، «کشاورزی یزد در قرن هفتم» اثر رشید الدین فضل الله همدانی، «حمایت ها یک خانواده بزرگ یزدی در عصر ایلخانان» اثر ژان اوبن با ترجه ع. روحبخشان، «قضیه پول حاجی احمد افشار» نوشته محمد جعفر خورموجی و «فتنه استاد محمد بنا در یزد» نوشته یحیی نواب آمده است.فصل باستان شناسی و آثار باستانی شامل مقالاتی است چون «مسجد جامع فهرج» اثر مهندس محمد کریم پیرنیا، «بادگیر پدیده ای زیبا و سهل و ممتنع» نوشته محمد تقی مصطفوی، «بادگیر های یزد و اسلوب ساختی آنها» از علی اصغر شریعت زاده، «دخمه های زرتشتیان» اثر حسین مسرت، «ساختمان های یزد از دوره اتابکان تا روزگار تیموریان» نوشته ایرج افشار و «فهرست مهمترین آثار تاریخی یزد و دوره شهر» اثر ایرج افشار. در فصل جغرافیا و سفرنامه دو مقاله «خاک یزد» از گروه آموزشی جغرافیای یزد و «یزد در سفرنامه ریچاردز» نوشته دکتر محسن صبا آمده است. فصل فرهنگ و ادبیات شامل این مقالات است: «مولانا شرف الدین علی یزدی» نوشته علی اصغر حکمت، «قصیده شهاب ترشیزی درباره یزد» از محمد قهرمان، «جیحون یزدی» نوشته حبیب یغمایی، «عبدالوهاب طراز یزدی» نوشته علی باقرزاده (بقا)، «انجمن های ادبی یزد» نوشته اکبر قلمسیاه، «سرگرمی ها و بازی هاییشین یزد» نوشته علی اکبر شریعتی و «روزنامه های یزد» نوشته حسین مسرت. فصل آخر با عنوان عکس، سند و تصویر شامل تصاویری قدیمی از یزد با توضیح ایرج افشار می باشد.