مهمان گرامی، به غول آباد خوش آمدید! | نام کاربری: واژه گذرده: مرا به یاد بسپار برای یک ماه: برو: | برای انجام امور مربوط به عضویت به اینجا بروید.

تا به افسوس ننشسته ایم، بافت یزد -تختگاه کویر- را دریابیم [1 از 2]

اندازه نوشته:
ریز میانه بزرگ
همانگونه که از عنوان و فهرست این مقاله محسوس است، این مقاله بخشی از یک مقاله بزرگتر با همین عنوان است که تا کنون بخش های زیر از آن در وب سایت غول آباد منتشر شده است:

1
خلاصه: شرح گزارش نخستین و دومین مجمع بین المللی حفاظت بنا های خشتی در یزد و انتقاداتی که بر آن و اجرای مصوبات آن وارد است. سپس برشمردن ویژگی ها و ارزش های بافت کهن یزد از نظر باستان شناسی و معماری و منطقی بودن آن در رابطه با اقلیم و زندگی مردم و آنگاه ترسیم فضای بافت کهن یزد مانند کوچه ها و بازار و سپس ترسیم چشم انداز های شهر از فراز بام ها و در کل دادن هشداری به مسیولین و حتی بینندگان که تا دیر نشده است یزد را دریابند.
کلمات کلیدی: مجمع بین المللی حفاظت بنا های خشتی، بافت تاریخی یزد، تاریخ یزد، ساباط، چهارسوق، اقلیم، شن روان، چشم انداز، برج و بارو یا حصار، مسجد جامع، یزد.
مجله: هنر و مردم
دوره چاپ: از 1329 تا 1357
مدیر مسئول: خدابنده لو
سردبیر: عنایت الله خجسته، بیژن سمندر، هیئت تحریریه
ناشر: اداره روابط بین الملل و انتشارات اداره کل هنر های زیبا، اداره کل روابط فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر
دوره: 16
شماره: 191 و 192، شهریور و مهر 1357 ه.ش. (2537 ش.ش.)
نویسنده: پرویز ورجاوند ناصری
پرویز ورجاوند ناصری
دکتر پرویز ورجاوند ناصری در سال 1313 در تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره دبستان و دبیرستان و دریافت ششم ریاضی و گذراندن دوره عالی نقشه برداری، در سازمان نقشه برداری مشغول کار شد. سپس ششم ادبی را گرفته و در دانشگاه تهران دوره لیسانس باستان شناسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی را طی کرد و با گرفتن بورس تحصیلی به کشور فرانسه عزیمت کرد و دوره انستیتوی انسان شناسی را در دانشگاه پاریس و مدرسه عالی لوور گذراند و توانست دکترای باستان شناسی با گرایش درباره معماری ایران در دوران تاریخی را از دانشگاه سوربن دریافت کند.
وی از 15 سالگی، درگیر فعالیت های سیاسی زمان در کنار نیرو های ملی شد و در 16 سالگی مسیولیت روزنامه «دانش آموز» در برابر «دانش آموزان» که از سوی حزب توده منتشر میشد را برای طیف ملی بر عهده گرفت و در روزنامه هایی چون «پرچمدار» و مجله «امید ایران» به نوشتن مقاله و داستان تاریخی پرداخت. وی در تمامی دوران فعالیت نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشت. بعد از کودتای 28 مرداد، مورد برخورد و دستگیری قرار گرفت. در نهضت مقاومت ملی، از تلاشگرانی بود که چند بار دستگیر و بازداشت شد. او پس از آنکه در سال 1339 به فرانسه رفت توانست جریان جبهه ملی را در اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه مطرح و سرانجام جبهه ملی اروپا را با همکاری تنی چند از کوشندگان، پایه گذاری کند که در اولین کنگره، مسیولیت هیئت اجرایی اروپا بر عهده اش گذاشته شد و توانست روزنامه «ایران آزاد» را به عنوان ارگان جبهه ملی انتشار دهد. همزمان توانست کنفدراسیون دانشجویان ایران را سازماندهی کند و تا چند سال آن را در مسیر جبهه ملی به پیش برد.
او در بازگشت به ایران، پس از مشکلاتی که با ساواک داشت، در جریان بررسی و تهیه طرح بازسازی منطقه زلزله زده بویین زهرا بر اثر تصادف شدید، بیش از 4 ماه در حالت فلج به سر برد که به یاری یزدان پاک پس از 8 ماه به تدریج سلامت نسبی را به دست آورد. با قبول شدن در امتحان ورودی استادیاری دانشگاه تهران به دلیل مخالفت ساواک، از استخدام بازماند ولی با حمایت شادروانان دکتر سیاسی، دکتر صدیقی و دکتر صفا اجازه تدریس بدون دریافت حقوق به او داده شد. در کنار آن، مسیولیت بخش مردم شناسی و ایلات و عشایر موسسه تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز بر عهده اش گذاشته شد و همزمان، مسیولیت مرکز آموزش و برنامه ریزی خدمات جهانگردی وابسته به سازمان جلب سیاحان را نیز عهده دار شد و در نتیجه نخستین گام ها در زمینه تربیت نیرو های کاردان برای صنعت جهانگردی برداشته شد. با تشکیل سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، با عنوان مشاور عالی و مسیول بخش تربیت کادر متخصص برای حفظ و مرمت بافت های قدیمی و مرمت مجموعه های باستانی و تاریخی به فعالیت پرداخت که عمده متخصصان معمار و باستان شناس سازمان میراث فرهنگی از دانش آموختگان آن دوره های تخصصی به شمار می روند.
انتشار مجله های «باستان شناسی و هنر» و «فرهنگ و معماری» به صورت دو زبانه، از فعالیت های دیگر ایشان در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی به شمار می رود. در ضمن، به عنوان عضو هیئت تحریریه در دو مجله «هنر و معماری» و «هنر و مردم» مشغول به فعالیت بود. فعال ساختن بخش پژوهش های مردم شناسی و ایلات و عشایر در زمینه پژوهش های میدانی و همچنین افزودن پژوهش های میدانی به برنامه های رشته باستان شناسی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد برای کارآمد ساختن نیرو های جوان، از دیگر تلاش های ایشان به شمار می رود.
انجام بررسی های باستانشناسی و مشارکت در کاوش های هفت تپه، بیشاپور، تخت سلیمان و مسیولیت کاوش های رصدخانه مراغه و مشاوره و بررسی درباره نحوه مرمت و بازسازی شمار فراوانی از جایگاه های عمده باستانی و تاریخی کشور چون تخت جمشید، بنا های دوران صفوی اصفهان، آذربایجان، کاشان، شمال کشور و ... فعالیت های مستمری بودند که برای دکتر پرویز ورجاوند ناصری تا سال 1357 ادامه داشت و بخشی از آنها، در قالب چند صد مقاله، در مجله های معتبر داخل و خارج و دایرة المعارف هایی چون ایرانیکا، اسلامی، تشیع و دانشنانه بزرگ فارسی و زنان ایران و ... به چاپ رسیده است. افزون بر آن، بیست جلد کتاب در زمینه های انسان شناسی و ایلات و عشایر، جغرافیای تاریخی و آثار باستانی مناطق مختلفی از ایران، سبک شناسی معماری، باستان شناسی و هنر، شیوه مرمت بنا های تاریخی، رابطه فرهنگ و توسعه و ... نیز از دکتر ورجاوند به چاپ رسیده است.
علاوه بر بخش علمی زنگانی ایشان، بخشی نیز به سیاست تعلق داشت. می توان گفت که فعالیت های سیاسی وی از بازگشت به اروپا در چارچوب تماس با همفکران جبهه ملی و نیرو های ملی و تشکیل نشست های منظم با نیرو های جوان همچنان ادامه داشت و به مناسبت، در قالب مصاحبه ها یا مقاله ها در نشریات معروف بازتاب می یافت. سرانجام در پی انقلاب سال 1357 ایران به دعوت شادروان مهندس بازرگان برای مدتی، مسیولیت وزارت فرهنگ و هنر بر عهده اش قرار گرفت. در شرایط بحرانی زمان که پاسداری از فضای باز و حمایت از آفرینش های هنری در ابعاد گوناگون، کار بسیار مشکلی به شمار می رفت و حفظ میراث های فرهنگی کشور در جو آشفته و ضد فرهنگی، کوششی خستگی ناپذیر را می طلبید، با قبول مشکلات بسیار کوشش کرد تا از میزان فشار های تخریبی کاسته شود و به تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر با تغییر فضای سیاسی کشور امید بخشد. در سال 1360 و به ویژه پس از فراخوان جبهه ملی در 25 خرداد آن سال، وی و تنی چند از اعضای دولت موقت که با جبهه ملی پیوند داشتند، دستگیر و یک دوره سیاه سه ساله زندان را از سر گذراندند که عوارض سنگینی بر سلامت ایشان گذاشت.
دکتر ورجاوند پس از آزادی، تلاش های وسیعی در زمینه ادامه کار های فرهنگی و انتشار کتاب ها و مقاله ها انجام داد و در موارد گوناگون اوضاع سیاسی و جامعه ایران، صد ها مصاحبه با رسانه ها انجام داد و تلاشش بر آن بوده تا امید از جامعه و نسل جوان رخت بر نبندد و تلاش دشمنان خارجی نتواند همبستگی ملی و یکپارچگی کشور را خدشه دار سازد. وی در این راه فشار های همه جانبه را با تمامی وجود تحمل کرد و و با امید به یزدان پاک همواره در پی معرفی هرچه بیشتر تاریخ و فرهنگ پربار ایران و تشویق جامعه برای پاسداری از استقلال و یکپارچگی میهن بود. وی سرانجام در 19 خرداد سال 1386 در 73 سالگی دار فانی را وداع گفت.
چکیده ای از کارنامه زندگانی وی و تاریخ آنها بدین شرح می باشد: تولد در تهران سال 1313؛ لیسانس باستان شناسی از دانشگاه تهران سال 1337؛ فوق لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران سال 1339؛ دیپلم انستیتو انسان شناسی فرانسه؛ مدرک مدرسه عالی لوور با تکیه بر باستان شناسی شرق و دوران اسلامی؛ دکترای باستان شناسی در زمینه معماری باستانی ایران و مقایسه آن با یونان و مصر سال 1343؛ استادیار دانشگاه تهران از سال 1344؛ دانشیار دانشگاه تهران از سال 1348؛ استاد دانشگاه تهران از سال 1352؛ مشاور عالی سازمان حفاظت آثار باستانی در قبل از انقلاب، رییس مرکز برنامه ریزی و آموزش خدمات جهانگردی سال 1344؛ وزیر فرهنگ و هنر در دولت موقت مهندس بازرگان؛ عضو نهضت مقاومت ملی در زمان مصدق؛ مدیر مسیول و سردبیر چند نشریه مهم قبل از انقلاب؛ صاحب کتاب هایی چون سبک شناسی هنر معماری در سرزمین های اسلامی، خراسان و ماوراء النهر، سیمای تاریخ و فرهنگ ایران در موزه های اتحاد شوروی، ایران و قفقاز، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین در 3 جلد، پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی و ....
فهرست:
۞ 5- آب انبار ها، پاکنه ها و جو های یزد
۞ 6- یزد و معماری خانه های سنتی آن
۞ 7- دستکاری های ناموفق در بافت یزد و عوامل موثر در ویرانی محله های قدیمی

1- آغاز سخن ۩

در آبان ماه سال 1351، نخستین «مجمع بین المللی برای حفاظت بنا های خشتی» با شرکت جمع قابل ملاحظه ای از متخصصان ایرانی و خارجی و مرکب از باستان شناسان و مهندسان معمار در شهر یزد تشکیل یافت. شروع داستان چنین می نمود که احتمال دارد این بار، قصد بر این باشد تا به دنبال در هم ریختن و نابود ساختن بافت های با ارزش معماری بسیاری از شهر های ایران، درباره یزد، پیش از آنکه هویتش از دست برود، اقدامی اصولی صورت پذیرد. ظاهراً در شروع کار چنان فریبنده بود که نمی دانم چرا با همه تجربه های تلخی که در گذشته از بی حاصل بودن تشکیل چنین مجمع هایی داشتم، به خود امید می دادم که شاید از این گردهمایی، نتیجه ای عاید گردد و برای نجات شهر یزد، چاره ای اندیشیده شود.

برج و بارو یا حصار یزد
عکس راست: بخشی از حصار به جای مانده کهنسال شهر یزد که یادآور تاریخ دیرپای این شهر است.
عکس چپ: بخش دیگری از برج و باروی به جا مانده از حصار شهر یزد؛ در این تصویر شاهد یکی از ده ها تجاوز و دستکار های نابجایی هستیم که در بازمانده حصار یزد صورت گرفته است.

ولی افسوس که از همه آن گفت و گو ها، همچنان که به قول معروف «این حرف ها برای فاطی تنبان نمی شود»، یزد هم چیزی عایدش نگشت و از فردای پایان کار مجمع، یزد هم به دست فراموشی سپرده شد و به قولی «تو گویی که سهراب نیست.» باری، در آن مجمع جز سه چهار نفری از پژوهندگان این مرز و بوم که ارادتی خاص به بافت های شهری وطنشان و بنا های تاریخی آن دارند، مطالبی که از جانب اکثر شرکت کنندگان خارجی عنوان گردید، نه مشکلی را طرح ساخت، نه گره ای را گشود و نه به یزد و شهر های مشابه آن، اشاره ای داشت.

برجی از حصار یزد
یکی از برج های تک نگهبانی پشت حصار یزد که در قرن هشتم هجری با توجه به در گیری های منطقه در جهت تقویت نیروی دفاعی شهر ایجاد شده است.

برای اکثر شرکت کنندگان غربی، مسیله حفظ و نگهداری بنا های خشتی، بیشتر در زمینه چگونگی محافظت از چند پی و دیوار به دست آمده از کاوش های باستان شناسی، مطرح بود؛ زیرا که آنها با ویژگی های معماری اکثر شهر های نواحی مرکزی و حاشیه کویر ایران، که خشت، اصلی ترین و مهمترین ماده ساختمانی آن است، آشنایی لازم را نداشتند. اگر روال کار جلسه های مجمع، چنگی به دل نزد و نتیجه قابل لمسی به دست نداد، ولی قطعنامه آن بر روی هم رفته از بعضی جهات، بد تنظیم نشده بود و دست کم با اشاره به مطالبی چون:

1- یک مرکز تحقیقات بین المللی زیر نظر «ایکوموس» (1) ۞، با همکاری تمام مراکز بین المللی و ملی ای که به این موضوع علاقه مندند تشکیل شود تا بتواند امر تحقیق و حفاظت بنا هایی را که با چینه یا با خشت ساخته شده اند، تشویق و ترغیب نماید و مدارک لازم برای تحقیق راجع به این مسایل را گردآوری کند. از دولت ایران دعوت می شود که چنین مرکزی را به وجود آورده و مسیولیت تهیه برنامه و فعالیت های آن را به آن مرکز محول نماید.

2- شرکت کنندگان در این مجمع، استنباط کرده اند که ساختمان های چینه ای و خشتی می توانند تعمیر و محافظت شوند؛ زیرا معمولاً جوابگوی مسایل مربوط به مسکن اهالی در هر منطقه می باشند؛ خصوصاً با احتیاجات اجتماعی، اقتصادی و آب و هوایی همان محل سازش دارند.

3- باز کردن راه ها و کوچه ها، در مجتمع هایی که با چینه و خشت خام ساخته شده اند، ممنوع گردد؛ و به همین طریق مانع شوند که کارهای ساختمانی عمومی و عام المنفعه، بدون مطالعه قبلی، در آنجا انجام گیرد. لازم به نظر می رسد که در هر یک از منطقه ها، باید مطالعاتی برای زنده کردن این ابنیه و حفاظت آنها به عمل آید.

بقعه دوازده امام
بقعه دوازده امام؛ به اعتباری کهنسال ترین بنای سالم و بر پای یزد مربوط به سال 429 هجری؛ اهمیت این اثر مربوط است به نحوه طاق زنی و پوشش آن؛ این بنا در نزدیکی حسینیه محله فهادان که کهنسال ترین محله یزد به شمار می رود واقع شده است.

4- شهر یزد که از نظر تشکیلات ساختمانی و ابنیه ذیقیمتی که دارد و از نظر حیات شهری ای که وابسته به آن است، از طرف دولت ایران به عنوان نمونه ای از محافظت یک شهر خشتی در چهارچوب سال مخصوص «میراث ملی ساختمانی 1975» انتخاب گردد. (2) ۞

این روزنه امید را باز گذارده بود که پس از پایان کار مجمع، حرکتی آغاز گردد. مجمع پایان یافت. روز ها، هفته ها و ماه ها و بالاخره سه سال و اندی از زمان تشکیل آن گذشت. نه مرکز بررسی و تحقیق تشکیل یافت، نه ارزش و اصالت بنا های خشتی برای مردم تشریح گردید، نه گامی اساسی در جهت تعمیر و حفظ مجموعه های خشتی برداشته شد و نه از تجاوز به بافت های باارزش قدیمی جلوگیری به عمل آمد؛ و گویی که هیچگاه چنان مجمعی تشکیل نیافته و توصیه هایی نکرده است.

تا اینکه بار دیگر در اسفند ماه سال 1354، دومین «مجمع بین المللی بنا های خشتی» در یزد گشایش یافت. این بار جای این امیدواری بود که با عنوان شدن «نقشه طرح جامع یزد» که به منظور دقت در امر حفظ بافت های اصیل و قدیمی و بنا های ارزنده تاریخی این شهر بررسی و تهیه آن به دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران محول گشته است، به مجمع، جهت خاصی بخشیده شود و دست کم بخشی از گفت و گو های آن، به بحث درباره چگونگی حفظ و نگهداری این مهمترین مجموعه مسکون بنا های خشتی ایران و شاید جهان اختصاص یابد. اما دریغ و صد افسوس که چنین نگشت. نه تنها از گزارش علمی همراه با نقشه ها و تصاویر و طرح های مربوط به مطالعات انجام شده درباره نقشه جامع شهر یزد، خبری نبود، بلکه از هیات بررسی کنندگان، حتی یک نفر هم در مجمع شرکت نداشت. کسی نمی داند دعوت شده بودند یا به ملاحظاتی دعوت را نپذیرفته بودند.

کاربندی گنبد زندان اسکندر یا مدرسه ضیاییه
کاربندی زیر گنبد بنای خشتی معروف به زندان اسکندر یا مدرسه ضیاییه که در نزدیکی بقعه دوازده امام قرار دارد؛ تمامی گنبد این بنا با خشت ساخته شده است؛ این بنا از نظر شکل گنبد و نحوه کاربندی زیر آن از نمونه های بسیار ارزنده هنر معماری ایران در قرن هفتم به شمار می رود؛ این بنا که در 631 هجری ساخته شده است کمی بعد به عنوان نمونه و الگو مورد تقلید قرار می گیرد.

باری، همه آنهایی چون من که به عشق شنیدن گزارش مزبور، به این مجمع آمده بودند، فراوان دمق شدند؛ ولی باید بگویم که علاقه مندی یک مهندس جوان معمار که پروژه دیپلمش را درباره بازپیرایی و احیای قسمتی از مجموعه بافت کهن یزد تهیه کرده بود، سبب گردید که تا حدی جبران این کمبود بشود؛ زیرا که با تنظیم نمایشگاهی از نقشه ها، طرح ها، عکس ها و نمودار ها همراه با توضیحاتی کلی و اجمالی، برخی از شرکت کنندگان، توانستند درباره بافت شهر یزد و ارتباط واحد های مختلف آن با یکدیگر، اطلاعاتی کسب کنند و من هم به سهم خود از آن معمار جوان و باعلاقه سپاسگزارم.

در دومین مجمع نیز حدود 50 تن شرکت کننده وجود داشت که 25 نفرشان را خارجی ها تشکیل می دادند. این بار نیز جز سه چهار نفری، دیگر شرکت کنندگان خارجی، حرف و سخن دندان گیری نداشتند. از آغاز کار مجمع، من و دو سه تن دیگر با اشاره به این نکته که با وجود جنبه جهانی مجمع، تشکیل پیاپی نخستین و دومین مجمع در شهر یزد، بی دلیل نمی تواند باشد، سعی کردیم تا شاید دست کم یک روز از گفت و گو های مجمع را به مسایل مهم و اساسی حفظ بافت و معماری خشتی شهر یزد و پیرامونش اختصاص دهیم. استدلال ما این بود که با طرح مسایل و مشکلات این شهر و اظهار نظر های متخصصان درباره آن، گذشته از آنکه مجمع به راه یک مباحثه و کار علمی سازنده کشانیده خواهد شد، توجه سازمان های جهانی ای چون یونسکو از یک سو و مقامات مسیول مملکتی از سوی دیگر به لزوم یک اقدام بنیادی و آگاهانه به منظور نجات و حفظ یزد و دیگر شهر های مشابه آن در ایران و دیگر سرزمین های جهان، به گونه ای جدی و اصولی، جلب خواهد شد.

سردر و گنبد مسجد جمعه یزد
سردر و گنبد مسجد جامع یزد؛ مسجد جامع یزد که دست کم به قرن ششم مربوط می شود از جمله بنا های شکوهمندی است که در نشان دادن پیشینه پربار هنر معماری یزد نقشی بنیادی دارد؛ قسمت های مهم و برپای کنونی مسجد به دوران آل مظفر در قرن های هفتم و هشتم هجری مربوط می شود؛ این بنا در قلب بافت شهر یزد به ویژه زمانی که از بالا بر سطح شهر بنگریم چون الماسی درشت و درخشان بیش از هر اثر و مجموعه دیگر نگاه را به سوی خویش جلب می سازد و لحظه هایی بس دراز هر بیننده ای را به خود مشغول می دارد.

ولی افسوس که فقط به دلیل آنکه مجمع، جنبه بین المللی دارد، به این گفته ها توجهی نشد و سرانجام، این دومین مجمع نیز چون مجمع نخست، بدون هیچ نتیجه گیری و عرضه کردن راه حل یا راه حل هایی و یا دست کم توصیه هایی روشن و عملی درباره شهر یزد، به کار خود پایان داد و هر یک، از گوشه ای، فرا رفتند و برای آنکه اصولاً مسیله حفظ و نجات بافت قدیمی شهر یزد برای همیشه از خاطره ها محو گردد، قرار بر این گشت تا سومین نشست مجمع، سه سال بعد، در ترکیه تشکیل شود. دست علی به همراه شرکت کنندگان باد!

چند هفته ای بعد، شبی، جمعی از دوستان شرکت کننده در آن مجمع، به همراه استاندار یزد، دور هم نشستند. همه به این امر معتقد بودند که اگر مجمع، حتی گره ای از صد ها گره کور مربوط به حفظ بافت یزد و معماری آن را نگشود، دست کم با تکیه بر اعتبار و ارزش اسمی آن هم که شده، جا دارد تا این موضوع، به وسیله گروهی علاقه مند، دنبال گردد و چاره هایی عملی، اندیشیده گردد و به مورد اجرا گذارده شود. استاندار یزد در آن جلسه، لزوم انجام هرچه سریع تر یک رشته مطالعات اساسی و تهیه طرح های اجرایی را برای نجات شهر، گوشزد کرد و یادآور شد که هرچه بیشتر در این باره، امروز و فردا بشود، بر تعداد مشکلات، افزوده خواهد شد و مردم را بیش از پیش ناامید خواهد ساخت.

آن شب، همه با علاقه و دلسوزی، اظهار نظر کردند و چنین می نمود که امکانات لازم برای ادامه کار و جلسات این گروه و جمعی دیگر، فراهم خواهد شد؛ ولی باز هم افسوس که چنین نگشت و ماه ها بعد تا کنون نیز دیگر خبری از جلسه و تشکیل کمیته نجات و دیگر مسایل مربوط به یزد، مطرح نگشت و فکر می کنم تا تشکیل سومین مجمع حفاظت بنا های خشتی در ترکیه، همچنان، یزد و مسایل مربوط به بافت قدیمی و بنا های آن، در بوته فراموشی باقی بماند. ولی از یاد نبریم که اگر یزد با همه ارزش و اعتبارش از یاد ها رفته است، در عوض، کمیته نجات شهر ونیز در زمان های معین و به طور منظم در تهران، تشکیل می گردد؛ و ما که در امر حفظ و نجات بسیاری از شهر های تاریخی خود چون اصفهان، کاشان، قزوین، یزد و ... با همه ارزش و اعتباری که در سطح جهانی دارند، درمانده ایم، با دادن پول و صرف وقت و نیروی انسانی، به یاری دیگران برخاسته ایم و مثل معروف «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است» را از یاد برده ایم.

کاربندی و تزیینات زیر گنبد سید رکن الدین
عکس راست: تزیینات دیوارنگاره بر روی کاربندی ها و زیر سقف گنبد سید رکن الدین؛ در این تصویر نقش های گیاهی و طرح های زینتی به یاری کتیبه های کوفی گلدار و تزیینی مشاهده می گردد.
عکس چپ: دیوار نگاره های زیر گنبد و بدنه بنای معروف سید رکن الدین یا مدرسه رکنیه از نمونه های چشمگیر تزیینات معماری قرن هشتم یزد.

آیا تاکنون یک مورد را می توان ذکر کرد که مغرب زمین، با وجود همه امکانات وسیع و عظیم مالی و فنی و علمیش برای حفظ میراث فرهنگی ما که به گفته خودشان، بخشی مهم از میراث های فرهنگی بشری را نیز تشکیل می دهند، دست یاری به سوی ما دراز کرده باشد؟ جز آنکه بسیاری از آثار ارزشمند ما را غارت کردند و به موزه ها و مجموعه های خود بردند و جز آنکه با گرفتن پول های گزاف، جمعی از وازده ها را به عنوان کارشناس های بزرگ، برای حفظ آثار و میراث های فرهنگی ما فرستادند، چه کردند؟ راستی، بگویید یونسکو و دیگر سازمان های پر عرض و طول جهانی، تاکنون در حق ما چه کرده اند که ما خویشتن را از یاد برده ایم و برای دیگران دلسوزی می کنیم؟

تکیه و میدان میر چخماق یا میر چقماق
سردر میدان میر چخماق یزد؛ میدان میر چخماق یکی از چند میدان قدیمی شهر یزد است که در قرن نهم هجری در زمان حکمرانی امیر چخماق یا امیر چقماق بنا شده است. این میدان چون دیگر میدان های کهن شهر یزد همراه با مجموعه های پیرامونش چون مسجد معروف امیر چخماق بنیان گرفته است؛ سردر کنونی از آثار قرن سیزدهم هجری قمری در سال 1296 است که در برابر بازار حاجی قنبر از بنا های قرن نهم بنا گشته و امروز مردم آنرا نشان شهر یزد به شمار می آورند؛ در سال های اخیر نماسازی مکان های پیرامون میدان و نحوه باغچه بندی وسط آن در نهایت بی سلیقگی انجام گرفته به نحوی که به شدت به این میدان قدیمی و سردر چشمگیر آن لطمه وارد ساخته است.

باری، آنچه در بالا بیان گردید، به آن خاطر بود تا خوانندگان عزیز را در جریان امر قرار داده باشم و بتوانم با این مقدمه به نسبت طولانی، دلیل نوشتن یادداشت های پراکنده زیر درباره شهر یزد را تا حدودی توجیه کرده باشم.

میدان شاه یزد و نخل نعمتی ها
بخشی از میدان شاه یزد از آثار قرن سیزدهم هجری در بین سال های 1214 تا 1219 و نخل بزرگ آن؛ نخل مزبور که در روز های سوگواری بر آن آذین می بندند به اعتباری بزرگترین نخل شهر یزد است.

در اینجا باید بگویم آنچه که در زیر خواهید خواند، یک نوشته تحقیقی و علمی، به منظور بحث درباره بافت و شبکه بندی و معماری شهر یزد نیست؛ زیرا که تهیه چنین مقاله ای، نیاز به یک بررسی همه جانبه و دست کم یک اقامت چند ماهه در شهر یزد دارد. بنابراین، آنچه که در این نوشته آمده، چیزی نیست جز یک برداشت بسیار سطحی و اجمالی یک مسافر؛ مسافری که سخت به یزد، چون دیگر شهر ها و ده کوره های وطنش، عشق می ورزد و برای آن ارزش و اعتباری فراوان قایل است؛ مسافری که آرزو می کند باغ دولت آباد یزد با همه طراوت و سرسبزی و شادی آفرینی گذشته اش، بار دیگر، زندگی از سر گیرد و فضای دل انگیزی را به ساکنان یزد و تازه واردان آن دیار، ارزانی دارد؛ مسافری که آرزو دارد سیمای میدان امیر چخماق، نمای پرشکوه سردر مسجد جامع یزد، میدان شاه، باقیمانده حصار و باروی شهر، همه و همه از گزند بیشتر دستبرد های ندانم کارانه، در امان بمانند و بالاخره اینکه، بافت باارزش و کهن یزد با تاریخ دیرپایش و حوادثی که بر آن گذشته، برای همیشه از خطر نابودی، دور بماند و موجباتی فراهم گردد تا ساکنان سخت کوش و مردم مهربان و بردبار آن، بتوانند در این بافت، از یک زندگی مرفه و شاد، بهره مند باشند. من، یزد و محله های کهن آن را بسان ارگ سترگ بم، تهی از زندگی نمی خواهم. من، حفظ بافت کهن یزد را در پیوند منطقی با زندگی سرشار از رفاه ساکنان آن آرزو دارم.

2- ویژگی ها و ارزش های بافت کهن یزد در رابطه با اقلیم و زندگی ۩

برای آنکه بتوانیم به موقع جغرافیایی شهر یزد، چنانکه هست، پی ببریم، بجاست که آنرا از بالا و از داخل هواپیما بنگریم. در چنین نگاهی است که می توان ایجاد این شهر را در دامن کویر گسترده و شن های روان پیرامون آن، به معجزه تعبیر کرد و بر سازندگان سخت کوش آن آفرین گفت.

کوچه های یزد
دو نما از کوچه های یزد با سقف های پیوسته و قوس های پشتیبان.

آنهایی که از جاده آسفالت نایین - یزد، به این شهر می روند، در سمت چپ جاده و در نزدیکی شهر، صد ها پرچینی که با حصیر بر روی تپه های شن های روان برای جلوگیری از حرکت آنها به سوی شهر ایجاد شده است را با تعجب، نظاره خواهند کرد و مشکل بزرگی که ساکنان یزد و دهات پیرامونش، با آن، دست به گریبان هستند را از نزدیک خواهند دید. (3) ۞

ساباط یزد
یکی از کوچه ها یا ساباط های زیبای یزد؛ کوچه ای که در طول آن سایه روشن قوس های فراز آن به گونه ای هنرمندانه به رهگذر آرامش می بخشد و در گرمای سخت تابستان انسان گرمازده را پس از لختی آسودن در سایه خود توانی تازه می دهد تا باز هم به راه خویش ادامه دهد.

تا چشم کار می کند، صحرای خشک است و شن روان؛ که با وزیدن باد، چون موج کم خیز دریا، به جلو رانده می شوند و در چهره پستی و بلندی صحرا، تغییراتی چشمگیر به وجود می آورند. گاه در میان این پهنه وسیع بی آرام که تابستان ها، گرمایش بیداد می کند، نگاه انسان به سبزه و درخت برخورد می کند. اینها، واحه ها یا دهاتی هستند که به همت مردمانی سختکوش در این قلب کویر، پا گرفته اند. این مردم با تلاشی ستودنی، از ده ها فرسنگ راه، با مهارتی خاص، آب را از دل خاک بیرون کشیده و به کمک قنات ها، به روستا ها آورده اند و به مدد آن مائده آسمانی، سبزه و درخت کاشته اند و به طبیعتی سخت و ناموافق، صفا و زندگی بخشیده اند.

بافت دستکاری شده یزد
بخشی از بافت کهن یزد و بازمانده ای از یک چهارسوق و دستکاری های ناموفقی که در آن صورت گرفته است.

باری، مشکل کمربندی از کویر بی انتها، شن روان، باد های سوزان، گرد و خاک شدید، کمبود آب و ناچیز بودن پوشش گیاهی و درخت، همه و همه، عواملی هستند که در بررسی بافت شهر یزد و معماری آن، باید مورد نظر قرار گیرند. همچنین اگر بخواهیم چگونگی آثار معماری شهر یزد و شبکه های ارتباطی و واحد های مختلف آنرا آگاهانه مورد مطالعه قرار دهیم، جا دارد که پیشینه تاریخی و حوادثی که بر آن گذشته است را بشناسیم. باید که موقع یزد را از نظر سیاسی و نظامی، در طول قرن های گذشته در ارتباط با منطقه، بررسی کنیم و بالاخره اینکه، اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن را از آغاز بنیادگذاریش و در طول زمان حیات آن، مورد مطالعه قرار دهیم؛ آن وقت است که خواهیم توانست برای توجیه و تجزیه و تحلیل آنچه که در پیش رو داریم، آگاهانه اظهار نظر کنیم؛ چراکه شاید در نظر نخست، مشاهده باقیمانده حصار مستحکم و سترگ این شهر و برج و بارو های آن که در نیمه اول سده پنجم پاگرفته و تا قرن هشتم نیز بر آن افزوده شده است، همچنین، ترتیب خاص شبکه های ارتباطی بافت داخل شهر، با گذر های سقف دار و کوچه های زیر نقب مانند آن، بدون بررسی اوضاع و احوال خاص سیاسی زمان و درگیری های مختلف منطقه، از قرن پنجم تا اوایل دوران قاجار، بدون منطق، جلوه گر شود.

بنابراین، باید که از حوادثی چون حملات «نکودریان» از سرحد کرمان به یزد و غارت اموال مردم آن، دربندان چهار ماهه شهر در 767 هجری که مردم را ناگریز به خوردن اسب و خر و سگ و گربه گردانید و بالاخره دربندان چهل و پنج روزه سال 857 هجری و دیگر تجاوز ها و درگیری های شهر یزد در طول تاریخ آن، باخبر بود. باید که در قلب تابستان و زیر آفتاب سوزان یزد، از یک سوی شهر به سوی دیگر آن گذر کرد؛ تا ارزش ساباط ها را که جا به جا، چون سایه بانی گسترده، گذر کنندگان گرما زده شهر را نیرو می بخشند، چنانکه هست، بازشناخت؛ و در جمع به این نتیجه رسید که آنچه از دیرباز در یزد پایه گرفته، پدیده هایی است حساب شده و مورد نیاز زندگی مردم شهر، و نه نوعی فانتزی و تفنن معمارانه.

چشم انداز یزد
منظره ای از شهر یزد از فراز بام ها.

3- فضای بافت کهن یزد ۩

در این شهر، با یکی از پیچیده ترین و در عین حال، حساب شده ترین بافت های شهری که جا به جا، فضا های متفاوت و چشمگیری را عرضه می دارد، برخورد می کنیم.

از ویژگی های عمده بافت این شهر آنست که، در تمامی محله های قدیمی، شاهد آنیم که هر محله واحد های همگانی مورد نیاز مردم آن محل را در بر دارد و در واقع، محله در اطراف واحد های همگانی ای چون آب انبار، مسجد، بازارچه، میدان، حسینیه و حمام شکل گرفته است. به عبارت دیگر، برنامه ریزان و شهر سازان گذشته، با توجه به اوضاع و احوال خاص زمان، به این مسیله جالب که هر مجموعه ای از واحد های مسکونی، باید نیازمندی های خود را به راحتی در دسترس داشته باشد، توجه کرده اند و به این ترتیب، گذشته از فراهم ساختن موجبات یک زندگی راحت روزانه برای مردم هر محله، نوعی همبستگی و ارتباط نزدیک را نیز بین ساکنان هر محل فراهم ساخته اند؛ موضوعی که از نظر زندگی اجتماعی و رابطه انسانی ساکنان یک محل، دارای نقشی اساسی و ارزشمند است.

درباره بافت شهر یزد، نکته ای که نمی توان از آن بی اشاره گذشت، عبارت است از، ذوق و سلیقه ای که در عرضه ساختن فضا های متنوع در آن به کار رفته است. هر تازه واردی که در بافت قدیمی یزد به سیاحت بپردازد، در فاصله های مختلف، خود را در برابر فضا هایی با حال و روحیه ای خاص و متفاوت، روبرو می بیند که نه تنها حس کنجکاویی اش را بر می انگیزد، بلکه این تنوع را، پرجاذبه و مطلوب احساس می کند.

چشم انداز یزد
منظره بخشی دیگر از شهر یزد که هنوز بر اثر بنای ساختمان های بی قواره چند مرتبه، سیمای چشم نوازش دستخوش دگرگونی های ناموفق و آزار دهنده نشده است.

رهگذر، پس از گذشتن از یک کوچه روباز با نمای کاهگلی دیوار های دو طرف که جا به جا با در های چوبی گل میخ دار و سردر های ساده و تزیینی، یکنواختی آن در هم می شکند، یک باره در پیچ کوچه، با قوس هایی بر فراز دیوار های دو طرف مواجه می شود که بر طاق آسمان، نقش انداخته اند. کمی پایین تر، کوچه به چهار سوقی می رسد که بر فراز آن، گنبد کاهگلی خوش ترکیبی نشسته و دید را از سطح، به بالا می کشد. فضای به نسبت تاریک زیر چهارسوق، در برابر روشنایی بسیار این سوی کوچه، گام های رهگذر را کمی سست می کند و او را آماده ورود به فضایی متفاوت با مسیر گذشته می سازد. زمانی که رهگذر به زیر چهار سوق می رسد، در برابر خود، بازارچه ای سرپوشیده می بیند که در انتهای آن، باز، نوری تند و روشنایی ای خیره کننده، گواه آن است که بار دیگر، مسیری روباز در پیش دارد.

رهگذر ناآشنا به بافت شهر یزد، در طول این مسیر های روباز، یک باره در راست و چپ خویش، با کوچه های تونل مانندی برخورد می کند که از زیر ساختمان ها می گذرند و گذری را به گذر دیگر، پیوند می دهند؛ گویی که در گذشته ای دور، از آنها به عنوان راه پنهانی استفاده می شده و جز در مواقع ضروری، راه آنها باز نبوده است.

کوتاه سخن آنکه، در این بافت، هر تازه واردی، برای نخستین بار، سردرگم می شود و در برابر، اهل محل، به تمامی پیچ و خم ها و فراز و نشیب های آن، آگاهی دارند و به خوبی می توانند ناشناس مظنون را سردرگم و متجاوزان را غافلگیر سازند و راه را بر آنها ببندند و در برابرشان به خوبی مقاومت کرده و در شرایط نامساعد، به آسانی بگریزند و خود را از معرکه، دور سازند. و این، همه، اگر تاریخ گذشته یزد با دقت بررسی شود، شاید به روشنی بتواند نشان دهنده بازتاب اوضاع و احوال خاص سیاسی منطقه و رویداد های آن باشد.

گنبد مسجد جامع کبیر یزد
چشم انداز شهر یزد از کنار گنبد مسجد جامع؛ وجود تک گنبد های معدود کاشی و از آن جمله گنبد زیبای مسجد جامع یزد نشانه هایی از نقش انداز های هنرمندانه در جلوه بخشیدن و چشم نواز ساختن هرچه بیشتر منظره هوایی شهر به شمار می رود زیرا که رنگ های زنده و شاد این گنبد ها جا به جا چون نگین هایی رنگین بر پایه های خوش تراش کرم رنگ پوشش های کاهگلی خودنمایی می کنند و چون از آن خانه های خدا هستند کسی را آزار نمی دهند و در حسرتش فرو نمی برند.

4- چشم انداز شهر از فراز بام ها ۩

در یزد، با وجود تجاوز هایی که به بافت آن شده و دستکاری هایی که در نمای محله های قدیمی صورت پذیرفته است و بالاخره لطمه ای که بنا های بی قواره و ناجور جدید، به منظر شهر وارد ساخته است، هنوز می توان چشم انداز آنرا از فراز بام ها، زیبا و دست نخورده یافت. هنوز از جهت ارتفاعی، نمای سطح بالای شهر، با پوشش های شیروانی و نامتناسب، در هم نریخته و هماهنگی بام های کاهگلی، با خیز بادگیر های شکوهمند و گنبد های خوش ترکیب خاکی رنگ که گاه چند لکه فیروزه ای، اینجا و آنجا، بر زیبایی و لطف آن افزوده، از دست نرفته است. به بیان دیگر، مشاهده شهر یزد از فراز بلندی ها و کنار گنبد مسجد جامع، هنوز گیرایی و جذابیت غیر قابل وصفی دارد که تا از نزدیک، شاهد آن نباشیم، با کمتر قلم و جمله ای می توان آنرا در پیش چشم، مجسم ساخت. از اینرو، دریغ است که با ایجاد بنا های بلند و پوشش نامتناسب، این هماهنگی و زیبایی را در هم شکست و منظری چنین صمیمی و پرجاذبه را به نابودی کشاند. باید که در انتخاب شکل و مصالح پوشش بنا های جدید، فراوان دقت کرد و به هماهنگی آنها با بام های مجموعه معماری سنتی و محلی، وفادار ماند.

زمانی که من از جاذبه و زیبایی بافت قدیم یزد، کوچه های کم عرض و کاهگلی آن، ساباط ها و کوچه های قوس دار آن صحبت می کنم، شک ندارم که جمع بسیاری، چنین تصور می کنند که چون رشته و کارم، پرداختن به آثار باستانی و بنا های تاریخی است، باید که چنین بگویم؛ ولی بپذیرید که چنین نیست و من ضمن احترام به آثاری که در گذشته خلق شده اند، تنها به دلیل آنکه اثری دارای قدمت بسیار است، آن را زیبا و پرجاذبه نمی دانم. آنچه که من درباره قسمت وسیعی از بافت کهن یزد می گویم، تنها به دلیل قدمت آن نیست؛ بلکه به دلیل مشاهده جنبه های منطقی و نیروی خلاقه ایست که در آفرینش آنها، بحق، وجود دارد.

در اینجا باید اعتراف کنم، آنچه که من و بسیاری دیگر از افراد را به تحسین بخش عمده ای از این بافت کهن وادار می سازد، گذشته از جنبه های مختلف امر، بیشتر، معلول مجموعه تغییرات ناموفقی است که در این بافت صورت گرفته و خلق آثار معماری زشتی است که طی سی سال اخیر، به وجود آمده است. آری؛ اگر واحد های معماری ساخته شده در دو سوی خیابان های یزد در بیست سی سال اخیر، اینچنین زشت و بی قواره و بی منطق نبودند، شاید که بافت قدیمی و معماری اصیل شهر یزد، تا این حد، نمود نمی داشت و ارزشش شناخته نمی شد. امروز، هیچ آدمی نیست که به قدر سر سوزنی از کار معماری آگاهی داشته باشد و آن وقت به خود اجازه دهد تا در شهر یزد، یک مسیر صد متری را نشان دهد که در معماری آن، ضوابط معقول از نظر شکل، فرم، مصالح و انطباق داشتن با نیاز ها و بالاخره زیبایی، رعایت شده باشد.

پاورقی:
(1) ۩ شورای بین المللی بنا ها و محوطه ها وابسته به یونسکو
(2) ۩ این چهار بند از متن قطعنامه اولین مجمع جهانی بنا های خشت خام نقل شده است.
شماره اول روزنامه کنگره، انتشارات مجله هنر و معماری، اسفند 1354
(3) ۩ درباره ایجاد پرچین ها به منظور جلوگیری از حرکت ریگ های روان جا دارد یادآور شویم که در گذشته از این پرچین ها خبری نبود و به جای آنها برخی بوته های بومی ای چون جفنه، غیچ (قیچ)، تاغ و خار آدور یا خارشتر سطح صحرا و پیرامون شهر را تا فرسنگ ها در بر می گرفت و مانع آن می گشت تا باد به شدت امروز شن های روان را از زمین برکند و به آسمان ببرد و از آنجا با شدت بر سر ساکنان روستا ها و مردم شهر فرو کوبد. ولی نیاز فراوان به مواد سوختی توسط گروه های انسانی ساکن منطقه که هردم فزونی می یافت و در دسترس نبودن میزان کافی و آسان مواد نفتی سبب گردید تا به یاری کامیون، تا دوردست ها پیش روند و بوته ها را از دل زمین بر کنند و بسوزانند و سطح خاک را از هر پوشش گیاهی نگهدارنده آن، بی بهره سازند. پیرمردان یزدی هنوز به خاطر دارند که در آخر محله «یوزداران» نزدیک امامزاده جعفر، بیشه ای بود که مردم یزد با توجه به اهمیتی که این بیشه برایشان داشت، آنرا به نام جنگل می نامیدند.
ماهنامه هنر و مردم
بهمن سال 1329 اداره کل هنرهای زیبای کشور در وزارت فرهنگ تشکیل یافت. یکی از ادارات تابعه این اداره کل، اداره روابط بین الملل و انتشارات، با هدف شناساندن فرهنگ و تمدن و هنرمندان کشور، در آبان ماه ســـال 1341 اقــــدام به چــاپ نشریه ای ماهانه با موضوعات هـنری، فرهنگی و ادبی به نام «هنر و مردم» بــه مدیر مسئولی آقای دکتر خدابنده لو و سردبیری آقای عنایت الله خجسته بـه قیمت 6 ریال نمود. محل دفتر نشریه ابتدا در تهران، خیابان دانشکده، شماره 76 بود و در دی ماه 1341 به تهران، خیابان حقوقی، شماره 182 منتقل گردید.
آذر ماه 1343 اداره روابط بین الملل و انتشارات به اداره کل روابط فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر تغییر نام داد و از شماره 133 (آبان ماه 1352)، آقای بیژن سمندر به عنوان سردبیر نشریه تعیین و از شماره 168 (مهر ماه 1355)، سردبیر آن هیئت تحریریه گردید. آخرین شماره این نشریه (شماره 193) مربوط به آبان و آذر سال 1357است.
وجود عبارت «هنر برتر از گوهر آمد پدید» بر روی جلد تمامی شماره های نشریه، حاکی از قدر و ارزش هنر و جایگاه آن در میان ایرانیان است.
شماره اول این نشریه در 24 صفحه در چاپخانه سازمان سمعی و بصری هنرهای زیبای کشور چاپ و نشر گردیده و سر مقاله شماره اول آن با عــنوان «سخنی با شـما دربــاره مجله ای بـه نام هنر و مردم» بود که با این عبارات آغاز گردیده:
«هیئت تحریریه مجله هنر و مردم افتخار دارند که نخستین ثمره زحمات خود را بدین وسیله تقدیم خوانندگان عزیز می نمایند. کمال کوشش ما همواره بر این بوده و خواهد بود که بین شما از یکسو و هنر و هنرمند از سوی دیگر تفاهم بوجود آوریم و ....»
اولین مقاله از شماره اول این نشریه با عنوان «غیاث نقش بند، نقاشی توانا، شـاعری خــوش قریحه و بافنده ای چیره دست» به قلم یحیی ذکاء به رشته تحریر در آمد و آخرین مقاله از این نشریه که در شــماره 193 بــه چاپ رسیده است، نوشته مهدی پرتوی آملی و تحت عنوان «در ریشه های تاریخی امثال و حکم» می باشد.
این نشریه با هدف بالا بردن سطح هنری کشور و آشکار ساختن زوایای تازه ای از روح بزرگ و قریحه و ذوق سرشار ایرانی، مستحکم ساختن قومیت و ملیت اصیل ایرانی، آشنا سازی افراد با هنرهای زیبای کشور و نیز حمایت از هنرمندان و هنر ملی ایران چاپ و منتشر می گردید.
امتیاز شما به این مقاله چیست؟

برو
بسیار کسل کننده
بدتر از متوسط
متوسط
بهتر از متوسط
بسیار جذاب
این مقاله را برای دوست خود بفرستید.

نام شما:
* ایمیل دوست شما:
متن نامه شما:
برو:
نظر، جواب، انتقاد یا پیشنهاد شما نسبت به این مقاله چیست؟

نام شما:
ایمیل شما (امن):
* متن نظر شما:
* متن این عکس را بنویسید 0277670 :
برو:
نظرات کاربران در مورد این مقاله:
0 نظر اخیر از 0 نظر
تاکنون نظری ارسال نشده است.
آدرس مستقیم ثابت این مقاله:
کد لینک این مقاله در Html:
کد لینک این مقاله در انجمن ها:
کد لینک این مقاله در ویکیپدیا:
آخرین ویرایش: 10/9/2008 2:26:56 AM
زمان انتشار: 10/9/2008 2:26:56 AM
تعداد مشاهدات: 5814
تعداد نظرات: 0
امتیاز: 4.43 از 5
تعداد ممیزان: 7
اختصاصی کردن ستون بر اساس:



عملگر منطقی:
برو:

بالای صفحه


مقالات:


کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 1240
تعداد نظرات: 0
امتیاز: 4.5 از 5 در 2 رای



کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 5058
تعداد نظرات: 0
امتیاز: 3.67 از 5 در 3 رای



کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 7387
تعداد نظرات: 4
امتیاز: 4.38 از 5 در 13 رای



نویسنده: علی اصغر شریعت زاده
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 14301
تعداد نظرات: 6
امتیاز: 4.03 از 5 در 30 رای


• تا به افسوس ننشسته ایم، بافت یزد -تختگاه کویر- را دریابیم [1 از 2]

نویسنده: پرویز ورجاوند ناصری
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 5814
تعداد نظرات: 0
امتیاز: 4.43 از 5 در 7 رای



نویسنده: سید محمدتقی مصطفوی
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 10163
تعداد نظرات: 0
امتیاز: 4.9 از 5 در 10 رای



نویسنده: وحید قبادیان
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 23761
تعداد نظرات: 3
امتیاز: 4.12 از 5 در 41 رای



نویسنده: وحید قبادیان
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 48597
تعداد نظرات: 17
امتیاز: 4.3 از 5 در 97 رای



نویسنده: محمدکریم پیر نیا
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 15133
تعداد نظرات: 1
امتیاز: 4.32 از 5 در 22 رای



نویسنده: محمدرضا مقتدر
کاراکتر: كك يي | کک یی | كك یی | کک يي
تعداد مشاهدات: 10322
تعداد نظرات: 1
امتیاز: 4.2 از 5 در 10 رای


بالای صفحه


مرتب سازی ستون با ترتیب:

- الفبایی صعودی یا نزولی
- زمان انتشار صعودی یا نزولی
- آخرین ویرایش صعودی یا نزولی
- تعداد مشاهدات صعودی یا نزولی
- تعداد نظرات صعودی یا نزولی
- تعداد ممیزان صعودی یا نزولی
- امتیاز صعودی یا نزولی

بالای صفحه


تبلیغات:


آگهی در غول آباد

بالای صفحه


راهنمای دریافت خبرنامه:

برای دریافت خبرنامه اضافه شدن مقالات به سایت، ایمیل خود را در بخش مربوط، واقع در ستون سمت چپ صفحه نخست وارد کنید یا به بخش عضویت مراجعه کنید.

بالای صفحه


بخش های دیگر سایت:

دفتر 1: مقاله های مردمی یزد

• دفتر 2: مقاله های عمومی یزد

دفتر 3: مقاله های تخصصی یزد

روزنامه دیواری یزد

وبلاگ غول آباد

کتابخانه غول آباد

مسابقه های غول آباد

هموندی در غول آباد

آگهی در غول آباد

IE8 & FF3.5 | UniCode(UTF-8) | 800*600 & up | V. 2.4
http://ghoolabad.com/index2.asp | ghool@ghoolabad.com | +989375872947
All rights are reserved for Yazdians © 2006-09 | Total vol. 2 page visits from 1386/4/1: 733221