GhoolAbad logo
مقاله‌ها
غول آباد؛ دانش‌نامهٔ مردمی یزد
user
مهمان گرامی، خوش آمدید! - قلعه -
addressغول آباد / مقاله‌ها / زنان شهر کویر / مهمانی زنانه در یزد

زنان شهر کویر

/ مهمانی زنانه در یزد

t
tree زنان شهر کویر

۳- مهمانی زنانه در یزد
r
ee
w
Mary Boazmanwriter Mary Boazman

«Miss Mary Boazman» was a British journalist and writer in the early 20th century. She was feminist and advocate of women’s rights. A number of articles written by her have been published in newspapers and magazines between 1900s and 1920s.
r
i
t
er
تصویرzoomimage
اورانیا لاتهام
دکتر اورانیا لاتهام با پسرش، جرج. او همسر کشیش ناپیر مالکوم بود و در این مهمانی حضور داشت.
Napier Malcolm

۱- آغاز

چند تن از دوستان نگارنده که مقیم یزد هستند، تعریف می‌کردند که چندی پیش به دیدار عیال یکی از مقامات عالی رتبه رفته بودند. البته این دیدار با اطلاع قبلی میزبان بوده و آنها با تمام اعضای زن جامعهٔ خود به این مهمانی رفته‌اند؛ (۱) چرا که طبق آداب و رسوم ایرانی، هر چه تعداد مهمانان زیادتر باشد، محترمانه‌تر و آبرومندانه‌تر است.

به محض ورود مهمانان، خانم میزبان مشتاقانه ”احوال شریف“ ایشان را پرسیده و ایشان را به خیل دوستان خود که آنها نیز به این مهمانی دعوت شده بودند، معرفی کرده است.

۲- میزبان

آن زن ریز نقش در این مراسم واقعاً سر و وضع مسخره‌ای داشته است. او برای این مهمانی رسمی، شلیته که لباس منزل معمولی بانوان طبقات بالای اجتماع است را پوشیده بوده است. لباس او متشکل بوده از یک نیم تنهٔ بلند یا همان نظامی زنانه، یک شلوار ابریشمی تنگ و سه یا چهار لایه دامن که روی هم روی هم پا کرده بوده و هیچ کدام از دامن‌ها تا سر زانو‌‌یش نمی‌رسیده است. این دامن‌ها اغلب ۵ تا ۶ یارد (۴.۵ تا ۵.۵ متر) پارچه می‌برند و کسی که اینها را می‌پوشد، ظاهری شبیه به رقاصان باله پیدا می‌کند.

دربارهٔ شلیته چنین گفته‌اند که شاه پیشین (۲) در سفرش به فرنگ، چنان شیفتهٔ لباس زنان هنرمند در نمایش‌های رقص و آوازدار «لندن» (۳) شد که به محض بازگشتش به وطن، به همهٔ زنان دربارش دستور داد تا از این مد دامن‌های کوتاه چین‌دار تقلید کنند. این حکم شاه باعث شده که امروزه در جای جای این مملکت، شلیته، مدترین لباس روز باشد. (۴)

تصویرzoomimageimage
پوشش و آرایش زنان قاجاری
چپ: پوشیدن شلیته، فراگیرترین مد لباس منزل بانوان قاجاری بود. راست: کشیدن سبیل، مد آرایشی محدودی برای بانوان قاجاری بود. هر دوی این مد‌ها توسط ناصرالدین شاه اقتباس و طراحی شده بود.
یحیی میرزا دولتشاهی، ۱۲۹۶ / ؟

از آنجایی که زنان ایرانی رخسار‌های رنگ‌پریده‌ای دارند و از طرفی شدیداً عاشق چهره‌های سرخ و سفیدی همچون چهره‌های انگلیسی‌ها هستند، آن زن شرقی هم چنان سرخاب پرملاتی به گونه‌های خود زده بوده که ظاهر بسیار غیر‌معمول و مضحکی پیدا کرده بوده است. علاوه بر آن، روی صورت او یک سبیل دو تکهٔ بزرگ و سیاه هم کشیده شده بوده؛ جوری که چند تا از مهمانان با دیدن چهره‌اش خیال کرده بودند که او مرد است. به نظر می‌رسد که این گونه آرایش کردن سبیل برای زنان کاملاً مطابق با آخرین مد «تهران» باشد.

تصویرzoomimageimagelink
مهمانی زنانه
پردهٔ رنگ روغن قاجاری از یک مهمانی زنانه در باغی ایرانی. دم کردن و دور گرداندن چای، بخش اصلی هر مهمانی ایرانی است.
اسماعیل جلایر

۳- پذیرایی

میزبان به احترام حضور مهمانان اروپایی خود، برای این مهمانی از یک جایی صندلی آورده بوده است و همه روی صندلی نشسته‌اند. اما پس از مدتی که از مهمانی گذشته، همهٔ ایرانی‌های جلسه، آرام آرام از روی صندلی‌اشان پایین خزیده و روی زمین نشسته‌اند. آنها گفته‌اند که پاهایشان به خاطر نشستن روی صندلی خیلی درد گرفته و برای همین روی زمین نشسته‌اند و از این اساعهٔ ادبی که شده بار‌ها عذر‌خواهی کرده‌اند.

در گوشهٔ اطاق، میز کوچکی وجود داشته که رویش پر از حفره‌هایی کاسه مانند بوده است. (۵) در هر کدام از آن حفره‌ها، آبنبات مغزی، پسته و سایر تنقلات بوده که خانم میزبان آنها را با دست و در مشتش به مهمانانش تعارف می‌کرده است. او برای تعارف کردن، دست چپش را زیر آرنج دست راستش می‌گرفته است. این گونه تعارف کردن دودستی، یکی از رسوم ملی ادب ایرانیان است.

جهت پذیرایی، چای در استکان‌هایی که در نعلبکی بوده دور گردانده شده است. از آنجایی که آبش جوش بوده و استکان‌ها هم دسته نداشته، گرفتن استکان‌ها با دست و بالا بردنشان تا دهان کار راحتی نبوده است.

در ایران فرقی نمی‌کند که مهمانی در چه ساعتی از روز باشد، در هر صورت، مهمان انتظار دارد میزبان چای بیاورد تا او بنوشد. اگر میزبانی برای مهمانش چای نیاورد، بی‌حرمتی فاحشی کرده است. از طرف دیگر، هر چه مهمان تعداد استکان‌های بیشتری چای بنوشد، مایهٔ خرسندی و رضایت بیشتری برای میزبان او خواهد بود.

خود چای، بدمزه و تلخ است. برای نوشیدن، آن را بسیار کمرنگ می‌ریزند و حدود شش حبهٔ قند در هر استکان می‌اندازند. نیازی به گفتن نیست که آنها در پذیرایی با چای، شیر را از قلم انداخته‌اند و آن را کنار چای نمی‌گذارند.

تصویرzoomlink
مطرب‌ها
موسیقی و رقص یکی از بخش‌های این مهمانی بوده است.
Smithsonian Institution

سرگرمی‌ای که میزبان به مناسبت این ضیافت تدارک دیده بوده، آوردن مردی نی‌زن و پسر بچه‌ای آکروبات باز بوده است. مرد نی‌زن در کلیاس، پنهان از دید حضار نشسته بوده است. در خانه‌های یزد، راه ورود به اندرونی همیشه از گوشه‌ای از کلیاس خانه و پس از پیچی که می‌خورد می‌گذرد.

دست آخر، فنجان‌های قهوهٔ با طعم کاکایو به همراه یک قاب سیب زمینی پختهٔ سرد دور گردانده شده است. سیب زمینی پخته همان غذای لذیذی است که مهمانان خارجی در کشور خودشان هم، آن را بیشتر از هر غذای دیگری دوست دارند.

۴- پایان

اما پس از پایان پذیرایی‌ها، طولی نکشیده که حوصلهٔ همه داشته سر می‌رفته و غبار کسالت رفته رفته فضای ضیافت حرمسرا را داشته مکدر می‌ساخته است. موضوع جدید دیگری برای صحبت کردن وجود نداشته و چیز جدیدی هم برای دیدن نمانده بوده است.

تصویرzoomimagelink
حرمسرای ناصر الدین شاه در سلطنت آباد
پایان این مهمانی در کنار استخر بوده است.
ناصر الدین شاه قاجار

درست در همین هنگام، یکی از زنان انگلیسی خوشفکر طی تقاضایی پیشنهاد داده که اگر همه موافق باشند، دست جمعی به باغ بروند و از استخر، ماهی قرمز بگیرند. همه به باغ رفتنه‌اند. آب بازی و ماهی‌گیری، شور و شعف فراوانی در مهمانی به پا کرده است. این شادمانی ادامه داشته تا اینکه واقعاً یک ماهی به دام افتاده، که ناگهان میزبان رقیق القلب با دیدن این صحنه، واترکیده و زده است زیر گریه.

fo
footnote پانوشت

(۱) در یزد، ”جمعیت مسیحیان ... در حال حاضر فقط شامل ۱۸ نفر اروپایی است؛ البته می‌توان ۲۲ ارمنی که خانوادهٔ مردان استخدام‌شده توسط اروپایی‌ها هستند را نیز به آن افزود.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۶۷)
(۲) «ناصر الدین شاه قاجار».
(۳) بسیاری از منابع می‌گویند که «ناصر الدین شاه»، شلیته را از «پاریس» اقتباس کرده؛ ولی نخستین اشاره‌های او به بالرین‌ها مربوط به «لندن» است: ”۴ تیر ۱۲۵۲؛ شب در مرتبهٔ بالای همین عمارت ما، مجلس بال است. ... همه رقصیدند؛ رقصی متعارف به بال.“ ”۱۳ تیر ۱۲۵۲؛ رسیدیم به تماشاخانه. ولیعهد «انگلیس» هم آنجا بود. ... اوپرا و باله هر دو بود. خوب خواندند و رقصیدند. رقاص‌های خوشگل، خوش‌لباس بودند.“ (سفرنامهٔ ناصر الدین شاه به فرنگ؛ ص ۱۰۵ و ۱۲۷)
(۴) ”در آن وقت، مد از اندرون دربار بیرون می‌آمد و زن‌های شهر پیوسته چشم بدانجا داشتند تا از آن میان چه تراوش کند و آنها پیروی نمایند.“ (یادداشت‌هایی از زندگی خصوصی ناصر الدین شاه؛ ص ۴۴)
(۵) احتمالاً منظور گوینده، صندوق چوبی ویژه‌ای به نام «هزار پیشه» است که درش باز بوده است. برای حمل ظروف شکستنی در مسافرت‌ها از این صندوق‌ها استفاده می‌شده است.
ot
no
tes
re
Lady’s Realm; volume 22; issue 144; October 1908resource Lady’s Realm; volume 22; issue 144; October 1908

The «Lady’s Realm» was an illustrated monthly British women’s magazine, published from 1896 until 1916 in «London». This feminist magazine was popular and sold reasonably well in «United States», «United Kingdom» and «Canada».

The magazine was including articles, photographs, poems, fiction, fashion trends, enlightened ideas on women’s life and columns by popular authors such as Marie Corelli, Frances Eliza Hodgson Burnett, Jack London, and Herbert George Wells.

Its end may have been due to the «First World War» in 1916; and its history and archive was destroyed during the «London Blitz» in the «Second World War» in 1940 and 1941.
sou
rce
co
comment دیدگاه شما دربارهٔ این مقاله چیست؟

avatar۱- جا‌های ستاره‌دار را پر کنید.
۲- نام شما نمایش داده می‌شود.
۳- رایانامهٔ شما کامل نمایش داده نمی‌شود.
۴- چهرک ماه شما از پایگاه Gravatar دریافت می‌شود.
۵- متن دیدگاه شما از ۱۰ تا ۱۰۰۰ حرف داشته باشد.
۶- دیدگاه خصوصی شما هرگز منتشر نمی‌شود.
۷- راه‌های تماس با نویسنده در قاب هر نویسنده آمده است.
۸- می‌توانید در دم، با ورود یا با ارسال رایانامه، دیدگاه‌هایتان را ویرایش یا پاک کنید.
{
}
mm
ent
co
avatarcomment بسیار زحمت کشیده و همه-فن-حریفید.

بسیاری از مطالب را نباید به یزد ربط داد و بیشتر بوی تهرانی میدهد که احتمالا زن حاکم یزد از آنجا آمده.

احتمالا بجای ریزنقش, ریزاندام منظور است.

برخی مسائل مانند سرد بودن مهمانی یا گریستن برای گرفتن ماهی قرمز توی حوض به سدها و تفاوتهای زبانی-فرهنگی مربوط بوده.

هزارپیشه بنظر به توضیحی که نویسنده میدهد نمیخورد.



date ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
name وحید ذوالفقاری
mm
ent
s
QR codeshare همرسانی پیوند
email twitter
h
a
re