GhoolAbad logo
مقاله‌ها
غول آباد؛ دانش‌نامهٔ مردمی یزد
user
مهمان گرامی، خوش آمدید! - قلعه -
addressغول آباد / مقاله‌ها / زنان شهر کویر / زنان یزد

زنان شهر کویر

/ زنان یزد

t
tree زنان شهر کویر

۲- زنان یزد
r
ee
w
Mary Boazmanwriter Mary Boazman

«Miss Mary Boazman» was a British journalist and writer in the early 20th century. She was feminist and advocate of women’s rights. A number of articles written by her have been published in newspapers and magazines between 1900s and 1920s.
r
i
t
er
تصویرzoomimage
دورنمای یزد
مسافران در حال رسیدن به شهر یزد.
H. R. Sykes

۱- شهر یزد

یزد، شهری است درست در دل کویر؛ شهری افسانه‌ای که با رنگ‌های گرم و درخشان و معماری‌ زیبایش، آدمی را جادو می‌کند. این شهر در وسط بیابان‌های ریگزار و وسیع ایران مرکزی قرار دارد.

می‌توان گفت که ساکنین این شهر، بدون بارش و رطوبت سر می‌کنند؛ چرا که هوای آنجا بی‌نهایت خشک است. تنها آبی که آنان برای گذران زندگی دارند، آب زیر برف کوه‌های دوردست است که در مجرا‌هایی باستانی به نام قنات به شهر می‌آید و در مسیر پرپیچ و خمش چنان گل‌آلود و کثیف می‌شود که اغلب به سختی می‌توان درون آب را دید.

چشمگیر‌ترین ویژگی سیمای شهر یزد از دید مسافری که از دور به شهر نزدیک می‌شود، بادگیر‌های بلند آن است. هر خانه‌ای یکی یا دو تا از آنها را دارد. بادگیر را برای به دام انداختن نسیم‌‌های بیابان می‌سازند. با اینکه نسیم‌های کویری داغ اند، اما به هر حال موجب جنبش هوا هستند. بادگیر، این نسیم‌ها را به سمت پایین و معمولاْ به شربت‌خانه هدایت می‌کند. (۱) شربت‌خانه فضایی بسیار دلکش است که با کاشی‌های براق پوشیده شده و در وسطش حوضی با ماهی‌‌های قرمز وجود دارد. (۲)

مردم، هنگامهٔ گرمای ظهر را در سرداب‌ها یا همان زیرزمین‌ها می‌گذرانند و شب‌ها را با صفا و صمیمیتی که ویژهٔ مشرقیان است روی بام‌ها می‌خوابند. از فرط گرما، همهٔ کار‌های خانه که مربوط به روی حیاط می‌شوند در صبح زود یا پسین انجام می‌شود. (۳)

تصویرzoomimageimage
مدرسهٔ ضیاییه و بقعهٔ دوازده امام
زندان اسکندر یا مدرسهٔ ضیاییه در پیش زمینه و بقعه یا قبهٔ دوازده امام در پس زمینه در محلهٔ فهادان یزد در سال‌های ۱۲۸۵ و ۱۳۵۰.
Mary Boazman / Ruth Harold

این فرضیه که انسان‌هایی خودشان آمده باشند و چنین منطقهٔ خشک و نامساعدی را برای سکونت برگزیده باشند، غیر قابل باور و احمقانه به نظر می‌رسد. افسانه‌ها نیز چنین حکایت کرده‌اند که نخستین بنای یزد را «اسکندر کبیر» به منظور زندانی کردن اسیرانش ساخته است. بنای محکم «زندان اسکندر» تا به امروز پا بر جا مانده است. طبق این افسانه‌ها، اولین بنیان‌گذاران شهر یزد، «اسکندر مقدونی» و سردارانش بوده‌اند.

تصویرzoomimage
زنان یزدی
زن مسلمان رختشوی در سمت چپ و زن روستایی زرتشتی در سمت راست، دو نمونه از زنان یزد هستند.
Mary Boazman

۲- زنان یزدی

اوج و اصل هر آنچه که از تعصبات کور، غیرت‌ها و محافظه‌کاری‌های مفرط مردمان مشرق زمین گفته‌اند را می‌توان در یزد به صورت ناب و بکر دید. (۴) شاید همین سنت‌گرایی شدید مردم یزد هم روزی در برابر نفوذ فرهنگ‌های خارجی عقب‌نشینی کند؛ شاید هم تسلیم نشود؛ واقعاً پیشگویی‌اش سخت است.

زنان شهر همچون پرندگانی، در قفس‌های طلایی خود اسیر هستند. (۵) وضع آنها از دید بیرون بسیار شاعرانه و عالی به نظر می‌رسد، ولی از دید خود زنانی که در آن شرایط گرفتار اند وضعشان بسیار نکبت‌بار است. نسل‌‌ها است که وضع آنها چنین است.

اما چندی است که احساسات زنان مشتاق به ترقی در یزد با دیدن مد‌های جدید و شیوهٔ نوین زندگی در «تهران» برانگیخته شده است. امروز زنان «تهران» در انتخاب تزیینات و جزییات لباس خود و همچنین در شیوهٔ برخورد و آداب و رسوم اجتماعی، تا اندازه‌ای به فرهنگ غربی گرایش پیدا کرده‌اند. اکنون «تهران» بازاری بزرگ برای صنایع نساجی و تزیینی «منچستر» شده است. (۶)

تصویرzoomimageimage
آماده شدن برای بیرون رفتن
زن ایرانی برای بیرون رفتن از خانه باید چادر چاقچور کند و صورتش را با روبنده‌ای بلند بپوشاند.
Antoin Sevruguin

زنان یزدی هرگز از خانه بیرون نمی‌روند مگر با چنان حجابی سفت و سخت، که در آن، صرفاً به بقچه‌ای بی‌حجم و بی‌قواره شبیه اند. آنها برای بیرون رفتن، شلوار‌های کوچه بازار یا همان چاقچور (۷) خود که بلند و عموماً به رنگ سبز چمنی روشن است (۸) را روی لباس‌های منزل خود بالا می‌کشند. هر چه طبقهٔ اجتماعی زنی بالا‌تر باشد، نهفتگی و پوشیدگی او هم بیشتر است. (۹)

مثلاْ اگر بانویی با قاطر به صحرا برود یا به ییلاق تابستانی‌اش در ارتفاعات سفر کند، قاطرچی او در جلو حرکت می‌کند، جوری که پشتش به بانو باشد. اگر در این حین بانو صحبتی بکند، قاطرچی برای پاسخ گفتن، بر خلاف آداب معاشرت غرب، سرش را برنمی‌گرداند و پشت به بانو پاسخ می‌گوید.

در آن اوان، شاهزاده خانمی از خاندان سلطنتی در یزد اقامت داشت. هنگامی که او از گل‌گشت در اطراف به شهر باز می‌گشت، جارچی‌ای جلوتر از گروه آنان حرکت می‌کرد تا ورود شاهزاده خانم را اعلام کند. همهٔ مردان به محض شنیدن بانگ ”دور شو، کور شو“، بی‌درنگ تا ته کوچه‌های اطراف می‌گریختند. اگر مردی قادر به گریختن نبود، خودش را با صورت روی خاک می‌انداخت و همین طور می‌ماند تا وقتی که دستهٔ زنان برسند و کاملاً از آنجا رد شوند. (۱۰)

تصویرzoomimagelink
استراحت روی تشکچه
زنی ایرانی در حال استراحت بر روی تشکچه در ایوان.
Antoin Sevruguin

۳- خانه‌های یزد

هر خانه‌ٔ ایرانی از دو بخش تشکیل شده است، بیرونی یا طرف مردانه و اندرونی یا طرف زنانه. هیچ رقم اسباب و اثاثیه‌ای در اطاق‌ها به کار نمی‌رود؛ اما سطح داخلی دیوار‌ها با گچ سفید زیبایی اندود شده و با گچبری‌های بسیار جذابی تزیین شده است.

طاقچه‌های زیبا که از ویژگی‌های بارز معماری باشکوه ایرانی است دور تا دور اطاق‌ها وجود دارند و به عنوان میز و بوفه و غیره از آنها استفاده می‌شود. (۱۱) سقف‌ها نیز با آینه‌ کاری و گچبری‌هایی بیشتر از گچبری‌های دیوار‌ها، تزیین شده‌اند.

همهٔ پنجره‌های اندرونی خانه با شیشه‌های رنگی ساخته شده است. جلوه‌هایی که آفتاب مشرق با عبور از این پنجره‌ها بر روی دیوار‌های سفید اطاق تولید می‌کند بسیار زیبا و چشم‌نواز است.

ساکنین این بنا‌های شرقی، روی زمین می‌نشینند. البته تقریباً هر جایی از خانه که بانوی ایرانی بخواهد بنشیند یا بخوابد، تشکچه‌ای هم حاضر است. تشکچه یک جور لحاف کلفت یا تشکی نازک است که با پنبه پر شده است و در خانه‌ها، هم به عنوان تخت و هم به عنوان کاناپه از آن استفاده می‌شود. (۱۲)

زن ایرانی لباس‌های متعددی ندارد و همیشه با همان رخت برش می‌خوابد. (۱۳) از آنجایی که گرد‌گیری و جارو کردن هم مرسوم نیست، اوج ساده‌زیستی را می‌توان به بهترین شکل از نحوهٔ زندگی مردم در یک خانهٔ ایرانی آموخت.

تصویرzoomimage
خواهر و برادر یزدی
دختر یزدی به همراه برادرش به خانهٔ ملا می‌رود.
I. R. Wiles

۴- دختران یزدی

یک دختر از زمانی که به دنیا می‌آید، یاد می‌گیرد تا تسلیم قید و بند‌ها و راضی به محدودیت‌ها باشد. در چند هفتهٔ اول زندگی‌‌اش، دست‌ها و پا‌های آن نوزاد را با یک تکه پارچهٔ مثلثی شکل محکم می‌بندند و او را قنداق می‌کنند. (۱۴) از یک ماهگی دستانش را آزاد می‌کنند و تازه از دو ماهگی می‌گذارند تا پاهایش را تکان بدهد.

دختر‌ بچه‌ها را گاهی با برادرانشان برای تعلیم دیدن به مکتب نزد ملای زن می‌فرستند. واژهٔ «ملا» در لغت به معنی کسی است که می‌تواند بخواند. (۱۵) عجیب است که با همهٔ این احوال، باز هم بیشتر مردم شهر قادر به خواندن و نوشتن نیستند. یافتن توجیهی دقیق برای این مسیله کار سختی است. (۱۶)

دیری نمی‌پاید که آن دختر بچه از همین حق و حقوق اندک و آزادی ناچیز هم محروم می‌شود. از آن پس، دختر را منحصراً در اندرونی‌های زنانه نگه می‌دارند و او را برای سرنوشت آینده‌اش‌، آماده می‌سازند.

موی دختران را می‌بافند و پایین مویشان را با نخی سفید می‌بندند. بافتن مو، با کششی که در ریشه‌های مو ایجاد می‌کند موجب رشد بهتر و بلندتر شدن مو می‌گردد. دختر بچه‌های اعیان گیسوانشان را دسته دسته با پارچه‌های ابریشمی رنگی می‌تابند و به آنها مهره‌های گیس‌بند می‌بندند. بی‌شک این مراقبت‌ها از موی دختران نتیجه‌بخش خواهد بود؛ چرا که زنان ایرانی که همه از کودکی موی خود را بافته‌اند، صاحب مو‌های زیبا و چنان بلندی هستند که بیشترشان می‌توانند روی موهایشان بنشینند.

تصویرzoomimageimagelink
زنان خانواده
عکسی خانوادگی از دختر، مادر و مادر بزرگ خانواده‌ای اشرافی و مسلمان که در آتلیهٔ آنتوان خان در تهران برداشته شده است. رسم بود که موی دختران و زنان بلند باشد و در چندین دسته بافته شده باشد.
Antoin Sevruguin

پدر و مادر‌‌ دختر، او را در ۱۳ یا ۱۴ سالگی شوهر می‌دهند. (۱۷) مراسم‌های عروسی شش یا هفت روز طول می‌کشد. در جشن عروسی، زنان در خانهٔ عروس و مردان در خانهٔ داماد جمع می‌شوند.

تصویرzoomimageimage
مهمانی زنانهٔ ایرانی
مهمانی‌های زنانه به ویژه در طبقهٔ اعیان، کسالت آور بود.
Antoin Sevruguin

۵- مشکلات زنان یزدی

زن طلاق دادن در ایران بسیار راحت است. هر مردی به هر بهانه‌ای می‌تواند با پرداخت مبلغ کمی که به پول ما شش یا هفت پنی (۱۸) می‌شود، زنش را طلاق بدهد. (۱۹) این امر سبب شده که بسیاری از زنان طبقه‌های فقیرتر، در زندگی، تحت فشار و سختی زیادی باشند؛ (۲۰) چرا که تنها راه گذران زندگی برای آنها این است که تحت سرپرستی شوهر باشند؛ و غیر از آن، نه کارخانه‌ای برای کار کردن وجود دارد و نه راه دیگری هست که آنها بتوانند از طریق آن امرار معاش کنند. (۲۱)

اگر همین سور و سات‌های گاه به گاه عروسی‌های همسایگان هم نبود، زندگی زنان اشرافی بسیار یکنواخت و کسالت‌آور می‌شد. آنها تنها اجازه دارند با قوم و خویش خودشان معاشرت کنند. از طرفی، تفریحات این زنان در مهمانی‌ها هم به خاطر وجود داشتن قید و بند‌های فراوان، محدود شده است. از این رو، وقتی هم که مهمانی می‌دهند، مهمانی‌های آنها خشک و بی‌روح است و بی‌شباهت به مهمانی دادن‌های همتایان انگلیسی‌اشان نیست. (۲۲)

مشکل دیگر زنان، بیماری و درمان آنها است. از آنجایی که هیچ مردی بجز محارم زن اجازه ندارد تا او را ببیند، پس لازم است که پزشکان زنی هم در جامعه وجود داشته باشند. اما این درمانگران عموماً همان زنان دعانویس قدیمی یا ساحره‌های پیری هستند که جوشانده‌های گیاهی و معجون‌های اسرارآمیزی می‌سازند و یا تجویز می‌کنند. تنها هنر این جماعت این است که خیلی خوب بلد اند تا چطور از خیالات و خرافات اولیای بیمار سوء استفاده کنند.

تصویرzoomimageimagelink
حمام خان یزد
فضای چاله حوض درحمام خان یزد. این استخر آب سرد برای شنا و آبتنی کردن است.
Craig Jenkins

۶- حمام‌های زنانهٔ یزد

در نظر ما غربی‌ها، زنان شرقی عادت به تر و تمیز بودن ندارند. آنها حدوداً ماهی یک بار به حمام می‌روند، مگر آنکه برخی اعیاد یا مراسم ویژه‌ای پیش بیاید که مجبور شوند برای آن مراسم هم جداگانه به حمام بروند. حمام رفتن مراسمی مهم و پرتشریفات است. (۲۳)

بانوی یزدی برای استحمام به حمام عمومی می‌رود. اگر او از خانواده‌ای بسیار ثروتمند باشد، حمام را قرق می‌کنند و او به حمام خصوصی می‌رود. (۲۴) در راه حمام، کلفت او سینی حمام را روی سر گرفته و بانو را همراهی می‌کند. در این سینی حمام، دولچه، یک تکه سنگ پا و البته رخت‌های تمیز بانو چیده شده است؛ چه، اصل مراسم حمام زنان، تعویض لباس‌هایی است که شب و روز برشان بوده است. (۲۵)

بانو را پس از رسیدن و رخت کندن، به گرم‌خانه می‌برند. به قدری حرارت در گرم‌خانه بالا است که عرق، به معنی واقعی کلمه بی‌وقفه از بشن او سرازیر می‌شود. زن دلاک، از سر تا پای وی را با گل حمام می‌شوید یا کیسه می‌کشد یا سنگ پا می‌زند. صابون کالایی تجملی و کمیاب است. دست آخر، بر سر تا پای وی آب می‌ریزند و او را در لنگی گلدوزی شده می‌پیچند.

ابرو‌ها و گاه بین دو ابروی بانو را با نیل یا همان حنای سیاه، وسمه می‌کشند تا مشکی شود. (۲۶) موی وی را نیز می‌شویند و شانه می‌کشند و در هر تعداد دسته‌ای که امکانش باشد جوری می‌بافند که تا موقع حمام بعدی دوام بیاورد و همین طور بماند. (۲۷) همچنین موی او را نیز حنا می‌بندند تا رنگش روشن و درخشان شود. کف دست‌ها و کف پا‌های او را نیز با حنا رنگ می‌کنند.

تصویرzoomimageimageimageimageimageimageimageimage
لوازم حمام
لوازم سنتی حمام در یزد، اهدایی خانم اقدس بقایی به دانشگاه هاروارد. در قدیم، زنان برای شستن خود در حمام روی زمین بر روی سینی می‌نشستند و جلوی خود طاس آب گرم و سینی سردستی می‌گذاشتند و ابزار حمام را روی آن می‌چیدند. ۱- سینی سردستی حمام معمولی؛ ۲- سینی سردستی حمام اشرافی؛ ۳- طاس حمام مردانه؛ ۴- طاس حمام زنانه؛ ۵- سینی حمام؛ ۶- قالی حمام؛ ۷- بقچهٔ حمام معمولی؛ ۸- بقچهٔ حمام اشرافی.
Harvard University

خارجی‌ها اولی که با حنا و رنگ کردن موی زنان با حنا آشنا می‌شوند، خیلی برایشان شگفت‌آور و چشمگیر است؛ اما بعد‌ها از بس چهرهٔ پیرمرد‌ها را با صورت‌های چروکیده، فرق سر‌های تراشیده و ریش‌های قرمز گوجه‌ای حنا‌کرده در شهر می‌بینند، به آن عادت می‌کنند و دیگر برایشان جلوه‌ای ندارد. برخلاف پیرمردان، پیرزنان خیلی به ندرت دیده می‌شوند.

تصویرzoomimageimage
مطبخ یزدی
مطبخی دوده‌گرفته با سه اجاق و یک تنور روشن در خانه‌ای سنتی در یزد. این مطبخ‌ها هیزم‌دانی هم دارند.
مهدی خبره دست +

۷- مطبخ‌های خانه‌های یزد

آشپزخانه‌های ایرانی بسیار بدوی است و عبارت است از تعدادی حفره و لانه که با خشت و گل در پای یکی از دیوارها ساخته شده است. اگر آشپز بخواهد چیزی بپزد، دیگ را بر یکی از اجاق‌ها، روی آتش می‌گذارد. برای هر دیگ دیگری که بخواهد بار بگذارد، آتش جداگانهٔ دیگری هم مورد نیاز است.

سوخت رایج در این کشور زغال چوب یا چوب است. زغال سنگ تنها در «تهران» مصرف می‌شود. از آنجایی که فکری برای دودکش مطبخ‌ها نشده، مطبخ‌ها همیشه پر از دود است و دیوار‌هایشان دوده‌گرفته و سیاه هستند.

خوراک اصلی مردم، مخلوطی از برنج و گوشت است؛ مثل چلو مرغ. برای کشیدن چلو مرغ، یک تکهٔ مرغ را در زیر می‌گذارند و رویش چلو و روغن می‌ریزند جوری که مرغ زیر چلو پنهان می‌شود. کارد به هیچ وجه توسط مردم عادی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، مگر توسط قصابان یا سایر پیشه‌وران. مثلاً اگر خانم خانه، مهمانی سر سفرهٔ نهار یا شام داشته باشد و بخواهد تکهٔ دیگری از مرغ به مهمانش بدهد، با دست، بالی از مرغ می‌کند و به مهمانش تعارف می‌کند.

سر سفره، برای کشیدن خوراک، از قرص‌های نان بزرگ و تخت که به رنگ قهوه‌ای روشن و همرنگ پاکت‌های مقوایی خرید هستند به عنوان بشقاب در زیر غذا استفاده می‌کنند. (۲۸) مردم در حین خوردن، استخوان‌های غذا را برای گربه‌ها که در همهٔ خانه‌های ایرانی تعدادی از آنها تجمع دارند، پرتاب می‌کنند.

تصویرzoomimageimagelink
عروس زرتشتی
عروس جوان زرتشتی در کنار مادر خود و مادر داماد.
Antoin Sevruguin

۸- زرتشتیان یزد

در ایران دو قوم مختلف، با هم و در کنار هم زندگی می‌کنند؛ مسلمانان و زرتشتیان. (۲۹) بازرگانی و صنایع این کشور، عمدتاً در دست «پارسیان» (۳۰) است که سازمان مرکزی‌شان در «بمبیی» است.

زرتشتیان هم از نظر روحی و هم جسمی مردمانی نیک و سالم اند. دین آنها آوردهٔ پیامبر باستانی «حضرت زرتشت» -ع- (۳۱) است. برخی از مسلمانان گویی عقایدشان، مغزشان را درگیر ساخته؛ اما زرتشتیان به اندازهٔ آنها دینشان بر عقلشان تاثیر نگذاشته است. (۳۲)

زنان زرتشتی خوبرو و پرتکاپو هستند و نسبت به زنان ریز نقش ایرانی، کشیده‌‌تر به نظر می‌رسند. آنها استاد سوزن‌دوزی هستند. گواه این ادعا، شلوارهای پت و پهنی با نام «تیر و سیخ» است که می‌پوشند. پارچهٔ این شلوار‌ها چل تکه است و از کنار هم دوختن باریکه‌های پارچه‌های ابریشمی رنگارنگ تشکیل می‌شود. روی هر یک از این تکه‌ها هم نقش‌های ویژه‌ای با ظرافت گلدوزی شده است. این طرح‌ها عموماً نقوش حیوانی از جانورانی مقدس همچون خروس و ماهی هستند.

تصویرzoomimageimage
چاقچور و شلوار تیر و سیخ
شلوار بیرون زنان مسلمانان با نام چاقچور در سمت راست و شلوار بیرون زنان زرتشتی با نام شلوار تیر و سیخ در سمت چپ، هر دو مربوط به دوران قاجار.
Victoria and Albert Museum / Harvard University

۹- سخن پایانی

نفوذ غرب تا به امروز، تنها توانسته تاثیر ناچیزی بر اصول و قوانین حاکم بر زندگی زنان ایرانی بگذارد. تعالیم ملا‌های زن و مرد که با روخوانی قرآن برای عوام، زندگی خوبی برای خود رقم زده‌اند، همواره بر ضد هر گونه حرکت ترقی‌خواهانه‌ای است. مشخص است که جامعه‌ای پیر و ایستا مانند جامعهٔ ایران، بر خلاف یک جامعهٔ جوان و پویا، هرگز به راحتی عقاید جدید را نخواهد پذیرفت. (۳۳)

با تمام این احوال، زنان انگشت‌شماری هم هستند که توانسته‌اند زمینهٔ توانایی و آگاهی خود را فراهم کنند. البته این کار‌هایشان همه‌اش هم نیک فرجام نبوده و گاه عواقبی ناخوشآیند برایشان داشته است. صاحبان این افکار پیشرفته و ترقی‌خواهانه که در حصار تنگ محدودیت‌های حرمسرایی گیر افتاده‌اند، مستعد ابتلا به عصبیت و افسردگی هستند. کار بیشتر این پیشآهنگان سرانجام به جنون می‌کشد؛ در حالی که خواهران بی‌خیال و بی‌حالشان از این درد و دغدغه‌ای که در دل وجان آنها است کاملاً بی‌خبر اند.

fo
footnote پانوشت

(۱) در معماری یزد، شربت‌خانه یا همان حوض‌خانه، تنها بخشی از خانه نیست که توسط بادگیرها تهویه می‌شود. آنها ممکن است به اطاق ارسی، اطاق کلاه فرنگی، تالار و یا سرداب راه داشته باشند.
(۲) حوض‌خانه معادل شربت‌خانه است. ”حوض‌خانه فضایی سرپوشیده با حوضی میانی است که معمولاً مرتفع است و از سقف نور می‌گیرد.“ (گنج‌نامه؛ ج ۱۴، خانه‌‌های یزد؛ ص ۱۲) در چند مایلی اصفهان، ”خانهٔ کوچکی بود با ... شربت‌خانه که در آنجا قلیان، چای و شربت درست می‌شد.“ ”بسیاری از منازل به اصطلاح قهوه‌خانه یا شربت‌خانه دارند که در آن سماور و قلیان آماده می‌شود و ظرف‌شویی انجام می‌پذیرد.“ (زنان ایرانی؛ ص ۳۴ و ۱۳۳)
(۳) بجز پخت و پز، بسیاری از کار‌های خانه که امروزه در آشپزخانه انجام می‌شوند در قدیم روی حیاط یا در ایوان انجام می‌شده است. ”ایرانیان به بیرون اطاق نشستن علاقهٔ بسیاری دارند و زنان بیشتر کارهایشان را در ایوان‌ها یا حیاط‌های منازل انجام می‌دهند.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۳۴ - ۱۳۳)
(۴) یزد ”تمام ویژگی‌های معمول یک شهر ایرانی را در بالا‌ترین حد خود دارا است.“ ”چند سال قبل یزد مشهور بود به اینکه یکی از متعصب‌ترین شهر‌های ایران است.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۲۴ و ۶۲)
(۵) اصطلاح‌های «مانند پرنده‌ای در قفسی مطلا» یا «بودن در قفس طلایی» در انگلیسی بریتانیایی به معنی بودن در وضعیتی خوب است، اما در حال رنج کشیدن از کمبود آزادی.
(۶) ”یکی دو سال قبل، وقتی یک سید اصفهانی به مساجد یزد آمد و بر ضد استفاده از سینی‌های نقاشی شده، پارچه‌های نخی «منچستر»، برات‌های بانکی و انجیل موعظه کرد، مسلمانان یزد به او اعتنایی نکردند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۶۷) در بازار‌های ایران ”پارچه‌های چیت و ابریشمی، با طرح‌هایی خاص وجود دارد که در «منچستر» و دیگر جاها ویژهٔ بازار ایران بافته می‌شود؛ پارچه‌هایی گلدار بر زمینه‌های شاد، چون طرح غنچهٔ گل سرخ بر زمینهٔ صورتی، یا گل داوودی آبی بر زمینهٔ زرد.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۵۱)
(۷) ”چاقچور یا شلوار گشاد و بلند و کفدار زنانه که در کوچه و بازار به پا می‌شود، ... در قسمت کف پا تنگ می‌شود و پاچه‌های شلوار جمع شده در آن جای می‌گیرد و برای آنکه گرد و خاک به پا ننشیند وسیله‌ای بسیار خوب است.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۲۴)
(۸) ”وقتی چاقچور ... نو است به رنگ‌های آبی روشن، سبز، بنفش مایل به ارغوانی سیر، خاکی یا سیاه می‌باشد؛ اما انواع رنگی آن به سرعت کهنه می‌شود و رنگ می‌بازد و قابل پوشیدن نیست.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۲۴) ”قاقچور، آبی تیره و گاهی هم بنفش و اگر زن سیده باشد سبز است.“ (سه سال در دربار ایران؛ ص ۱۱۷)
(۹) ”زنان مقامات عالیهٔ حکومتی در یزد بسیار محصور اند، شاید در طول شش ماه به استثنای رفتن به حمام، فقط یک بار بیرون بروند؛ اما همسران تجار آزادی بیشتری دارند، و زنان عامی آزادانه به هر کجا می‌روند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۱۴۹)
(۱۰) ”زنان درباری ... هرگز بدون آنکه در کالسکه‌ای محصور و مسدود سوار شوند و خواجه‌سرایی در جایگاه ویژهٔ کالسکه‌ران همراهی‌شان کند، بیرون نمی‌روند. در حالی که کالسکه از درون شهر می‌گذرد، عموماً پنجره‌ها یا پرده‌های آن بسته یا کشیده است و سوارانی پیشاپیش آن در حرکت اند و فریاد ’دور شو، کور شو!‘ برمی‌آورند.“ (زنان ایرانی؛ ص ۳۲) ”در موقع عبور حرم، فراشان در اطراف کالسکه می‌دویدند و مردان را با نهیب، ’کور شو، دور شو‘ می‌کردند. ... فریاد ’کور شو، دور شو‘ به فلک می‌رفت.“ (خاطرات و خطرات؛ ص ۹۲)
(۱۱) یزدی‌ها روی طاقچه‌های خانه، این اشیا را می‌گذارند: یک جفت لاله که همان شمعدان حبابدار است، چراغ، قلیان ایرانی، یک جفت گلدان یا نقاشی‌های رنگ روغنی اروپایی، آینه، گلاب‌پاش شیشه‌ای لوله دراز حاوی گلاب و غیره. (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۴۵ - ۴۴)
(۱۲) ”در بالای اطاق، یعنی در دورترین نقطه نسبت به در، تشکچه‌ای که درون آن با پنبه پر شده و روی آن روکشی از نوع پارچهٔ چیت یا کتان گلدار کشیده شده، بر زمین پهن می‌کنند، و در اطراف آن یک یا دو پشتی بزرگ می‌گذارند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۴۲)
(۱۳) ”باید به یاد داشته باشید که یزدی موقع خواب هرگز لباس‌هایش را در نمی‌آورد.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۴۵) ”به خواب رفتن و از خواب برخواستن، برای یک ایرانی امری بسیار ساده است؛ تنها باید روجامه‌ای خود را بیرون آورد و بعد آن را بپوشد.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۲۷)
(۱۴) ”همهٔ نوزادان ایرانی را در قنداق می‌پیچند.“ ”کودک بینوا را ... در پارچه‌ٔ نقشدار مربع شکل بزرگی می‌نهند؛ یک گوشهٔ پارچه را به داخل تا می‌زنند و پارچه تا زیر شانه‌های نوزاد می‌رسد. دست‌ها و پاهای کوچک او را مستقیم می‌کشند و نگاه می‌دارند و این پارچه را دور پا‌ها و بقیهٔ بدن می‌پیچند و این بقچه را با بستن بند، نوار یا تسمه‌ای تکمیل می‌کنند. بستن و نوارپیچی چنان محکم انجام می‌گیرد که می‌توان نوزادی را که یک هفته از عمرش می‌گذرد کنار دیوار ایستاند.“ (زنان ایرانی؛ ص ۹۲)
(۱۵) واژهٔ «میرزا» به معنی کسی است که هم می‌تواند بخواند و هم بنویسد.
(۱۶) ”تنها ۰٫۳ درصد زنان ایرانی باسواد اند.“ ”سه درصد مردان و پسران ایران باسواد اند، اما آموزش و پرورش در شهر‌ها در حال پیشرفت است و دیری نخواهد پایید که وضع بهبود خواهد یافت.“ (زنان ایرانی؛ ص ۷۹ و ۸۰)
(۱۷) در یزد، ”گاه دختران در سنین بسیار پایین، مثلاً در سن ۹ یا ۱۰ سالگی، به عقد ازدواج در می‌آیند؛ اما احساس رو به افزایشی وجود دارد که ازدواج با یک کودک خردسال روی هم رفته شایسته نیست؛ و بعضی از تجار بلند مرتبه‌تر ترجیح می‌دهند اجازه ندهند دخترانشان پیش از ۱۴ سالگی به خانهٔ شوهر روند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۱۴۹)
(۱۸) پنی کوچک‌ترین واحد پول در بریتانیا و برابر با یک صدم پوند است. ۶ یا ۷ پنی در سال ۱۲۸۵، به پول سال ۱۳۹۶، تقریباً ۷٫۳ پوند یا ۳۶۰۰۰ تومان ارزش دارد.
(۱۹) ”اگر خودسری و خیره‌سری زن به اثبات رسد، یا کار و رفتارش دلپسند شوهر نباشد، اگر زیباییش از دست برود، یا بدتر ازهمه، برای شوهر، پسر نیاورد، با سلاح طلاق تهدید می‌شود. اگر زن به دلیلی طلاق بخواهد، کابینش را از دست می‌دهد؛ اما مهریه زمانی که شوهر او را طلاق دهد پرداخت می‌گردد.“ (زنان ایرانی؛ ص ۷۸)
(۲۰) ”هنگامی که زن می‌داند به دلیل کوچک و بی‌اهمیتی، احتمال طلاق دادن و بیرون کردنش از خانه می‌رود، و آنگاه ناگزیر می‌باید دوباره ازدواج کند، چگونه آسایش و رضایت از یک خانهٔ واقعی می‌تواند وجود داشته باشد؟ تنها راه ایجاد یک زندگی راحت و آرام در خانه، اعتلای موقع و مقام زنان است.“ (زنان ایرانی؛ ص ۴۳)
(۲۱) با این همه، زنانی هم بوده‌اند که با مزد کم کار می‌کرده و هزینهٔ زندگی خود و خانواده‌شان را تامین می‌کرده‌اند. ”اگر این زنان را می‌شناختید، درمی‌یافتید که چه تعدادی از آنها مجبور اند هزینهٔ معاش خود را به دست آورند. راه انجام کار‌های معدودی به روی آنان باز است.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۷۶)
(۲۲) ”خانم‌های بسیاری از سرد و تیره بودن مهمانی‌هایشان برایم گله کرده‌اند. جز چای خوردن، شیرینی و آجیل خوردن، قلیان کشیدن و یاوه‌گویی کار دیگری ندارند که انجام دهند! از زنان جوان و دختران انتظار می‌رود که بسیار سنگین و باوقار باشند و بیشتر به جای مشارکت در گفتگو‌ها، سراپا گوش باشند.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۵۶)
(۲۳) ”حمام، یا گرمابهٔ عمومی رفتن، یکی از جالب‌ترین و هیجان‌انگیز‌ترین رویدادهای زندگی همهٔ طبقات زنان ایرانی است. علاوه بر حمام رفتن هفتگی یا ماهانه که مرتب انجام می‌شود، به مناسبت‌های خاصی نیز حمام می‌روند که عمده‌ترین آنها مراسم نامزدی یا عروسی و یا مهیا شدن برای جشن‌های نوروزی و سال نو است.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۵۷)
(۲۴) تنها معدودی از ثروتمندان در خانهٔ خود حمام اختصاصی داشتند.
(۲۵) ”در حقیقت یزدی فقط زمانی که به حمام‌های عمومی می‌رود، لباس‌هایش را درآورده یا بدن خود را می‌شوید. ورودیهٔ حمام یک مبلغ ناچیز است؛ اما با این حال، مردم تنها در صورتی به حمام می‌روند که یک دست لباس کاملاً تمیز برای عوض کردن داشته باشند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۴۵) ”زمان تعویض لباس وقتی است که به حمام عمومی می‌رود، و پس از شستشوی بدن، لباس‌های شسته و تمیز و گاه نو می‌پوشد. ... گویی بدون لباس تمیز داشتن، حمام رفتن همان قدر غیرممکن است که بدون حمام رفتن، لباس تمیز پوشیدن!“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۲۷)
(۲۶) ”زنان دربار با وسمه یا رنگ و حنا، ابرو‌های پهن و پیوسته می‌کشیدند و گاه میان آن خالی کوچک می‌نهادند.“ (یادداشت‌هایی از زندگی خصوصی ناصر الدین شاه؛ ص ۴۴)
(۲۷) موی یک دختر ایرانی ”در ده دوازده رشته بافته شده و به ندرت شانه و دوباره بافته می‌شود.“ در حمام عمومی، موی‌های عروس را ”حنا می‌بندند و آنها را به زیباترین شکل ممکن از فرق سر تا پشت به چندین رشته می‌بافند.“ ”موهای پشت سر به رشته‌های متعددی بافته و فرو هشته می‌شود و اغلب تا زیر کمر آنها می‌رسد.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۲۶)
(۲۸) ”از وسایل غذاخوری به ندرت استفاده به عمل می‌آید و به جای بشقاب، قطعه نانی بزرگ و نازک و کیک مانند را مورد استفاده قرار می‌دهند. مقدار زیادی برنج روی این قطعه نان می‌کشند و به تدریج لقمه‌هایی از آن جدا کرده، در خورش فرو می‌برند و می‌خورند؛ به طوری که سرانجام چیزی از این گونه بشقاب باقی نمی‌ماند و خورده می‌شود.“ (زنان ایرانی؛ ص ۱۳۱)
(۲۹) در یزد اقوام و ادیان دیگری نیز بوده‌اند که نویسنده آنان را از قلم انداخته است.
(۳۰) زرتشتیانی که به هند مهاجرت کرده‌اند.
(۳۱) «اشو زرتشت» پیامبر باستانی ایران است. با وجود پژوهش‌های فراوان، هیچ اتفاق نظری دربارهٔ مکان و زمان ولادت او وجود ندارد. با این همه، معمولاً برای ولادت او، جایی در شمال شرق ایران و تاریخی بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰ ق.م را فرض می‌کنند.
(۳۲) شرع و عقل، هر دو از منابع و دلایل احکام دینی هستند. به گفتهٔ اروپایی‌ها، مسلمانان یزد معمولاً مطابق شرع و زرتشتیان یزد معمولاً مطابق عقل عمل می‌کنند: در مورد دین اسلام، می‌توان گفت که ”بیشتر یزدی‌ها محکم به نظام اسلام به عنوان یک ساختار کامل و صحیح چسبیده‌اند؛“ در حالی که در دین زرتشت، ”یک گرایش قوی برای انکار سراسری وحی، و تبدیل شدن به عقل‌گرایی صرف در میان علمای این دین وجود دارد.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۱۰۷ و ۱۰۹)
(۳۳) در یزد ”حتی کسانی که دانش بسیار قابل توجهی دارند، تقریباً در تمام موارد، بخش عمده‌ای از برداشت‌ها و ذهنیات قدیمی خود را حفظ کرده‌اند. ایرانیان خیلی دیر نظرات مخالف را می‌پذیرند.“ (سفرنامهٔ یزد؛ ص ۶۰)
ot
no
tes
re
Lady’s Realm; volume 22; issue 144; October 1908resource Lady’s Realm; volume 22; issue 144; October 1908

The «Lady’s Realm» was an illustrated monthly British women’s magazine, published from 1896 until 1916 in «London». This feminist magazine was popular and sold reasonably well in «United States», «United Kingdom» and «Canada».

The magazine was including articles, photographs, poems, fiction, fashion trends, enlightened ideas on women’s life and columns by popular authors such as Marie Corelli, Frances Eliza Hodgson Burnett, Jack London, and Herbert George Wells.

Its end may have been due to the «First World War» in 1916; and its history and archive was destroyed during the «London Blitz» in the «Second World War» in 1940 and 1941.
sou
rce
co
comment دیدگاه شما دربارهٔ این مقاله چیست؟

avatar۱- جا‌های ستاره‌دار را پر کنید.
۲- نام شما نمایش داده می‌شود.
۳- رایانامهٔ شما کامل نمایش داده نمی‌شود.
۴- چهرک ماه شما از پایگاه Gravatar دریافت می‌شود.
۵- متن دیدگاه شما از ۱۰ تا ۱۰۰۰ حرف داشته باشد.
۶- دیدگاه خصوصی شما هرگز منتشر نمی‌شود.
۷- راه‌های تماس با نویسنده در قاب هر نویسنده آمده است.
۸- می‌توانید در دم، با ورود یا با ارسال رایانامه، دیدگاه‌هایتان را ویرایش یا پاک کنید.
{
}
mm
ent
co
avatarcomment بسیار زحمت کشیده و همه-فن-حریفید.

بسیاری از مطالب را نباید به یزد ربط داد و بیشتر بوی تهرانی میدهد که احتمالا زن حاکم یزد از آنجا آمده.

احتمالا بجای ریزنقش, ریزاندام منظور است.

برخی مسائل مانند سرد بودن مهمانی یا گریستن برای گرفتن ماهی قرمز توی حوض به سدها و تفاوتهای زبانی-فرهنگی مربوط بوده.

هزارپیشه بنظر به توضیحی که نویسنده میدهد نمیخورد.



date ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
name وحید ذوالفقاری
mm
ent
s
QR codeshare همرسانی پیوند
email twitter
h
a
re