نگاهي مردم شناختي به تفسير رشيد الدين ميبدي |
|
چكيده: اين پژوهش بر آن است تا باور هاي مردم ميبد را در تفسير گرانسنگ ابوالفضل رشيدالدين ميبدي پيگيري كند و از راه مطالعه آن تفسير پي به ريشه بسياري از باور هاي مردم كه از قديم وجود داشته برسد. نويسنده فرهنگ پژوه، علي رغم تفاوت هاي بنياديني كه در همه فرهنگ هاي پويا ايجاد مي شود، رد پاي بسياري از اين آيين و آداب قديم اهالي بافرهنگ ميبد را تا به امروز پي گرفته است. اين مقاله همچنين شامل توضيحي كوتاه از اوضاع اعتقادي زمان حيات مفسر و اساتيد وي است. آن عارف و صوفي بذر عرفان و تصوف را در ميبد كاشته و دلايلي بر محبوبيت و مقبوليت عام او در اين پژوهش عنوان شده است. همچنين بحث هايي پيرامون برخي مسايل مردم شناختي در كشف الاسرار مانند دانش عوام، باور ها و ادبيات شفاهي شده است. واژگان كليدي: آداب و رسوم، فرهنگ عامه، صوفي، عارف، ملامتي، حيدري، نعمتي، خواجه عبد الله انصاري، شيخ ابوسعيد ابوالخير، ابوالحسن خرقاني، بايزيد بسطامي، قطب الدين حيدر راوه اي، شاه نعمت الله ولي، نخل برداري، روستاي خانقاه، كتل درويش، شاه و سلطان، دانش عامه، باور ها، ادبيات شفاهي، خلقت جهان، سرنوشت آدم، مرگ، طب سنتي، عدد 7، جن، قيافه شناسي، سگ، همسايه، سلطان رشيد، تفسير خواجه عبد الله انصاري، كشف الاسرار و عده الابرار، خواجه ابوالفضل رشيدالدين ميبدي، ميبد، يزد. |
|
كتاب: يادنامه ابو الفضل رشيد الدين ميبدي -صاحب تفسير كشف الاسرار و عده الابرار- شامل: مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت ميبدي جلد: اول (الف - س) به كوشش: يد الله جلالي پندري نويسنده اين مقاله: محمدسعيد جانب اللهي فيروزآبادي ناشر: انتشارات يزد حروفنگار: بتول خاتم زاده چاپ: كيانا صحافي: نوين همكار و سرمايه گذار: اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد و مركز يزد شناسي با تشكر از: سيد عبدالعظيم پويا، محمد علي فيض پور، مسعود جندقي، بمانعلي شاكري، جليل طيبات، بتول خاتم زاده و غلامحسين عطار شابك: 964-6541-28-3 شابك دوره دو جلدي: 964-6541-30-5 |
|
|
|
1- مقدمه ۩
|
 نمايي از نارين يا نارنج قلعه، برجسته ترين و قديمي ترين بناي شهر باستاني ميبد زادگاه مولف كشف الاسرار در استان يزد؛ پيشينه اين قلعه به پنج تا هفت هزار سال پيش باز مي گردد كه به دستور حضرت سليمان (ص) توسط دال ديو براي حفاظت از خزانه ايشان ساخته شده است. بخش هاي مختلف قلعه بر سطح تپه اي و در چهار طبقه قرار دارد و بناي ارگ آن در مرتفع ترين نقطه تپه واقع است. سميه خاكپور؛ مجموعه عكس هاي ميبد
تفسير ارزنده ميبدي در اعتلاي زمينه هاي فرهنگي و اعتقادي مردم «ميبد»، تاثير عميقي داشته است؛ به طوري كه امروز پس از گذشت قرن ها از دوران حيات مفسر، و با وجود تغيير و تحولات بنيادي در مسايل فرهنگي و عقيدتي مردم ميبد، هنوز تاثيرات آن به چشم مي خورد.
تفسير ميبدي علاوه بر مزيتي كه در مباحث علمي و ديني دارد، يكي از منابع غني در شاخه هاي مختلف علم مردم شناسي نيز است و به كمك آن مي توان ريشه بسياري از باور هاي مردم را پيگيري
كرد. در فرهنگ عامه مردم ميبد، نشانه ها و شواهد فراواني از رهيافت افكار و انديشه ميبدي وجود دارد. در ذيل به عنوان نمونه، فراز هايي از چند مقوله مردم شناختي كه كمتر جنبه اعتقادي و بيشتر صبغه باور عاميانه دارد، مورد بررسي قرار مي گيرد. نكات مورد بحث، تعمداً از تعابير عرفاني و رواياتي انتخاب شده است كه بعضاً در نظر علماي شيعه، معتبر نيست؛ ولي در جامعه شيعه ميبد، هرچند نه چندان جدي، مقبوليت دارد. اين امر مويد آن است كه چنين باوري در زمان پيش از رونق تشيع، در انديشه مردم راه يافته و چه بسا كه از اصول اعتقادي آنها بوده است؛ زيرا از ديدگاه مردم شناسي، هر باوري، ريشه در اعتقادات گذشته دارد.
هرچند عناصر فرهنگي پويا است و دايم رنگ تغيير مي پذيرد و رو به تعالي مي رود، ولي حتي اگر در يك جامعه، انقلاب فرهنگي اي شكل بگيرد و دين و آيين جديدي پذيرفته شود، مردم نمي توانند پيوند خود را با گذشته، كاملاً قطع كنند؛ و خواه ناخواه، بسياري از اعتقادات گذشته به صورت باور و آداب و رسوم كه از آن حتي به خرافات تعبير مي شود، در ياد ها مي ماند. از طريق مطالعه همين عناصر فرهنگي است كه مي توان آراء و افكار گذشتگان را مطالعه كرد. با مروري كوتاه بر آداب و رسوم و فرهنگ عامه مردم ميبد، به سادگي مي توان حتي نمود هاي عيني آراء و افكار ميبدي را در اين فرهنگ، باز يافت. جالب اينجاست كه مخصوصاً نمود هايي كه بيشتر جنبه عيني دارد، بيشتر با افكار و انديشه امروز مردم در تضاد است؛ مثلاً مرد ميبد، امروز ديگر نه تنها گرايشي به تصوف ندارند، بلكه با آن در تعارض هستند؛ ولي بسياري از اعمال و رفتار خود، حتي در اجراي آيين ها و مراسم مذهبي، متاثر از عملكرد متصوفه در قرون گذشته اند.
در دوره «ابوالفضل رشيد الدين ميبدي»، تصوف و عرفان در اوج رونق بود (1) ۞ و بزرگاني چون «خواجه عبد الله انصاري»، «شيخ ابو سعيد ابو الخير» و «ابو الحسن خرقاني»، پرچمدار آن بودند. ابوالحسن، خود، شيفته و مريد «بايزيد بسطامي» بود كه حدود يك قرن قبل از مي زيست. وي عارف درس ناخوانده اي بود كه موزون و مسجع سخن مي گفت. خواجه عبدالله انصاري، مريد و شاگرد نامور اين عارف وارسته بود. برخي معتقدند خواجه حتي در كلام خود، متاثر از اين استاد امي است. ميبدي از خواجه عبد الله به عنوان «پير طريقت» خود نام مي برد و در نوشته هاي او، خطوط روشني از انديشه استادان خواجه و از جمله، ابوالحسن خرقاني، به چشم مي خورد. ابو الحسن بر در خانقاه خود نوشته بود: "هر كه در اين سرا درآيد، نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد؛ چه، آن كس كه به درگاه باري تعالي به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد." (2) ۞ و ميبدي مي نويسد: "هركجا خصومتي است از آنجا افتاده است كه تو و من در ميان است؛ چه تو و من از ميان برخيزد، هيچ خصومت نماند." (3) ۞
2- ميبد و ميبدي و ميبديان ۩
ميبدي با پيوند مستقيمي كه با سرسلسله عارفان داشت، خود از عرفاي بزرگ محسوب مي شد و در ميبد، از حرمت و پايگاه علمي و عرفاني ممتازي برخوردار بود. همو بذر عرفان و تصوف را در دل ميبديان كاشت و زمينه رشد و رواج تصوف و عرفان را در ميبد فراهم كرد. دلايل و شواهدي كه در زير مي آيد، مويد آن است كه ميبدي و خط فكري او در ميبد، مقبوليت عام داشته است:
2-1- نخل گرداني در عاشورا ۩
يكي از مهم ترين مراسم مذهبي و آيين سوگواري دهه عاشورا در ميبد، «نخل گرداني» است. نخل به منزله تابوت «امام حسين» و نمادي مقدس محسوب مي شود. تا وقتي محراب «مقبره سلطان رشيد» برپا بود، هر ساله در روز عاشورا، از «محله فيروز آباد» نخل را روي دوش حمل مي كردند و به محل مزبور مي بردند و سه بار دور آن طواف مي دادند. (4) ۞ بردن نخل به مزار سلطان رشيد كه بنا به دلايل قريب به يقين، آرامگاه ابو الفضل رشيد الدين ميبدي است، دليلي جز دلبستگي و احترام شديد مردم نسبت به او ندارد.
|
 عكس چپ: باقيمانده بناي سلطون رشيد در ميبد در يزد؛ مردم اين بنا را مزار ابوالفضل رشيد الدين ميبدي مي دانند و ديدگاه ها و عقايدي اسطوره درباره آن دارند؛ ايرج افشار نيز اين بنا را كاملاً شبيه به چندين بقعه تاريخي و مرتفع يزد، ابرقو و مروست كه همه مزار بزرگان و از آثار قرون هفتم و هشتم هجري بوده است مي داند و اين نظريه را تاييد مي كند؛ مايه افسوس و سرافكندگي اينكه اين بنا در جريان ساخت خياباني در ميبد با خاك يكسان شد. عكس راست: مختصري از تزيينات و گچكاري مانده در درون بناي سلطان رشيد. راست: محسني؛ چپ: ايرج افشار؛ كتاب يادگار هاي يزد |
2-2- روستاي خانقاه ۩
وجود روستايي به نام «خانقاه» و نيز وجود خانقاه هايي كه هنوز در گوشه و كنار ميبد، از جمله در محله فيروزآباد، نام و آثار آنها باقي است، دليل واضحي بر رونق تصوف در ميبد است. در اين محله، حتي بنايي به نام «خواجه» وجود دارد كه هنوز در فصول برداشت محصول، به شكرانه و به رسم خانقاه ها، در آن نان مي پزند و مسكينان را اطعام مي كنند.
2-3- محله حيدري و نعمتي ۩
در آيين و مراسم مذهبي مردم ميبد نيز نمود هايي از علاقه به خط فكري تصوف به چشم مي خورد؛ از جمله آنها، تقسيم شدن فيروز آباد به دو محله «حيدري» و «نعمتي» است.
«حيدريه» فرقه اي از تصوف بودند كه در اصل، مريدان «قطب الدين حيدر راوه اي» هستند (5) ۞ كه از ملامتيان معروف قرن هفتم بود. (6) ۞ مسلك «ملامتيان» در اواخر قرن سوم بنياد گرفت (7) ۞ و بايزيد بسطامي به آن نظر مساعد داشت. ميبدي نيز از تاثير اين فرقه دور نبوده است. او در تفسير خود، مكرر از اشعاري مثال مي آورد كه مبين انديشه «ملامتيه» است؛ مثل:
|
| ........................................دور شو از صحبت خود بر در عادت پرست ................................................................................ | ......................... 1 ............................................. | ........................................بوسه بر خاك كف پاي ز خود بيزار زن (8) ۞ ................................................................................ | |
|
يا اين عبارت: "به هيچ وجه از خويشتن راضي نباشي، ورچه بر صدق و صفا روزگار گذاري؛ بلكه پيوسته از خود ناخشنود باشي و توبت در هر حال بر خود واجب داني. خود را از همه كس كمتر داني و حق همه كس فراپيش خويش داري." (9) ۞
قطب الدين حيدر براي ميبدي ها چهره آشنايي بوده است؛ حتي مثلي دارند به اين مضمون كه "پارسال قطبك بودم، امسال شدم من قطب الدين؛ گر بمانم سال ديگر قطب الدين حيدر شوم."
جماعت حيدريان، مقارن اوايل صفويه در تبريز، اهل تشيع بوده اند و با نعمتي هاي آن ولايت كه طرفدار «شاه نعمت الله ولي» و منسوب به تسنن بوده اند، اختلاف داشته اند. ظاهراً برخورد هاي حيدريه و نعمتيه كه بعد ها در دوره صفويه، رنگ تعصبات غير مذهبي به خود گرفت، از برخورد آنها ناشي شد. كشمكش بين حيدري و نعمتي در دوره صفوي و قاجار همچنان ادامه يافت و مي گويند «شاه عباس صفوي» از آن لذت مي برد. در دوره قاجار اين نزاع بخصوص در روز هاي عاشورا، شدت بيشتري داشت. (10) ۞
چنين تقسيم بندي و كشمكشي در ميبد نيز وجود داشته است. فيروز آباد به دو محله حيدري و نعمتي تقسيم شده بود كه تا اوايل انقلاب، هر سال در دهه محرم، بين دو محله، نزاع در مي گرفت. (11) ۞ هنوز يكي از محلات، همه ساله، دسته اي به نام حيدري وارد ميدان مي كند. عوارض اين دو دستگي ها به صورت محله گرايي در خلق و خوي ميبدي ها شديداً نمودار است.
|
 نقشه جاده هاي استان يزد و شهر ميبد؛ اين شهر باستاني زادگاه بزرگاني چون امام ابوالفضل رشيدالدين بن ابي سعيد احمد بن محمود ميبدي مولف تفسير سترگ كشف الاسرار و عدة الابرار است؛ او اين تفسير را براي متن قرآن در سه بخش ترجمه، تفسير معمولي با روايات و احاديث و همچنين رموز عرفان و اشارات صوفيان و لطايف مذكران از سال 505 ه.ش. نوشته است.
2-4- كتل دراويش ۩
يكي ديگر از نمود هاي گرايش به تصوف كه در آيين هاي مذهبي متجلي شده است، ساختن «كتل درويش» با تزييناتي از كلاه و كشكول و پوست و من تشاء است. حتي يك نفر با هيات دراويش صوفي
در اين كتل مي ايستد و مثنوي مي خواند.
2-5- شاه و سلطان ۩
فرقه «نعمت اللهي» به تقليد از پيشينيان كه نام «سلطان» داشتند، «شاه» را به اول نام خود اضافه نمودند كه ظاهراً منظور از شاه، شاه ولايت -حضرت علي- است. (12) ۞ دو عنوان سلطان و شاه، پيشوند رايجي در ميبد بوده است. هنوز پيرمرداني در ميبد حيات دارند كه نام آنها، پسوند يا پيشوند شاه دارد. سلطان نيز در ميبد از القاب زنان سيده بوده است.
2-6- پير داشتن ۩
عقيده به پير داشتن كه ركن تصوف محسوب مي شود، در نهاد مردم ميبد، عجين شده است. ميبدي مي نويسد: "هركه چنان نمايد كه علم طريق، بي پير، ميسر شود، فتان است." (13) ۞ در فرهنگ ميبد، بي پير بودن، جنبه الحادي دارد و نسبت دادن اين صفت به فرد، به معني لا مذهب و بي دين دانستن اوست.
3- مردم شناسي كشف الاسرار و عدة الابرار ۩
در زمينه مباحث ديگر مردم شناسي نيز در تفسير ميبدي، حداقل در سه مبحث دانش عوام، باور ها و ادبيات شفاهي، مشابهاتي با فرهنگ مردم ميبد به چشم مي خورد.
3-1- دانش عوام ۩
منظور از دانش عوام، دانسته ها و تعابير مردم، نسبت به خلقت جهان آفرينش، مرگ، رستاخيز و حيات و كليه تجربياتي است كه انسان در طول عمر خود كسب مي كند و سينه به سينه به نسل بعد از خود منتقل مي نمايد.
|
 خواجه ميبدي معتقد است كه خداوند جهان را در 7 روز از شنبه تا جمعه آفريد؛ تابلوي پنجمين روز آفرينش اثر بي مانند استاد محمود فرشچيان؛ ايشان در مورد اين نقاشي مي گويند: در اين تابلو، همه مخلوقات زميني و آسماني به ستايش پروردگار مشغولند؛ ماهي هاي واقعي و تخيلي در دريا هاي طوفاني شناور و پرندگان بر آسمان هاي ابري در پروازند. استاد محمود فرشچيان؛ سال 1369
ميبدي در مورد خلقت، از قول پيامبر -ص- نقل مي كند كه "خداوند، خاك را در روز شنبه بيافريد و كوه ها را روز يك شنبه و نهر ها و درختان را روز دوشنبه و مكروه را روز سه شنبه و نور را روز چهارشنبه و چهارپايان را روز پنجشنبه و آدم را روز جمعه." (14) ۞
در فرهنگ ميبد، هر كار كه در روز شنبه آغاز شود، تا شنبه ديگر استمرار دارد. اين اشاره نماديني است به خاصيت خاك كه در شنبه آفريده شده است. ميبدي ها انجام خيلي از كار ها در روز سه شنبه را مكروه مي دانند. آنها چهارشنبه را نيكو و خوش يمن مي دانند و دست زدن به هر كاري در روز پنج شنبه را سنگين مي دانند؛ حتي به عيادت بيمار نمي روند كه ساعتي سنگين است. جمعه كه بنا بر اين روايت، روز خلقت آدم است، در فرهنگ مردم، روز تولد حضرت زهرا -س- است. وقتي براي دفع چشم زخم، اسفند دود مي كنند، بر چشم بد شنبه تا پنج شنبه زاييده شده، لعنت مي فرستند، اما جمعه را ناديده مي گيرند. (15) ۞ عيد گرفتن جمعه و حرمت شب جمعه و به زيارت مردگان رفتن، همه در همين رابطه است.
3-1-2- سرنوشت محتوم انسان ۩
ميبدي مي نويسد: "رسول خدا خطي مربع كشيد و در ميان آن، مربع، و در ميان مربع، خطي راست كشيد و از هر دو جانب، خط هايي فرد كشيد و آنگه، بيرون مربع، خطي ديگر كشيد و گفت: `اين خط كه در درون مربع كشيدم، آدمي است و اين خط مربع، اجل است گرد وي فرو گرفته كه از آن نجهد و آن خط هاي فرد از هر دو جانب، آفت هاست و بلا ها كه در راه وي آمد. اگر از يكي برهد، از آن ديگري نرهد تا آنكه مرگ آيد و اين خط كه بيرون كشيدم، امل و آرزوي است كه هميشه در كاري انديشه مي كند كه آن كار پس از مرگ وي خواهد بود.`" (16) ۞
هنوز بيشتر معمرين و مومنين ميبدي، وقتي بر سر قبري به فاتحه خواني مي نشينند، با پاره سنگي، خطوط متقاطعي بر روي قبر مي كشند كه بي شباهت به مربع اجل نيست.
"چون جان پاك از آلايش بشريت، مرغ وار از قفس خاك برون آيد و سوي عالم علوي، قصد آشيان عزت كند، چون بر آن مركز خويش قرار گيرد و يك هفته برآيد، از خالق دستوري خواهد تا آن منزل خاص خويش را باز بينم. به خاك درآيد و از دور به قالب خويش نگه كند. آن را نه به رنگ خود ببيند و نه بر حال خود؛ بزارد (بگذارد) و بنالد و بازگردد تا هفته ديگر." (17) ۞
مردم ميبد بر اين باورند كه هر شب جمعه، مرده ها مي آيند و بالاي پشت بام خانه خود مي نشينند تا ببينند در غياب آنها چه مي گذرد. اگر كسي به ياد آنها بود، خوشحال مي شوند وگرنه، غمگين، باز مي گردند.
ميبدي از قول حضرت رسول مي نويسد: "`مردگان مي شنوند، چنانكه تو مي شنوي؛ ولي قادر به جواب گويي نيستند.` اين خبر دليل است كه مرده در گور، سخن زندگان را مي شنود و از احوال ايشان خبر دارد." و روايتي از «ابو هريره» نقل مي كند كه گفت: "اعمال نزديكان خود را مي بيند؛ اگر خوب باشد، خوشحال مي شود و اگر بد، غمگين مي شود." (18) ۞
اين دو روايت را مقايسه كنيد با باور هاي مردم در مورد مرده:
● غيبت مرده از غيبت زنده، مذموم تر است. ● روح مرده در دنياست و ناظر اعمال ماست؛ اگر كسي دير به فاتحه خواني برود، شب خواب مي بيند كه مرده از او گله مي كند. ● به مرده توهين نكنيد و ناسزا نگوييد؛ دستش از دنيا كوتاه است؛ مي شنود اما نمي تواند پاسخ بگويد. ● اگر مريض بدحال داشته باشند و در خواب ببينند مرده دست او را مي گيرد و با خود مي برد، يا مشغول آب و جارو كردن است، يقين مي كنند كه مريض آنها خواهد مرد.
|
 عكس بالا: نقاشي اي از شهر مدينه در قديم با برج و بارو ها و مسجد النبي در مركز آن و مساجدي در بيرون شهر. عكس پايين: نقاشي اي قديمي از دروازه شهر مدينه. يثرب يا مدينه دومين شهر بزرگ و مقدس اسلامي است كه در حجاز عربستان قرار دارد و مدفن پيامبر گرامي اسلام (ص) و 4 تن از امامان مي باشد؛ ميبدي ها ارزش زيادي براي كسي كه به شهر مدينه رفته و پيامبر را زيارت كرده باشد قايلند.
ميبدي مي نويسد: "مدينه را سراپرده امن امت تو ساختم. هركه به زيارت تو آيد، در پرده عنايت تو آمد و هر كه در اين خاك، فرو شد، در حمايت رحمت تو آيد؛ تا قيامت از عذاب گور، ايمن شوند." (19) ۞
حرمتي كه مردم ميبد به زاير مدينه قايلند و اينكه معتقدند كسي كه قبر پيامبر را زيارت كرده، نبايد سر برهنه از خانه بيرون برود و اينكه همگان آرزو دارند در جوار مرقد آن حضرت يا اولادان پيغمبر به خاك سپرده شوند تا از عذاب قبر، ايمن باشند، همه به تاسي از اين روايت است.
ميبدي مي نويسد: "ابراهيم از ملك الموت خواست كه صورت خود را در موقع قبض روح كافران، بنماياند. نمود. ابراهيم، شخصي را ديد سياه و تاريك؛ بوي ناخوش از او مي دمد و موي هاي اندام وي بر پاي شده و جامه سياه ناخوش پوشيده و دود و آتش از بيني و دهان وي بيرون مي آيد." (20) ۞
در فرهنگ مردم ميبد اين تصوير دقيقي است از عزراييل وقتي مي خواهد روح انسان هاي بدكار را قبض كند.
ميبدي در توصيف رب العالمين مي نويسد: "به هم آرنده (آورنده) ضد ها در يك تن؛ حرارت و برودت و رطوبت و يبوست. (21) ۞
در طب عاميانه ميبد، حداقل سه خصوصيت در تن ها مي شناسند. ميبدي ها معتقدند طبيعت هر انسان، گرم، سرد و يا رطوبتي است. هر كدام كه غلبه كند، وضعيت مزاجي انسان، دگرگون مي شود. اگر دهانش آب مي افتد، مي گويند سرديش كرده، بايد نبات بخورد. سرش اگر درد مي كند، مي گويند رطوبتي شده، بايد مقداري نمك در دهان بگذارد. حتي براي حشرات، خصوصيت گرمي و سردي قايلند. آنها معتقدند زهر عقرب، خنك است؛ براي معالجه آن بايد از مواد گرمي مثل توت خشك، پياز و اسفند استفاده كرد؛ و زهر زنبور، گرم است و گزش آن را با مواد خنكي مثل سركه كهنه معالجه مي كنند.
3-2- باور ها ۩
ميبدي عدد هفت را مرحله تكامل مي داند؛ چون، صوفيه، هفت وادي عشق را بايد طي كنند و عدد هفت را كامل كننده مقصود مي دانند؛ زيرا خداوند، در هفت روز زمين و آسمان را، هر يك در هفت طبقه آفريد. ميبدي مي نويسد: "شرط توبه آن است كه هر خون و گوشت كه بر هفت اندام دارد، به رياضت، فرو گذارد." (22) ۞
عدد هفت در فرهنگ ميبد به نزديك، عدد كامل كننده است. ميبدي ها معتقدند سوگند كسي پذيرفته مي شود كه هفت قدم رو به حضرت عباس برود. آنها شب بيست و هفتم رمضان به تاس زني مي روند. اگر در هفت خانه رو به قبله را بزنند و كسي آنها را نشناخت و مرادشان داد، حاجتشان برآورده خواهد شد. در معالجه تب لازم يا مالاريا، اگر هفت كليد تجه (/te.jā/) (23) ۞ خانه رو به قبله بدزدند، معالجه مي شوند. آنها مي گويند ظرفي كه سگ در آن غذا بخورد را هفت بار بايد شست تا پاك شود. آنها براي عدد هفت يك خاصيت جادويي قايلند. در جادو درماني ها، نقش هفت دختر نابالغ، مكرر به چشم مي خورد؛ از آن جمله است خال گذاري با آب دهان هفت دختر فاطمه نام، بر هفت موضع مريض مشرف به موتي كه نظر خورده است. (24) ۞ در سفره انداختن نيز وقتي هفت بار سفره نذري بيندازند، به آرزوي خود مي رسند.
3-2-2- تسكين يتيم ۩
ميبدي مي نويسد: "شخصي نزد رسول اكرم -ص- آمد و از سختي دل خويش بناليد؛ آن حضرت فرمود: `براي نرم شدن قلب، مسكين را طعام بده و دست نوازش بر سر يتيم بكش.`" (25) ۞
پيرزنان مومنه ميبدي ثوابي را بالاتر از اين نمي دانند كه دست نوازش بر سر يتيمي بكشند. (26) ۞
|
 عكس راست: سنگ قبر فاطمه بنت الامام سعيد رشيد الدين ابي الفضل ابن ابي سعد بن احمد مهريزد، دختر مولف كشف الاسرار، متوفي در سال 545 ه.ش. نصب در محراب ايوان تابستاني مسجد جامع ميبد در يزد. عكس چپ: سنگ قبر الشيخ الزاهد الامام السعيد العالم موفق الدين ابي جعفر ابن ابي سعد بن احمد بن مهريزد، برادر مفسر بزرگ ميبدي، متوفي در سال 553 ه.ش. نصب در مسجد محله كوچك ميبد در يزد؛ علت خرابي و شكستگي زيادي اين سنگ اين است كه پيشتر در باغ حاجي آقا بابا به عنوان پلي بر نهر آبي از آن استفاده مي شده است. استاد ايرج افشار با جستجو در شجره نامه ميبدي و يافتن فردي از آن خاندان در تاريخ يزد و همچنين با كشف اين دو سنگ قبر كه مربوط به دختر و برادر اين عارف و عالم و اديب قرآن شناس است، بر گمانه پراني هاي نادرستي كه بر سر زادگاه اين بزرگمرد بود مانند بزداوي يا يزداوي بودن، پايان داد. ايرج افشار؛ كتاب يادگار هاي يزد |
3-2-3- جن و بسم الله ۩
ميبدي مي نويسد: "ميان عورات بني آدم و ميان ديو، پرده بسم الله است و ديو از هيچ چيز چنان كوفته و كشته نشود كه از بسم الله شود." (27) ۞
ميبدي ها ضرب المثلي دارند به اين مضمون كه "فلاني مثل جن از بسم الله مي ترسد." آنها معتقدند اگر از بلندي سنگي به زير انداختي يا آب روي آتش ريختي، اگر پا به تاريكي گذاشتي، بايد بسم الله بگويي وگرنه جن زده مي شوي. آنها مي گويند اگر موقع غذا خوردن، بسم الله نگويي، شيطان دست در كاسه تو مي برد.
ميبدي در توضيح واژه «قلائد» مي نويسد: "قلايد آن بود كه بر گردن قرباني مي انداخت. وقتي در ماه حرام به سفر «مكه» مي رفت، اگر مطمين بود كه تا ماه حرام تمام نشده، بر مي گردد، كه مي رفت؛ ولي اگر يقين نداشت، براي ايمني خود، پوست درخت حرم بر گردن قرباني مي انداخت كه ايمن باشد." (28) ۞
ميبدي ها در ايام محرم به گردن گاو يا گوساله اي كه براي قرباني در نظر گرفته اند، لنگ مي بندند.
3-2-5- قيافه شناسي ۩
ميبدي مي نويسد: "حضرت پيغمبر -ص- در موردي، شخص ساده انديش و ابله را با طنز، «عريض القفا» خطاب كردند." (29) ۞ در فرهنگ مردم ميبد براي چنين كسي، اصطلاح «دنده پهن» وجود دارد؛ نيز در مورد كسي كه گردن او عريض و پهن باشد، مي گويند ابله است.
|
 نمايي از شهر تاريخي ميبد؛ ميبد يكي از شهر هاي تاريخي و از كانون هاي تمدن و يكجانشيني در ايران و جهان است كه پيش از اسلام شهري مهم و بندري و يكي از شهر هاي ضرب سكه هاي ساساني بوده است؛ نام ميبد را برخي برگرفته از مي بد به معني دارنده مي و برخي دگرگون شده موبد و پاره اي برگرفته از نام ميبدار، سردار شاهنشاه يزدگرد اول مي دانند. Ellen Mack; Flickr
3-2-6- ارث بردن همسايه ۩
ميبدي حديثي را مي آورد به اين مفهوم كه "همسايه، ارث مي برد." (30) ۞ در ميبد، ضرب المثلي دارند به اين مضمون كه "همسايه دست راست، ارث مي برد."
3-2-7- كراهت از سگ ۩
ميبدي مي نويسد: "«جبرئيل» بر در سراي پيغمبر فرود آمد؛ اجازه دخول خواست. حضرت اجازه داد ولي جبرييل وارد نشد. وقتي پيغمبر علت را پرسيد، جبرييل گفت: `سگ بچه اي در خانه است و ما كه فرشتگانيم در هيچ خانه نرويم كه در آن سگ باشد.`" (31) ۞
مردم ميبد از نگهداري سگ در خانه، شديداً پرهيز دارند.
3-2-8- چهارپاي سياه ۩
ميبدي مي نويسد: "چهارپاي سياه بكشيد و به خصوص آنكه دو نقطه دارد، شيطان است." (32) ۞ مردم ميبد، گربه سياه و بز سياه را شيطان مي دانند؛ به خصوص حيوان سياهي كه دو نقطه سفيد در بالاي چشم دارد و به اصطلاح «چهار چشم» است را بدشگون مي دانند؛ حتي از نگهداري مرغ سياه در خانه، كراهت دارند.
3-3- ادبيات شفاهي ۩
در تفسير ميبدي از واژگان و اصطلاحات زير كه با لهجه مردم ميبد مطابقت كامل دارد، كراراً استفاده شده است:
● باش: صبر كن ● شنفته: شنيده ● واز: باز ● شند: شنود ● نشيد: نشويد ● دل دادن: گوش دادن ● پي كس فرستادن: دنبال كسي فرستادن ● پي كسي رفتن: دنبال كسي رفتن ● نماز خفتن: نماز عشاء ● نماز پيشين: نماز ظهر ● نبادا: مبادا
|
|
كتاب يادنامه ابو الفضل رشيد الدين ميبدي صاحب تفسير كشف الاسرار و عده الابرار؛ جلد 1، الف تا سين انديشه برگزاري كنگره بزرگداشت ابو الفضل رشيد الدين ميبدي -صاحب تفسير گرانقدر كشف الاسرار و عدة الابرار- به سال 1371 بر مي گردد كه سيد عبد العظيم پويا -فرهنگ دوست پر تلاش خطه ميبد- به همراه چند تن از ياران ميبدي خود، چنين انديشه اي را مطرح كردند. آنگاه تلاش هايي در حوزه معاونت پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد، استانداري يزد و دانشگاه آزاد ميبد صورت گرفت و سرانجام طرح برگزاري اين كنگره در روزنامه ها منتشر گرديد و از پژوهشگران درخواست مقاله شد و در زمان مقرر، حدود 80 مقاله به دبيرخانه كنگره رسيد و بررسي مقدماتي آنها آغاز شد. براي بررسي مقالات، سه گروه هيات علمي در سه شهر در نظر گرفته شد. صاحب نظران تهران عبارت بودند از استادان گرانقدر آقايان دكتر سيد جعفر شهيدي، دكتر مهدي محقق، دكتر رضا داوري اردكاني و دكتر نصر الله پور جوادي. استادان مشهد عبارت بودند از آقايان دكتر مهدي ركني يزدي و دكتر محمد جعفر ياحقي. در يزد آقايان دكتر حميد رفيعي، دكتر سيد محمود الهام بخش و دكتر يد الله جلالي پندري اعضاي گروه را تشكيل مي دادند. در سال 1373 كوشش براي برگزاري كنگره به اوج رسيد و سرانجام كنگره بزرگداشت ميبدي با حضور استادان، انديشمندان و صاحب نظران ايراني و خارجي در ارديبهشت 1374 در ميبد برگزار گرديد. استاد گرانقدر آقاي دكتر عبد الحسين زرين كوب نيز با حضور خود در كنگره، شوقي ديگر در حاضران ايجاد كردند و اين خطه كويري را مفتخر كردند. پس از دو سال، نگارش نهايي مقالات نيز آماده شد و مقالات توسط سيد عبد العظيم پويا براي بررسي نهايي و آماده سازي جهت چاپ در اختيار دكتر يد الله جلالي پندري و دكتر مهدي ملك ثابت قرار گرفت. قرار بر اين شد كه جلد اول مقالات كه شامل مقالاتي كه اول نام نويسنده آنها از حرف الف تا سين بود، با نظارت آقاي جلالي پندري و جلد دوم يعني از شين تا ي با نظارت آقاي ملك ثابت آماده چاپ و انتشار گردد. همچنين اشعار ارزشمندي كه بدين كنگره رسيده بود نيز قرار شد تا در دفتري جداگانه با نظارت شاعر آقاي دكتر سيد محمود الهام بخش منتشر گردد. سرانجام كار بررسي، ويراستاري، نمونه خواني و غلط گيري مقالات انجام شد و پس از چهار سال از برگزاري كنگره، جلد نخست مجموعه مقالات به كوشش دكتر يد الله جلالي پندري به پيشگاه اهل انديشه و ادب و ميبد تقديم شد. فهرست مقالات و نويسندگان جلد نخست به اين ترتيب است: "ياد خداوند و راز حروف مقطعه در نظرگاه ميبدي" نوشته «زكريا خالقي»، "كشف الاسرار در ميزان نقد عربي" نوشته «صاحبعلي اكبري»، "بازنگري تصحيح متن نوبت اول" نوشته «سيد محمود الهام بخش»، "كشف الاسرار ميبدي و كالبد شناسي انساني" نوشته «محمد علي امامي ميبدي»، "تفسير عرفاني و وجهه كشف الاسرار" نوشته «رضا انزابي نژاد»، "اهل بيت (ع) در تفسير كشف الاسرار" نوشته «بنياد باقر العلوم (ع)»، "زندگاني، آثار، آراء و عقايد ميبدي" نوشته «بنياد باقر العلوم (ع)»، "قرائات قرآن در تفسير كشف الاسرار" نوشته «رمضان بهداد»، "حافظ شيراز و كشف الاسرار" نوشته «مسيح بهراميان»، "جلوه هاي ولايت در تفسير كشف الاسرار" نوشته «محمد امين پور اميني»، "بررسي روايات كشف الاسرار" نوشته «بهروز ثروتيان»، "نگاهي مردم شناختي به تفسير ميبدي" نوشته «محمدسعيد جانب اللهي»، "احاديث نبوي و مقامات عرفاني در كشف الاسرار" نوشته «ناصر جان نثاري»، "لزوم تصحيح دوباره كشف الاسرار" نوشته «عزيز الله جويني»، "ارزش ادبي كشف الاسرار" نوشته «اسماعيل حاكمي»، "سيماي تابناك حضرت فاطمه (س) در كشف الاسرار" نوشته «سيد جواد خسرواني شريعتي»، "تاثير تفسير كشف الاسرار در تفسير عرفاني صفي علي شاه" نوشته «طاهره خوشحال دستجردي»، "روايت خضر (ع) در كشف الاسرار" نوشته «سيد محمد دامادي»، "تجلي مراتب شهودي پيامبر اكرم (ص) در كشف الاسرار" نوشته «محمد دهباشي»، "ابليس در دو چهره مردود و مقبول" نوشته «حسين رزمجو»، "شعر فارسي در كشف الاسرار" نوشته «ذوالفقار رهنماي خرمي»، "لزوم تصحيح مجدد كشف الاسرار" نوشته «غلام رضا زرين چيان»، "عنوان هاي تازه از كشف الاسرار براي فرهنگ هاي فارسي" نوشته «غلامرضا ستوده»، "جلوه هاي عشق و بي خودي در كشف الاسرار" نوشته «سيد علي محمد سجادي» و "تاثير روح الارواح در تفسير كشف الاسرار" نوشته «علي اصغر سيفي». |
|
|
|
ديدگاه هاي خوانندگان درباره اين مقاله: | 1 ديدگاه واپسين از 1 ديدگاه |
باسلام بسياري از مثالها و عقايد و كلمات آورده شده در اين مقاله در ساير مناطق ايران هم رايج است و مخصوص منطقه ميبد نيست ومثالهاي خيلي كمي مخصوص ميبد بود بنابراين بهتر است كه فقط مثالهاي مربوط به ميبد را بيان ميكرديد ويا در ساير موارد اشاره ميكرديد كه مانند ديگر مناطق ايران ميبديها هم به فلان مثل يا موضوع اعتقاد دارند ازجمله حيوان سياه و مرغ سياه و گربه سياه و شيطان و بسم الله و جن و دنده پهن و غيره.كلمات شنفتن-پي كسي فرستادن و .......... باتشكر 2/17/2019 4:02:41 PM |
|
هنگام چاپ: 4/24/2009 11:56:40 PM | امتياز: 3.35 از 5 در 17 راي | شمار بازديد: 54556 | شمار ديدگاه: 1 |
|
|