آيين پيوند زن و شويي زرتشتيان از مقدمه تا پيش از خواستگاري |
|
چكيده: اين مقاله به بيان مقدمه اي بر مراسم مقدس ازدواج در بين زرتشتيان و ايرانيان باستان مي پردازد و از نكاتي چون وجود نداشتن طلاق، تك همسري دايمي، آزادي راي دختران و پسران در ازدواج و غيره سخن مي راند. همچنين اندكي درباره مقام زن در ايران باستان سخن مي گويد و ماجراي خواستگاري و ازدواج جاماسب و پورچيستا را تعريف مي كند و در آخر ماجرا پند هاي حضرت زرتشت به نو عروسان و تازه دامادان را بازگو مي كند. در پايان شيوه آشنايي پسر و دختر با هم و شيوه انجام صحبت هاي اوليه تا خواستگاري در قديم و اكنون توضيح داده مي شود. واژگان كليدي: پيوند زناشويي، ازدواج زرتشتيان، نمانو پي تي، نمانو پت ني، كدخدا، كدبانو، جاماسب، پورچيستا، حضرت زرتشت، اوستا، گات ها، خواستگاري، بله برون، برگ سرو، انار، نامه نگاري، زردشتيان، يزد. |
|
كتاب: پيوند مهرگان، گذري بر آيين و پيوند زن و شويي زرتشتيان نويسنده: شهريار هيربد انتشارات: بقية العتره ناظر چاپ: سيد محمد موسوي طراح جلد و حروف نگار: شهدخت هيربد شابك: 964-90780-1-0 |
|
شهريار هيربد فعال فرهنگي و اجتماعي، روزنامه نگار، نويسنده و پژوهشگر با تخصص در فرهنگ زرتشتيان و از نويسندگان دانشنامه مشاهير يزد. |
|
|
|
خوانندگان گرامي! چنانچه عكس و دانسته هاي بيشتري راجع به پژوهشگر و نويسنده گرانقدر اين مقاله داريد براي ويرايش نهايي مقاله آن را براي ما بفرستيد. |
|
1- مقدمه ۩
|
 نمودار و فرمول به دست آوردن سن تقريبي پسر و دختر براي ازدواج در بين ايرانيان و زرتشتيان.
پيوند زن و شويي يا زناشويي يكي از كار هاي پسنديده و بايسته در بين زرتشتيان است. پسران و دختران پس از رسيدن به بلوغ رواني، سن قانوني، رشد اجتماعي و آموختن مهارت هاي زندگي، بايد تشكيل خانواده بدهند و زندگي مشترك خود را بنيان گذارند و عشق و علاقه را تجربه كنند كه اين مهم با همكاري پدر و مادر خانواده در به سامان رسانيدن فرزندان، آسان تر و بادوام تر صورت مي گيرد.
در ازدواج هاي صورت گرفته بين اين قشر از جامعه، شاخص انتخاب سن همسر يا زن براي زندگي مشترك، به طور نسبي، از فرمول نصف سن پسر به علاوه ده تبعيت مي كند.
در آيين زرتشتي بجز در شرايط خاص، طلاق وجود ندارد؛ همچنين هر مرد يا زن بايد يك همسر براي خود برگزيند و اين گزينش هنگامي تداوم خواهد داشت كه با نيروي خرد و بهره وري از تجربه بزرگان انجام گيرد.
در ايران باستان، مردي كه زن داشت و داراي فرزند بود، بر مردي كه زن و فرزند نداشت، برتري داشت. به مردي كه همسر انتخاب كرده بود «نمانو پي تي» و به زني كه شوهر داشت «نمانو پت ني» گفته مي شد؛ كه «نمانو» به معني خانه و خانواده و قسمت دوم هر دو واژه، رييس و رهبر، معني مي دهد. اين واژه ها در تفسير پهلوي به صورت «كد خدا» و «كد بانو» آمده است. «كد»، «كده»، «كزه» و «خده» به معني خانه و «خدا» به معني سردار، رييس و صاحب، معني شده است.
طبق شواهدي كه در دست است، مردان يا زناني كه به هر دليل، تنها شده اند، براي هميشه به همسر قبلي خود وفادار مانده و تجرد اختيار كرده اند؛ به ويژه خانواده اي كه داراي فرزند بوده اند، مهتري و سروري بر فرزندان تا به ثمر رساندن و تشكيل خانواده را گزيده و براي آنان از خود گذشتگي نموده اند.
|
 پوروچيست يا پورچيستا، كوچكترين دختر حضرت زرتشت و از اولين گروندگان به آيين مزديسني است كه جاماسب فرزانه -وزير و به قولي برادر كي گشتاسب- را به همسري گزيد؛ واژه پوروچيستا به معني پر بينش است. حجت شكيبا
در نوشتار هاي قديم آمده است كه زنان ايراني در فن تير اندازي، اسب سواري، شمشير زني و ديگر فنون پهلواني نيز آموزش هايي مي ديدند و در شكار و در جنگ شركت مي جستند. درباره زنان نامور و شير افكن درج است كه اغلب با يلان و پهلوانان، دست و پنجه نرم مي كردند. بنابراين، مقام زن چه در زمان «زرتشت» و چه در پيش از وي، در جوامع ايراني محترم و باارزش بوده است. البته با ظهور زرتشت و اصلاحات وي، چنانكه از «اوستا» و قسمت هاي متقدم بر مي آيد، زن نيز داراي حقوق مساوي با مرد بوده و به همان اندازه مي توانسته ماثر باشد كه يك مرد منشا اثر داشته است. اراده زنان و دوشيزگان چه تا آن هنگامي كه در خانه پدري بودند و چه هنگامي كه شوهر كرده و به خانه شوهري مي رفتند، قوي بوده و قادر بودند تا از روي خرد و درك واقعيت، حقانيت خود را به ثبوت برسانند و تحميل نمايند.
آزادي راي زنان را، در «گات ها»، به هنگام خواستگاري «جاماسب» -وزير «شاه گشتاسب»- از «پوروچيستا» -دختر زرتشت-، در مي يابيم. زرتشت رو به سوي كوچكترين دخترش كرده، بيان مي دارد: "تو اي پوروچيست! اي جوان ترين دختر زرتشت از خاندان «هيچتسپ»! مزدا اهورا، جاماسب را كه به انديشه نيك و پاكي و راستي پايبند است، براي همسري، به تو مي بخشد. پس با خرد خود هم پرسي كن و در صورت پسنديدن او، با عشق پاك در انجام وظيفه مقدس زن و شويي بكوش." پاسخ پورچيستا به پدر پس از انديشه ژرف، چنين است: "بي گمان من كسي را كه براي خانواده، پدر و سرور گمارده شده، خواهم گزيد و دوست خواهم داشت. باشد كه روشنايي انديشه نيك به من برسد و زني پارسا و پاكدامن در ميان پاكان باشم."
پس از پاسخ پورچيستا كه نه تنها جاماسب را برگزيده، بلكه دوست خواهد داشت، زرتشت رو به انجمن و گردآمدگان در همايش نموده و مي گويد: "اين سخنان را به شما مي گويم اي نو عروسان و تازه دامادان! پندم را با انديشه بشنويد و به ياد سپاريد و با ياوش (1) ۞ خود، وجدان خود را دريابيد و به كار بنديد. پيوسته زندگي با انديشه نيك كنيد و هر يك از شما در راستي از ديگري پيشي جوييد تا از زندگي و خانمان خوب برخوردار گرديد. اي مردان و اي زنان! اين را به درستي بدانيد كه در اين جهان، دروغ، فريبنده است؛ از آن بگسليد و آن را مگسترانيد و اين را نيك بدانيد كه آن خوشي اي كه از تباهي و تيرگي راستي به دست آيد، مايه اندوه است. پاداش نيك خداوند تا روزي براي شما خواهد بود كه در زندگي زناشويي خود چه در تنگي و چه در فراخي با هم بجوشيد و با هم مهربان باشيد؛ اما اگر انديشه دروغ بر شما چيره گردد با پيامد آه و افسوس روبرو مي شويد."
آيين زن و شويي يا زناشويي در بين زرتشتيان، بدون مهريه است و به ترتيب شامل «خواستگاري»، «نامزدي»، «گواه گيري»، «جشن عروسي»، «پاتختي»، «دست بوسي مادرزن» و «خانه خندان» يا «پاگشايي عروس» است كه در قديم مراسم «سردواژ» نيز مرسوم بوده است. اين مراسم در نزديكي اجراي جشن عروسي و با سر آب روان رفتن داماد پس از عروسي انجام مي شده است. در آينده به شرح آنها مي پردازيم. (2) ۞
|
 عكس عروسي دو خانواده از پارسيان هند؛ پارسيان هند از زرتشتيان ايراني اي هستند كه در هند مي زيند؛ آنان در تنگنا هاي زمانه از ايران به هند كوچيده اند ولي سنت هاي سرزمين مادري، دين اجدادي و عشق به وطن را در خود حفظ كرده اند.
2- آشنايي دختر و پسر و گذاشتن قرار خواستگاري يا بله برون ۩
هنگامي كه خانواده هاي زرتشتي در ديد و بازديد هاي خانوادگي، جشن ها و مراسم ديني و گردهمايي در نيايشگاه ها شركت مي كنند، پسر و دختري كه قصد ازدواج دارند، با يكديگر آشنا مي شوند. در اين آشنايي، چنانچه جواني، دختر مورد علاقه خود را در نظر گرفت، موضوع را با خانواده خود در ميان مي گذارد كه خانواده پسر توسط يكي از فاميلان يا آشنايان، پدر و مادر دختر را از خواستگاري، باخبر مي سازند. آنگاه خانواده دختر با گرفتن مهلت، تحقيق خود را آغاز مي كنند. چنانچه از نظر فرهنگ خانوادگي، همخواني داشته باشند، جواب بله را به اطلاع خانواده پسر مي رسانند. آنگاه روزي را براي قرار و مدار و بيان چند و چون زندگي و شرايطي كه دارند، انتخاب مي نمايند. چنانچه به توافق رسيدند، روزي را براي «خواستگاري» يا «بله برون» در نظر مي گيرند.
در زمان قديم، پسري كه تصميم ازدواج داشت، مستقيماً به خانه پدر دختري كه در نظر داشت، مراجعه مي نمود و پس از برشمردن هنر هايش، خواست خود را در ميان مي گذاشت. جوان حتماً بايستي هفت هنر مي داشت؛ سواركاري، شكار، پيكار، چوگان، كشاورزي، آهنگري و ... كه در برابر پرسش پدر عروس مي بايست پاسخ گويد. آنگاه پدر عروس، موضوع را با دخترش در ميان مي گذاشت و پس از موافقت دخترش، وصلت صورت مي گرفت.
دوره اي نيز به سادگي با تقديم برگ سرو سبز يا اناري كه با سكه رويش را زينت داده بودند، توسط مادر پسر به دوشيزه اي كه هنگام ازدواجش بود، خواستگاري صورت مي گرفت كه اگر دختر بدين وصلت رضايت نداشت، از پذيرفتن برگ سرو يا انار، خودداري مي كرد.
زماني نيز نه چندان دور، بلكه سه دهه پيش، نامه اي براي خواستگاري، خطاب به پدر دختر نوشته مي شد و به امضاي داماد آينده و يا پدر داماد مي رسيد و براي خانواده دختر ارسال مي شد. اين نامه را براي شگون و مباركي، روي كاغذ سبز مي نوشتند و در پاكت سبز قرار مي دادند و با يك دستمال سبز رنگ، كله قند، آويشن، سنجد و نقل به منزل پدر دختر مي فرستادند:
|
به ياري اهورا مزداي پيوند ساز به روز .......... و ماه .......... فرزانه ارجمند، آقاي ........... از آنجا كه هر سري را همسري شايسته و هر فردي را زوجي بايسته است، به رخصت پروردگار و به روش دين وه مزده يسني (3) ۞، اينجانب .......... سرافرازم كه دوشيزه والا گهر .......... فرزند ارجمند شما را براي همسري فرزندم آقاي .......... خواستگاري نمايم. اميدوارم او را به چاكري خود بپذيريد و مرا شاد كنيد و سربلند فرماييد. امضاء .......... |
|
پدر عروس نيز در صورت موافقت، نامه اي در جواب به پدر داماد مي فرستاد:
|
به ياري اهورا مزداي بخشنده و پيوند ساز به روز .......... و ماه .......... فرزانه والا نهاد، آقاي .......... در پاسخ به نامه خواستگاري آن فرزانه ارجمند از فرزندم دوشيزه .......... براي فرزند والا تبارتان، سرافراز است كه با بسي شادي و سربلندي، اين پيوند نيك فرجام را پذيرا بوده، بدين وسيله، خوشنودي فرزندم و خود و همسرم را به آگاهي برساند. آرمان داريم اهورا مزدا به آنها زندگي خوش و پربار بخشش فرمايد و ديرزي و نيكبخت باشند. امضاء .......... |
|
|
|
منابع و مآخذ:
(1) مقام زن در ايران باستان؛ دينشاه ايراني (2) از نوروز تا نوروز؛ موبد كورش نيكنام (3) مراسم و آداب زرتشتيان؛ موبد اردشير آذرگشسب (4) گاهشماري و جشن هاي ايران باستان؛ هاشم رضي (5) مختصري از دانستني هاي ديني؛ كيخسرو راستي (6) ماهنامه پيك مهر؛ موبد مهربان شهرويني (7) زناشويي در ايران باستان؛ هيربد جمشيد كاتراك (8) دانشنامه مزديسنا؛ موبد جهانگير اشيدري (9) خاطرات 365 روز؛ جمشيد پيشدادي (10) اوستا؛ استاد اردشير شهمردان (11) تصنيف و ترانه؛ سعيد مشكين قلم (12) اشعاري از مهربان ابريشمي (13) ديوان حافظ (14) ديوان عراقي (15) كليات سعدي (16) فرهنگ عميد (17) اشعاري از خاقاني (18) سفرنامه خجسته ميسترينگ (19) ابياتي از اردشير خاضع |
|
پيوند مهرگان چند سالي بود به پشتكار پژوهشگر تواناي زردشتي «شهريار هيربد»، سلسله گفتار هايي درباره آيين هاي گوناگون زرتشتيان در نشريات «پيمان يزد»، «يزد امروز»، «خاتم» و «فصلنامه فرهنگ يزد» چاپ مي شد؛ تا اخيراً به كوشش وي بخشي از اين گفتار ها پس از بازنگري و افزايش، در قالب كتاب «پيوند مهرگان، گذري بر آيين زن و شويي زرتشتيان يزد» چاپ و منتشر شده است. در اين زمينه، ساليان پيش كتاب هايي با عنوان آداب و رسوم زناشويي زرتشتيان تاليف «كيخسرو خسروياني» و «زناشويي در ايران باستان» نوشته «جمشيد كاتراك» چاپ شده بود كه كلي بود و بيشتر به نحوه آن اشاره شده بود تا آيين هاي گوناگون آن مانند خواستگاري، بله برون، جشن گواه گيري و غيره. به جز آن، جسته گريخته در كتاب هاي «از نوروز تا نوروز» نوشته «كوروش نيكنام»، «مراسم و آداب مذهبي زرتشتيان» نوشته «اردشير آذر گشسب»، «خاطرات 365 روز» نوشته «جمشيد پيشدادي» و «بالاخره به يزد بر مي گردم» اثر «خسرو باستاني فر»، «شناخت استان يزد» نوشته «ايرج افشار سيستاني» و «استان يزد» اثر «حسن زنده دل» بدين آيين ها پرداخته شده بود، اما هيچ كدام به كاملي اين كتاب نبود. اكنون شهريار هيربد با تلاشي درخور، آن را گرد آورده و در حال گردآوري ديگر آيين هاي ديني و ملي زرتشتيان يزد است كه اميد مي رود هرچه زود تر تدوين و چاپ كند. پس از درگذشت زنده يادان «پريبرز نسيمي» و «خداداد خنجري» و رهسپاري «كورش نيكنام» به تهران و پذيرش نمايندگي مجلس شورا، ديگر پژوهشگري توانمند در حوزه پژوهش هاي زرتشتي يزد قلم نمي زد، تا اين چند سال كه آقاي هيربد با شوقي بي مانند دست بدين كار زده و برايش آرزوي كاميابي مي شود. كار خوب نويسنده، همراهي اشعار زيبا و مناسب و عكس هاي گويا با آيين هاي آمده در كتاب است كه بر غناي كتاب، دوچندان افزوده است.حسين مسرت آقاي هيربد در ديباچه كتابش چنين مي گويد: "حفظ آيين ها و سنت ها از ديرباز مورد توجه پدران و مادران بوده است و هر يك سعي كرده تا آنجا كه ممكن است آنرا به نحو شايسته به فرزندان خود آموزش دهند تا آنان نيز بدون كم و كاست به نسل بعدي انتقال دهند. در اين گذر نمي توان به عوامل ناخواسته اي كه گريبانگير بامس ها و ممس ها بوده است، بي توجه بود. پس از حكومت صفويه تا زمان قاجار بيشترين فشار بر روي زرتشتيان بوده است؛ آنگونه كه نفوس زرتشتيان از يك ميليون خانوار در حكومت صفويه، به كمتر از ده هزار نفر در دوره قاجار رسيده اند كه خود گوياي آن است كه هرگز آثار و نوشته اي از زرتشتيان به جا نماند و امروز كه زرتشتيان در آسايش و مورد احترام هستند، كمتر كسي به ياد ثبت و ضبط آيين ها و سنت ها مي باشد. گويي تهاجم فرهنگي چنگال قوي تري داشته و پنجه بر روح و جسم ما انداخته است؛ آنگونه كه زبان دري فراموش شده است. خط نوشتاري اي كه زماني آواي پرندگان و صداي آبشار ها را بدان مي نوشتند، اكنون جز چند حروفي و آن هم كمرنگ از آن نمي شناسيم. پوششمان هم تقليد از فرهنگ بيگانه است. آنگاه كه در پيدايش مراسمي، سوالي از پيران سالخورده مي نمايم، عموماً فراموش كرده و هيچ نمي گويند. به عنوان مثال «عروس كشاني» كه بدين زيبايي با خواندن اشعار پرمغز در جشن دامادي و عروسي مي بينيم، حاصل واكنش حركت افرادي بوده كه عروس را مي دزديده اند؛ اما در چه زماني و چگونه؟ در بين كدامين قوم و حكومتي انجام مي شده؟ هنگامي كه مي پرسيم اغلب اظهار بي اطلاعي مي نمودند. اين بنده تا آنجا كه توانسته، سختي ها را به جان خريده و حرف هاي درشت را بر خود هموار نموده تا مختصر احوالي به دست آورد و در اختيار خواستاران قرار دهد. فهرست نام بخش هاي اين كتاب نسبتاً كوچك اما پرمحتوا و شيرين بدين ترتيب است: «پيشگفتار»، «به نام آنكه زيبايي آفريد»، «آيين پيوند زن و شويي زرتشتيان»، «بله برون»، «نامزدي يا طلبون»، «شيريني و جشن و جشني»، «وكيل پرسان»، «جشن گواه گيري يا عقد كنان»، «جشن دامادي و عروسي در زمان قديم»، «دست بوسي»، «پاي چشمه يا سر آب»، «پاتختي»، «پاگشايي»، «سيسموني»، «نام ازدواج ها در قديم»، «ترانه هاي پيشكش به نو عروسان و تازه دامادان»، «نماد هاي سفره گواه گيري» و «منابع». |
|
|
|
ديدگاه هاي خوانندگان درباره اين مقاله: | 5 ديدگاه واپسين از 5 ديدگاه |
لطف ا.. . حاجي هاشمي ي- م | hajiha...@ymail.com |
با درود بيكران به پيشگاه شما عزيزان و سروران آزاده ايران زمين و سپاس از آقاي شهريار هيربد فرهيخته آري دوستان گرامي اين است فرهنگ و تمدن مردم سرزمين اهورايي ايران زن و مرد مساوي ، انتخاب همسر آزاد ،مهريه وجود ندارد اما زن در تمام دارايي خانواده شريك درنصف دارايي مي باشد و ... تصور كنيد اگر موفق به احياي اينگونه آداب شويم به كجا خواهيم رسيد . با سپاس پيروز باشيد 2/15/2009 12:48:19 PM
واقعا" جاي تشكر و قدر داني دارد. موفق باشيد. 4/6/2012 8:40:19 PM
همه پيامبران خدا – بدون استثنا – امر به عفاف و حجاب مي كرده اند . حال سوال اصلي و مهم اين است كه اگر زردشت واقعاً پيامبر خدا بوده پس طبيعي است كه امر به پوشش مناسب داشته باشد ، پس چرا شما كه خود را زردشتي و پيرو ايشان مي دانيد اين قدر بين شما بي حجابي و بي حيايي مي بينيم ؟ مثلاً آن دختران سدره پوش موهاي سرشان و قسمتي از دستانشان مقابل مردها نمايان است ، آن آقايان نامحرم خيلي راحت دست خود را روي بدن دخترها مي گذارند و ... . يقينا حضرت زردشت به اين اعمال راضي نيست . حال احكام غير معقول و خنده دار مثل ازدواج با محارم پيشكش ... 7/2/2012 10:04:49 AM
فوق العاده خوب و عالي درود و سپاس از شما 7/29/2014 4:07:41 AM
در جواب سوال محمد بايد بگويم : با آييني كه در زمان باستان كه مردم به رويت موي سر زن اشباه شده نگاه ميكردند و بعد قرنها در اين دين مقدس و جاودانه زرشت همچنان بدون هوسراني و شهوت پايدار مانده است . محمد جان جنس موي تو و يك زن چه فرقي دارد كه با ديدن موي زن تحريك خواهي شد و آن را گناه ميداني ؟ اين يك بحث عميق دارد و ريشه ديني و تاريخي كه حجاب از كجا آمده است . اگر بداني اينگونه حرفي را بر زبان نخواهي آورد . حجاب اسلام در ايران را كه همه شاهد هستند ، فحشا كه بطور علني نمايان هست پس ... ! 7/29/2014 4:19:56 AM |
|
هنگام چاپ: 2/15/2009 2:51:46 AM | امتياز: 4.56 از 5 در 23 راي | شمار بازديد: 45396 | شمار ديدگاه: 5 |
|
|